پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٧١)
" پذیر ":قابل.
" تعریف ":شناسه.
" نمای ناشو . نمود ناشو. نمودار ناشو. و ( نشو و نشدنی برای هریک بکار می ر ود ) ":توجیه محال.
" ناگذار ":وقف.
" دادشه. داده شده ":منقول. " نادادشه. ناداده شده ":غیرمنقول.
" همیاری. همکاری. هم یاوری. همرسی. هم پرسی. هم پوششی. هم پوشی. هم کوششی. هم گروهی. هم واری. هم داری. هم کناری ":مکانفه.
" از چه ای به که ای پی بردن ":دلیل لمی. " از که ای به چه ای پی بردن ":دلیل انی. " راههای که ای و چه ای ": دلیل های انی و لمی. راهها؛ ۱_انی:" که ای ...
" که ای. کیستی ":لمی. دلیل لمی از آفریدش به آفرینش پی بردن. ویا از آفریدگر به آفریده پی بردن است.
" راهِ چِه ای ":دلیل لمی. # راه همانایی ":دلیل انی.
" رسایی همنَزد در بررسی زمخشری و جایش در درسهای رسایی ": البلاغه القرانیه فی تفسیر الزمخشری و اثرها فی الدراسات البلاغه.
" شاید دو جا. شاید جایگاه ( زمانی و مکانی ) میشود دوجا. تواند بود دو جا. می شاید دو جا . دوجاشایی. دوجایگی ":محتمل المحلین.
" یابندهء پنیسیلین. یافتگر پنیسیلین ":کاشف پنیسیلین.
" بر روبای آلوده. بر روبندهء پِلِکیدِه . بر زدایندهء آلودگی. بر زدایندهء پوش. برزدایندهء پوشش. بر بردارندهء پوشش. بر یافتگر پرده ":علی کشاف الغطا.
" کاشف الغطا :" بردارندهء آلودگی. رهایی از غرپ ( غرق ) شدگی=رهایی از غرب زدگی ". کشف الغطاء:پرده بردا. پرده زدا. پرده برگیر. پرده لازن. پرده برگیر ".
" پوشش زدا. بردارندهء پوش. [برداشتگر آلودگی "=راز آلودگی#راز زدایی. ) ]:کاشف اللثام. کشف اللثم:" یافت پرده. یابندهء پوشش ".
" دریافتن. دریافت. دریافتش ":کاشف به عمل آوردن. دریافتم. دریافتی. دریافت. دریافتیم. دریافتید. دریافتند.
" برهنه. آشکارش. برهنه نمایی. آشکار نمایی. برهنگی. آشکارگی. برهنه گرایی. آشکار گرایی . برهنه ورز. برهنه ورزی. برهنه ورزیگر. برهنه ورزیگری. برهنه ورزی ...
" یابندهء گسترش روش رویه برداری ( عکس برداری=اسک برداری ) از . . . . . ":کاشف توسعهء متد . . . .
" گذارده های کُنیه ":جمله های فعلیه.
" بررسیِ گردایِ گرد ":تفسیر جوامع الجامع.
" بررسیدهء ارمغان مر خواهندهء یابنده را . ( ارمغان رسی یابنده خواهی ) ":تفسیر الاتحاف لطلب الکشاف.
" آویزه بر پژوهیدهء ( بررسیدهء ) یابنده ":الحاشیه بر تفسیر کشاف.
" کَندِشِ یابنده ":تجرید الکشاف.
" گسترِ یابندهء واژگان فنها و دانستها ":موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم.
" یابنده از راستیهای پیچیدهء پایینا و چشمهء گفتگان در روی های نُخُستَن ":کشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل.
" کاوشِ یابنده ":تفسیر کشاف.
" بررسی یابنده ":شرح کشّاف.
" یافتِ یابندِه ":کَشفِ کَشّاف.
" یابندهء واژگان فن ها " :کشاف اصطلاحات الفنون.
" بلندایِ بلندا ":ارتفاع ارتفاع. بلندا. اوجا. فرا. بُنا. تَها.
" بلندا سنج ":ارتفاع سنج. " ژرفا سنج ":عمق سنج. . . . . . . . . . . . . " فراسنج #فرو سنج ":اوج سنج#حضیض سنج.
" زَد و خوردِ کِشمَکِشی . ناسازش کشمکشی. ناسازایی کشمکشی. زدش کشمکشی. خوردش کشمکشی. ناسازی کشمکشی ":تضاددیالکتیکی.
" مَرزا. نامَرزا. مرزیده. نامرزیده. نابه مرز. به مرز ":حد.
" چند سبک در آن ؛ ۱_درست است. ۲_تواند بود. ۳_به جاست. ۴_ پسند است. ۵_راست است. ۶_راستین است. ۷_درستین است. ۸_در خور است. ۹_پذیرفته است. ۱۰_م ...
واژه؛ واژه ایرا.
" نیرویش بازپذیر ":انرژی تجدیدپذیر.
" پر انبوه. پربسیار. پرفراوان ":پر ازدحام.
" بسیارش . انبوهش . زیادِش . پُرش. ":ازدحام.
الا شهرام سرود تو سرود است. سرودی را سرایی تو درود است. هر آن کس را سرودی ناب باشد. برِ بیداریان چون خواب باشد. بسا آن چام را از بر نمایند. بسا ...
واژه زیرا. واره گیرا. واژه ویژا.
کلمه؛ واژه. واژه گو. واژه رو. واژه دو. واژه هو. واژه پو. واژه مو. واژه نو. واژه آسو. واژه تو. واژه او. واژه بو. واژه سو. واژه شو. واژه ...
" گفت و گو های بی جا ":حرف و حدیث های بی محل. " گفت و گو دارد ":حرف و حدیث دارد. " این گفت و گو ها چیست ":ای حرف و حدیث چیست. " گفت و گو است ":حرف ...
شعر؛ ۱_" سرپایی ":مرتجلاً. ۲_" دَر دَم ":فی البداهه. ۳_" زودی ". سریع ۴_" بیدرنگ ". بلافاصله.
" سامانش. آراستش ":تنظیم.
" جُدایِشِ جُدایِش ":تفکیکِ تفکیک.
جُدایِش:" تفکیک ".
تلفیق:" بستش. بستشی ".
" یابشها ":حواسها. " یابش ":حس. " یابشها ":احساسها. " یابش کردم ":احساس کردم. " یابشی ":احساسی. " یابشاتی ":احساساتی.
سفسطگان:" ورزانگان ". سفسطه ها:" ورزانشها ". سوفیستها:" وزرانگان ". فیلسوفان:" فرزانگان ". فیلسوف:" فرزانه ". سوفیست:" ورزانه ".
فلسفه" فرزانش. فرزانندگی ". سفسطه:" ورزانش. ورزانندگی. ". مغلطه:" درماندگی. درمانندگی. ". خطابه:" گفتارَندِگی. سُخنَندِگی. گفتش. گُفتارش. سخنش. سُ ...