پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
اندوه بردن: غم خوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۳۶ ) .
اندوه سرای: خانه ی غم، غم خانه ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۴٠ ) .
سیر در گوزینه کردن: به کنایت، باطل به حق آمیختن، غم در صورت شادی نمودن، امر مکروه را لباس مطلوب پوشیدن، مَکر کردن. ( ( ناصح دین گشته آن کافر وزیر ...
اندیشیدن در خود: به خود فکرکردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۷۵ ) .
اندیشه ی محال: فکر ناممکن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۵ ) .
اندودن چشمه آفتاب: گل مالی خورشید. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۲ ) .
اندودن بام: گل مالی بام. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲ ) .
اندک و بسیار: کم و بیش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۵ ) .
اندک روزگار: مدت کوتاه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۱٠ ) .
انداختن گرفتن: شروع به افگندن کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۲۸ ) .
انحاء دل: گوشه های دل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۳ ) .
انجیر زرد: نام نوعی انجیر، میوه ای است. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۳٠ ) .
انجاز مواعید: راست کردن وعده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۳ ) .
انتهاز کردن: بر خاستن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۳۴ ) .
انتهاز وقت: فرصت به دست آوردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۶۳ ) .
انتهاز کردن: فرصت رفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲۲ ) .
انتقال صورت: دگرگونی شکل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۳۸ ) .
انتقال پذیرفتن: جای به جای شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۵٠ ) .
انتقاض عهد: شکستن پیمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۵۸ ) .
انتشار گرفتن: پراکنده شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۴۸ ) .
انتساب داشتن: خویشتن به کسی باز خواندن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵٠۵ ) .
انتباه یافتن: آگاه شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۶۲ ) .
انبساط کردن: گشاده رویی نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲۳ ) .
امیر سلاح: فرمانده جنگ افزار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۲۷ ) .
امید عارفت: آرزوی نیکویی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۹۹ ) .
امید شکستن: ناامید شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۱۹ ) .
امید در بستن: آرزو کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۵۲۱ ) .
امور معاشرت: کارهای هم نشینی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۷۴ ) .
امور سیاسی: کارهای تنبیهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۶ ) .
امور معاش: کارهای زیست. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۳۱ ) .
امور دولت: کارهای حکومت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۹ ) .
اموال منضد: مال های بر هم نهاده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۴۳ ) .
امور دنیا: کارهای جهان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۶۶ ) .
امل فسیح: آرزوی فراخ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۲۸ ) .
املاء حال: بازگفتن حال. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۴۴ ) .
امضای فرمان: جاری ساختن حکم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۹ ) .
امضای عزیمت: گذراندن اراده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۴ ) .
امضای اندیشه: گذرانیدن فکر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۵۳ ) .
امام ساختن: پیشوا قرار دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۶۲ ) .
الوان طعام: خوردنی های گوناگون. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۹ ) .
الوان ریاحین: گیاهان رنگارنگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۱۶ ) .
الواح غیب: جمع لوح، لوح های پنهان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲٠۸ ) .
المام ضرورت: فرو آمدن نیاز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۵۲ ) .
القای شیطانی: آموزش اهریمنی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۸۷ ) .
الفت آمیز: آمیخته با هم دمی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۳۶ ) .
الفاظ عذب:لفظ های شیرین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۵۳ ) .
الطف الوجوه: نیک تر راه ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۷۶ ) .
الطف الحیل نیک تر چار ه ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۸۷ ) .
التماع غضب: درخشیدن خشم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۹۱ ) .
التیام فرمودن: بهبود بخشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳٠۱ ) .