پیشنهادهای MARG YADARD (٩)
١٨
١ روز پیش
٠
جیم شدن
١ ماه پیش
١
strike or propel ( something ) with a sudden quick movement of the fingers. معادلش در فارسی تلنگر زدن هستش از لغتنامه دهخدا 👇 تلنگر زدن. [ ت َ / ...
٢ ماه پیش
٠
پرهودن. برهودن. چنان باشد که گویند نزد سوختن رسید و جامه ای که نزدیک آتش رسد چنانکه از تف وی نیک زرد شود گویند بیهود و برهود نیز گویند. ( لغت فرس ا ...
٢ ماه پیش
٠
بی قیدی کردی
٣ ماه پیش
٠
هیز نگری کردن
٣ ماه پیش
٠
حرکت دادن دقیق نیست بلکه به حرکت واداشتن صحیح تره چون یک عدم تمایل ضمنی درش وجود داره
٣ ماه پیش
٠
به لج آوردن کسی
٤ ماه پیش
١
فرهنگستان در مقابل ( spasm ) تَنجش رو مترادف کرده . یعنی پاسخ انقباضی جانداران به یک محرک بیرونی ( مانند دما، رطوبت، نور ) . مصدر تنجیدن به معنی ب ...
٥ ماه پیش
٠
۱. شادی کردن به غم و رنج کسی ۲. دشمنکامی