پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٥)
پشتی صندلی: پشتی صندلی به آن قسمت از صندلی گفته می شود که موقع نشستن بر روی صندلی بدان تکیه می کنیم . تکیه گاه صندلی , این قسمت از صندلی جهت حمایت از ...
وا مصیبتا : عجب مصیبتی. ( ( شیرین زد به گونه اش ویواش گفت "وا مصیبتا. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 12 . ) )
واقعا که : حقیقتا این کار تو خوب نیست . براستی که کار خوبی نمی کنی ، برای بیان مخالفت با کاری. یعنی این عمل تو خوب نیست. ( ( کاغذ های روی میز را پس ...
پس و پیش کردن:جابه جا کردن همراه با عقب و جلو بردن. ( ( آرزو گفت "سلام منیر جان ـــــــــــــ همین الان رسیدم ــباید چند جا می رفتم ــآره بردمش دان ...
دست گرفتن : به دست گرفتن ، برداشتن . ( ( ورقه پر عدد و رقم را دست گرفت و تند تند زد روی تکمه های ماشین حساب. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، ...
زیر خنده زدن: . خنده ی توام با صداهای زیر و متواتر غیر ارادی ( بخصوص موقعی که انسان می خواهد جلو خنده ی خود را بگیرد ) هرهر، صدای کر کر خنده، هرهر خن ...
دو جداره : به کنایه دو رو , خبر چین . ( ( در نیمه باز ماند و آرزو گوشی تلفن را برداشت . "همین حالا قال قضیه را بِکَنم ، واِلا از دست ماه منیر و جاس ...
( ( نعیم سینی زیربغل دستمال دستش را کشید روی قفسه پرونده ها زیر عکس مرد سبیلو و سرخس پر پیچ وتاب . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 13 ...
( ( نعیم سینی زیربغل دستمال دستش را کشید روی قفسه پرونده ها زیر عکس مرد سبیلو و سرخس پر پیچ وتاب . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 13 ...
به زه نهادن کمان: دکتر کزازی در این مورد می نویسد : ( ( به زه نهادن کمان کنایه است از آماده شدن برای انداختن تیر: در گذشته، کمان را بِزِه نمی نهاده ا ...
یال افراختن کنایه ی فعلی ایماست از آماده انجام کار شدن. به نزد پری چهره گان رفت زال کمان خواست از ترک بفراخت یال
محنت زای : رنج آور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 98 ) .
محنت زدگان : رنج دیدگان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص211 ) .
محنت زدگی : رنج دیدگی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 274 ) .
محمود تر : ستوده تر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص127 ) .
محمولات اثقال : سنگینی های بار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 531 ) .
محنت رسیدن : رنج در رسیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص71 ) .
محل صدق : جای راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 325 ) .
محمدت گفتن : ستایش کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 213 ) .
محض راستی : صرف راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 208 ) .
محقق گردانیدن : درست شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 278 ) .
محسوبی : محسوب بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص446 ) .
محرض آمدن : برآغالیدن ، انگیختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص467 ) .
محترز داشتن : پرهیز کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 466 ) .
محجوب گشتن : در پرده شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص147 ) .
محتاج شدن : نیازمند گشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص129 ) .
محتاج ترین : نیازمند ترین . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص44 ) .
محامد سیر : سیرت های ستوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .
محاسن اوصاف : وصف های نیکو . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .
محامد اخلاق و سیر : نیکی های خوی و سرشت ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .
محامد اوصاف : وصف های ستوده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .
محال اندیشیدن : نا ممکن اندیش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 337 ) .
محال بودن : نا ممکن بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 142 ) .
محامات نفس : حمایت کردن نفس . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص268 ) .
محاسن مخبر : نیکی های درون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص517 ) .
محاصره شدن : در حصار گرفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 376 ) .
محاسن صفات : وصف های خوب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص278 ) .
محاسن خصال : خوی های نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 420 ) .
محاسن خلق : خوی نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص127 ) .
محاسن شیم : خوی های نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص217 ) .
محاسن اخلاق : خوی های نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 119 ) .
محاسن اعمال : کارهای خوب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص544 ) .
محاسن اوصاف : وصف های پسندیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص328 ) .
مجموع کردن : گرد آوری کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 128 ) .
محاسبان ارزاق : حسابگران روزی ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 260 ) .
مجلس وعظ : مجلس موعظه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 142 ) .
مجمع پریان : جای گرد آمدن پری ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 96 ) .
مجمع تذکیر : جایگاه ذکر گفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص142 ) .
مجرفه ی پای : بیل پا ، اضافه ی تشبیهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص223 ) .
مجلسی بار : مجلسی حضور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 314 ) .