تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالیق دریادا سوزه سوزه اوزور. ای نه یورقان اوسته، سوزه سوزه گئدیر سوزن با تلفظ صحیح، به حرکت شناور سوزن روی لحاف گویند. سوزن حالت و حرکت شناور ، ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بالیق دریادا سوزه سوزه اوزور. ای نه یورقان اوسته، سوزه سوزه گئدیر سوزن با تلفظ صحیح، به حرکت شناور سوزن روی لحاف گویند. سوزن حالت و حرکت شناور ، ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🐣🐣🐣خروسلو ( خروس لو ) لو. و. لی. علامت نسبیت در زبان تورکی است. لو مثل آیدینلو، آینانلو، قره قویونلو، آغ قویونلو، رجب لو، آجرلو، اسدلو، بهار لو، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلام سحریز خیر اولسون. . در مورد کلمه فضولی ، فکر می کنم. اگر به صورت فیزولی نوشته می شد. بهتر بود. محمد فضولی شاعر اهل فیزول آذربایجان است. کلمات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الدره، یک کلمه عربی نیست. الدره یک کلمه تورکی است. آلدره ( آل= قرمز ) و آلدره یعنی دره قرمز آل مثل آل قان ( خون قرمز ، قیزیل قان، مثل خون شهیدان ) ، ...

پیشنهاد
٠

الدره، یک کلمه عربی نیست. الدره یک کلمه تورکی است. آلدره ( آل= قرمز ) و آلدره یعنی دره قرمز آل مثل آل قان ( خون قرمز ، قیزیل قان، مثل خون شهیدان ) ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الدره، یک کلمه عربی نیست. الدره یک کلمه تورکی است. آلدره ( آل= قرمز ) و آلدره یعنی دره قرمز آل مثل آل قان ( خون قرمز ، قیزیل قان، مثل خون شهیدان ) ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذا پوخدی ( یعنی غذا پختی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

✅شهر قزوین توسط قاز٬ دختر خاقان ترک٬ افراسیاب بنیاد گذارده شده استּ ✅Robert Dankoff ✔️زبانشناس باستان شناس روبرت دانکوف در مقاله خویش بنام "ادبیات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

✅شهر قزوین توسط قاز٬ دختر خاقان ترک٬ افراسیاب بنیاد گذارده شده استּ ✅Robert Dankoff ✔️زبانشناس باستان شناس روبرت دانکوف در مقاله خویش بنام "ادبیات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

چون در زبان شیرین فارسی قاف نیست. در واژه شناسی، شناختن کلمات تورکی از فارسی کارمان راحت تر است. برندق، قلعه جوق، زرنق، ایرانق، شور درق، سرین درق، در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🍇🍎🍏کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی، کلات نادری یعنی اسب نر نادر افشار قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جوقا لاشما ( جمع شدن در یک جایی ) ، جوقه قورماق ( جمع شدن در یک جایی، البته به صورت اعتراض به یک چیزی، افراد هم عقیده در یک جا جمع می شوند. که به این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🍇🍎🍏کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی، کلات نادری یعنی اسب نر نادر افشار قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

🍇🍎🍏کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی، کلات نادری یعنی اسب نر نادر افشار قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

🍇🍎🍏کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی، کلات نادری یعنی اسب نر نادر افشار قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

قلاده تورکی است. چون در زبان شیرین فارسی قاف نیست. فارسی نیست. قاف در عربی است. ولی چون قلاده هیچ کلمه هم خانواده ایی در عربی ندارد. و همچنین به هیچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🍇🍎🍏کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی، کلات نادری یعنی اسب نر نادر افشار قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی قلعه با تلفظ صحیح قالا ( بو قالا داشلی قالا، جین کیلی داش لی قالا ) از فعل قالاماق ( انباشتن سنگ ، گل وخاک، شن و ماس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی ، کل در اسم مکان کلیبر، کلبجر، کلات، سیاهکل ( قره کل= اسب نر سیاه ) ، کلاله ( کل آله= اسب نر قرمز رنگ ) ، آق قلا ( آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی ، کل در اسم مکان کلیبر، کلبجر، کلات، سیاهکل ( قره کل= اسب نر سیاه ) ، کلاله ( کل آله= اسب نر قرمز رنگ ) ، آق قلا ( آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی ، کل در اسم مکان کلیبر، کلبجر، کلات، سیاهکل ( قره کل= اسب نر سیاه ) ، کلاله ( کل آله= اسب نر قرمز رنگ ) ، آق قلا ( آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی ، کل در اسم مکان کلیبر، کلبجر، کلات، سیاهکل ( قره کل= اسب نر سیاه ) ، کلاله ( کل آله= اسب نر قرمز رنگ ) ، آق قلا ( آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کلات ( کل آت ) = اسب نر در تورکی ، کل در اسم مکان کلیبر، کلبجر، کلات، سیاهکل ( قره کل= اسب نر سیاه ) ، کلاله ( کل آله= اسب نر قرمز رنگ ) ، زهکلوت ( ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارونقی ( کسی که اهل روستای ارونق است ) . دقت کردین اکثر اسم روستاها آخرش قاف است. مثل ارونق، ایرانق، زرنق، کلوانق، نودوزق، شوردرق، سرین درق، درین درق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارونقی ( کسی که اهل روستای ارونق است ) . دقت کردین اکثر اسم روستاها آخرش قاف است. مثل ارونق، ایرانق، زرنق، کلوانق، نودوزق، شوردرق، سرین درق، درین درق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گندوز اگر به صورت گون دوز باشد. به معنای روز می باشد. مثل گدیوروم گون دوز گئجه ( ترانه معروف عاشیق فیصل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رومشکان ( لرستان ) ؟ اگر روم شکن بود. باید بصورت دو بخش نوشته می شد. رومشکان= ایری میشه کان ( میشه و باغ بزرگ ) ایری مثل ایری وان ( ایروان ) ایری آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ونک ( ون ک ) ون همان وان است مثل وان ترکیه، لیقوان، کندوان، کرمج وان، چاوان، مریوان، تایوان، نخجوان، ایری وان ( ایروان ) ک که همه جا برای تصغیر نیست. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

آیا از آن انارهای درشت و آبدار ، هنوز آثاری در نارمک وجود دارد. حتی اگر باشد یک درخت انار؟؟؟؟ در تورکی به انار ، نار گوییم. و حتی شعر دیلیم دیلیم اول ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نارمک، انارک، نخودک، ولنجک، قرچک، پنیرک، اکمک، امک، کمک. . . . . این دسته از کلماتی که آخرشان ک دارند. تورکند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیارم؟؟ یا پیارام؟؟ سلام، نظر من راجع به کلمه چادرملو چادرملو؟؟؟ یا چاد رام لو ؟؟چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عشق یک کلمه تورکی است . آشق از فعل آشماق، حدینی آشماق، دوست داشتن بیش از اندازه است. آشق، مانند خیلی از کلمات تورکی ، با حروف عربی نوشته شده است. مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عشق یک کلمه تورکی است . آشق از فعل آشماق، حدینی آشماق، دوست داشتن بیش از اندازه است. آشق، مانند خیلی از کلمات تورکی ، با حروف عربی نوشته شده است. مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوراملو؟؟ یا کو رام لو؟؟ چادرملو؟؟یا چاد رام لو ( چاد رم لو ) ؟؟ ( چاد رام لو ) چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چادرملو؟؟یا چاد رام لو ( چاد رم لو ) ؟؟ ( چاد رام لو ) چاد از فعل چاداماق ( ترک برداشتن، شکافتن ) چاتداماق ( شکافتن معدن، برای دست یابی به محتویات م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

گراش؟؟ قراش؟؟ چون در زبان فارسی قاف نیست به خاطر آن به قوقوش ( پرنده قو در زبان تورکی ) می گویند گوگوش و به قور ( جرقه های آتش در زبان تورکی ) می گوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درق ( گرمه خراسان ) . کلوک درق ( باسمنج ) . شیرین درق ( اهر ) . سرین درق. شوردرق ( مرند و اردبیل ) . درین درق. درق درق ( خراسان ) یلی درق ( قوری چای، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای کرمجوان ( کرمج وان ) کرمج مثل روستای کرمجگان وان مثل شهر وان، لیقوان، کندوان، شیروان، سیروان، مریوان، تایوان، چاوان، ۰۰۰۰۰۰۰ از یک نفر کهاهل ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای کرمجوان ( کرمج وان ) کرمج مثل روستای کرمجگان وان مثل شهر وان، لیقوان، کندوان، شیروان، سیروان، مریوان، تایوان، چاوان، ۰۰۰۰۰۰۰ از یک نفر کهاهل ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روستای کرمجوان ( کرمج وان ) کرمج مثل روستای کرمجگان وان مثل شهر وان، لیقوان، کندوان، شیروان، سیروان، مریوان، تایوان، چاوان، ۰۰۰۰۰۰۰ از یک نفر کهاهل ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفید رود همان آغ چای ( تورکی ) می باشد . که تحت الفظی آغ چای را به فارسی ترجمه کرده اند. شده سفید رود مثل زرد کوه که همان ساری داغ است. و گرنه این ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نمک آبرود ( نمک آب رود ) از ترجمه تحت الفظی دوزلی چای و یا شور چای تورکی گرفته شد. همانند تلخه رود که از ترجمه تحت الفظی آجی چای گرفته شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سیاهگوش ( سیاه= قره گوش= قولاخ ) اگر سیاهگوش یک واژه فارسی بود. باید بصورت گوش سیاه نوشته می شد. نه اینکه کلمه قره قولاخ را تحت الفظی معنا کنند و بگو ...