پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٩)

بازدید
٣٦,٢٤٥
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دیوان عرض: وزارت جنگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوان انشا: دبیرخانه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دین آزموده: شیطان مجرب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوار افگن: افگننده دیوار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۵۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوار بست: دیوار بسته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۳۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دین گستری: دین پروری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دین و دولت: آیین و حکومت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دی مهی: منسوب به ماه دی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دین پروری: گسترش دین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر خواب: آنکه بسیار خوابد. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دیده ور: بینا ، بصیر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۶۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دیر باز: مدت متمادی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیده در بستن: چشم فرو بستن ، کور کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیده ظاهر: چشم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیت خواستن: خونبها طلبیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیدار فرخنده: رخسار مبارک. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیبای مشجر: دیبای نقش دار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۱۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیبای ملون: دیبای رنگی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دیار مغرب:سرزمین غرب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیار محتد: سرزمین اصل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهور متقادم: روزگار پیشین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دیار غربت: سرزمین غربت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیار محتد: سرزمین اصل.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ده منی: منسوب به ده من. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۱۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ده نساخ: ده نسخه بردار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۴۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهرالداهرین: همیشه ، همواره. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ده دهی: تمام عیار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهای طبع: هوشمندی طبع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ده چهل: از ده چهل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهان زده: دهان آلوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۰۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولت ابدی: اقبال همیشگی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولت بخشنده: اقبال اعطا شده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷ ) .

پیشنهاد
٠

دو فراش زنگی و رومی: کنایه از شب و روز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو ضدین: دو مخالف. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

در مورد واژه ی اصفهان سه نظریه وجود دارد . 1 - نام اصفهان از نام اشخاص تاریخی گرفته شده است . 2 - نام اصفهان بر گرفته شده است از واژه ی اسب 3 - نام ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

secret : در اصل تغییر یافته ی واژه ی سرّی فارسی است . این واژه از عربی وارد زبان های غربی گردیده است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

خدا : در قدیم به قلعه کَت و به مالک قلعه کتا و به بانوی قلعه کتایون می گفتند و خدا تحریف کتا به معنای صاحب می باشد ما این مفهوم را در کلمه چنین گفت ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

هنگ کردن ( کامپیوتر ) : هنگ در فارسی باستان به معنای الاغ بوده و منظور از هنگ کردن مغز کند ذهن شدن یا خر شدن آدم یا منظور از هنگ کردن کامپیوتر کند ش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستی ورزیدن: رفاقت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوش و گردن: شانه و گردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستی دنیا: محبت دنیا. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست وار: دوستانه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستی پیوستن: رفاقت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۱۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست نادان: رفیق جاهل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست نمای: آنکه دوست می نماید. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست تمام: رفیق کامل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست پروری: رفیق نوازی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۰ ) .

پیشنهاد
٠

دوستان لقمه و خرقه: رفیقان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست اندوزی: یارگیری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

دور و نزدیک: بعید و قریب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۳ ) .