دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,٨٩٠
رتبه در دیکشنری
١,٢٢١
لایک
٣٩٩
دیسلایک
٥١
جدیدترین پیشنهادها
٣ سال پیش
١١
کلافگی درماندگی
٣ سال پیش
٠
یک فرصت خاص یک موقعیت استثنایی
٣ سال پیش
٤
ترتیب دادن یک بازی با بچه های محل ترتیب دادم
٥ سال پیش
٣
نقاشی که از خانواده ی سلطنتی نقاشی می کشیده است.
٥ سال پیش
٣٥
توانمند ( در پرداخت بدهی ها / به لحاظ مالی ) به معنی حلّال هم هست . مثلا بنزین نوعی حلّال است .
جدیدترین ترجمهها
٣ سال پیش
An inquiry was set up to determine the cause of the accident.
٠
برای تعیین علت حادثه تحقیقاتی انجام شد.
٥ سال پیش
People would go into the store and come out with their arms full.
٠
مردم به فروشگاه می رفتند و با دستان پر بیرون می آمدند.
٥ سال پیش
He worries obsessively about his appearance.
٢
او به طور وسواسی نگران ظاهرش است.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.