پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
غسل برآوردن : تطهیر کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 501 ) .
غزارت دانش : بسیاری دانش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص108 ) .
غریم حوادث : وامخواه حادثه ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص120 ) .
غرور نفس : فریفتن نفس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص208 ) .
غرر کلمات : سخنان برگزیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص305 ) .
غرایب حکمت : حکمت های شگفت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص10 ) .
غرایب کلمات : سخنان شگفت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص305 ) .
غرامت کشیدن : تاوان دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص445 ) .
غرایب اشجار : درختان نادر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص339 ) .
غرایب بار : شگفتی آورنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص15 ) .
غدر پیشه : پیمان شکن ، بی وفا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 368 ) .
غائله ی غل : گزند دشمنی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص241 ) .
غبار انگیختن : گرد به پا کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص276 ) .
غایت وقت : پایان وقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص238 ) .
غایرات زمین : نهانیهای زمین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص179 ) .
غایت غباوت : نهایت ابلهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص113 ) .
غایت فضل : کمال دانایی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص108 ) .
غایت شرم : نهایت خجلت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص113 ) .
غالب دستی : چیره دستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص171 ) .
غالب آمدن : چیره شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 248 ) .
عین فرض : فرض واجب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص209 ) .
عین الکمال : چشم زخم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص120 ) .
عین الرضا : چشم رضایت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص231 ) .
عین صدق : دیده ی راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 208 ) .
عین راحت : نفس آسایش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص307 ) .
عین رضا : دیده ی خوشنودی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص550 ) .
عیش هنی :زندگانی خوش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 84 ) .
عیش مهنا : زندگی گوارا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 ) .
عیش مهنا : زندگی گوارا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 ) .
عیبه ی عیب : کیسه ی نقص . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص61 ) .
عیش مهنا : زندگی گوارا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 79 ) .
عیب جویی: تفحص نقص . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 230 ) .
عیب آوردن : ناقص شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 105 ) .
عیب جستن : جستجو کردن نقص . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 126 ) .
عیار گردانیدن : تغییر دادن عیار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص447 ) .
عیار مغشوش گشتن : ناسره شدن عیار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 105 ) .
عهود متقدم : روزگاران گذشته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص147 ) .
عهود متقادم : روزگاران گذشته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص545 ) .
عهد و پیمان بستن : شرط کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص94 ) .
طالبان: جمع طلبه ها. خود افغان ها می گویند: طالب ها در اصل می شود گفت: حکومت طلبه ها و ملا ها در افغانستان.
عوارض ملمات : عارضه های نازک شده . ( ( اگر خواهی ترا بدوسپارم و در حوادث مهمات و عوارض ملمات، کار ترا به کفایت او باز گذارم. ) ) ( مرزبان نامه، م ...
عوارض روزگار : عارضه های زمان . ( ( با آنکه عوارض روزگار و پیش آورد اختلاف لیل و نهار او را در طی و نشر ناپروایی می داشت. ) ) ( مرزبان نامه، محمد ...
عوارض حاجات : عارضه های نیاز ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص210 ) .
عوارض تقدیر : عارضه های تقدیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 138 ) .
عوارض بیماری : عارضه های مرض . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 141 ) .
عنان منعطف کردن: راه کج کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 42 ) .
عنان فرو گرفتن : مهار کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص48 ) .
عنان کشیده داشتن : مهار کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 131 ) .
عنان تاب دادن : آماده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 524 ) .
عنان در عنان : لگام در لگام . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 496 ) .