پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٥)

بازدید
٣٦,٢١٨
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معظمات امور : کار های بزرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص195 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معظمات وقایع : واقعه های بزرگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 78 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معلق زنان : پشتک زنان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 421 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معطر شدن : خوشبوی گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 67 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معبر جیحون : گذر جیحون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 106 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معجون کردن : سرشته نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 235 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معد گردانیدن : آماده ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاهدت رفتن : پیمان بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 424 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاهدت بستن : پیمان بستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 436 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معالی صفات : صفت های بلند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص13 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معالجت کردن : درمان نمودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 548 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

معاف کردن : بخشودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 32 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاقب داشتن :جزا دادن ، عقوبت کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معارف مملکت : نامداران کشور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 483 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاش دنیا : زندگی جهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاد آخرت : بازگشت نهایی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادن بر : معدن های خاک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 233 ) .

پیشنهاد
٠

مظلم گردانیدن : تاریک ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطلع آفتاب : برآمدنگاه آفتاب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 532 ) .

پیشنهاد
٠

مطیب گردانیدن : خوشبو ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطراگری : تازه و تر ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 285 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطرح نظر : جای نظر انداز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 401 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطرز کردن : زینت دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالبت کردن : چیزی از کسی درخواستن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص206 ) .

پیشنهاد
٠

مطرا گردانیدن : تر و تازه ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 13 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضمار ضمیر : میدان اسب دوانی ، اضافه تشبیهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص74 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضراب زانو : استخوان زانو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 384 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضایق حاجت : تنگنا های نیاز . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 88 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضایق دقایق : تنگنا های دقایق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص314 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصیبت رسیده : سوگوار ، عزادار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 349 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضادت اقران : مخالف همالان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص106 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مصون ماندن : محفوظ ماندن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص188 ) .

پیشنهاد
٠

مصور گردانیدن : نقش کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص100 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

لحن عوض کردن: حالت سخن خود را عوض کردن طور دیگری سخن گفتن. تن صدای خود را تغییر دادن. ( ( چند لحظه سکوت کرد. بعد لحنش عوض شد. "پس لطفاً یادتان نرود ...

پیشنهاد
٠

رفتار ضد و نقیض: رفتار ناسازگار، رفتار ناجور، رفتاری که با هم سازگاری ندارند. ( ( زبانم بند آمد. از رفتار ضد و نقیضش سر در نمی آوردم. ) ) ( ( چرا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاتنی یا چَتنی ( Chutney ) به طیفی از سس ها یا چاشنی هایی گفته می شود که در کشورهای جنوب آسیا و مخصوصا آشپزی هندی تهیه می شود. چاتنی می تواند یک چاشن ...

پیشنهاد
١

جلو ی کسی درآمدن: جواب او را دادن پاسخ او را دادن، با او مقابله کردن ، ( ( جواب آدم ها را ندادن و جلوی ایشان در نیامدن من هم حدی داشت. ) ) ( ( چر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

زنکه: [عامیانه، اصطلاح] لفظی توهین و تحقیرآمیز به زن. ( ( خانم سیمونیان ادامه داد. آن شب گفتید این زنکه را می فرستید منزل ما. خبری نشد. از بد قولی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ( یکی از عیب هایم این بود که نمی توانستم درجا جواب آدم ها را بدهم حرف بی ربط که می شنیدم ساکت می ماندم . ) ) ( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، زویا ...

پیشنهاد
٠

درجا جواب دادن: بلافاصله جواب دادن، حاضر جوابی کردن، فورا جواب دادن، بدون معطلی جواب دادن. ( ( یکی از عیب هایم این بود که نمی توانستم در جا جواب آد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذا را هم زدن: غذا را مخلوط کردن، غذا را با قاشق زیر و رو کردن، غذای در حال پختن را با قاشق زیر و رو کردن تا نسوزد. ( ( گوشی را گذاشتم و رفتم آشپزخ ...

پیشنهاد
٠

گوشی را گذاشتن: گوشی تلفن را قطع کردن، گوشی تلفن را روی دستگاه آن قرار دادن. ( ( گوشی را گذاشتم و رفتم آشپزخانه تا غذا را هم زدم و اجاق را خاموش کر ...

پیشنهاد
٦

انگار نه انگار: [عامیانه، اصطلاح] مثل این که، گو اینکه. موضوع را نادیده بگیر!، گویی وجود نداشت . ( ( سوفی دلش برای دوقلوها تنگ شده. انگار نه انگار ...

پیشنهاد
٣

( ( اصلاً خودم تلفن می کنم دعوت می کنم مبادا به تریج قبای خواهرت بر بخورد " باز خندید. . ) ) ( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، زویا پیرزاد، چ ۴۵، ۱۳۹ ...

پیشنهاد
٠

پاک از یاد رفتن: به کلی از یاد رفتن، به کلی فراموش شدن. ( ( با عجله گفت "وای! ببخش. پاک یادم رفت برای چی تلفن کردم . ) ) ( ( چراغ ها را من خاموش ...

پیشنهاد
٠

غذا روی اجاق بودن: غذا در حال پخت و پز روی اجاق گاز بودن، روی اجاق گاز روشن در حال پختن بودن. ( ( حواسم به غذای روی اجاق بود. گفتم نینا غذا روی اجا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

پای تلفن: در کنار گوشی تلفن، موقعی که به گوشی تلفن جواب می دهد موقعی که به گوشی تلفن پاسخ می دهد. ( ( یکی از عیب های نینا پرحرفی بود، بخصوص پای تلف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

( ( وسط غش غش خنده تعریف کرد که مرد هلندی ساعت سه ی بعد از ظهر، زیر زِل آفتاب روی چمن حیاط حمام آفتاب می گیرد . ) ) ( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر زلِِ آفتاب: زیر آفتاب سخت و گرم و بدون ابر، زیر اشعه مستقیم آفتاب. ( ( وسط غش غش خنده تعریف کرد که مرد هلندی ساعت سه ی بعد از ظهر، زیر زِل آفتا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ( وسط غش غش خنده تعریف کرد که مرد هلندی ساعت سه ی بعد از ظهر، زیر زِل آفتاب روی چمن حیاط حمام آفتاب می گیرد . ) ) ( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، ...