نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could i have this key cut: می شه از روی این کلید برام بسازید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this next match will really test them: این مسابقه ی بعدی واقعا آنها را محک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i totally messed up the chemistry exam: کاملا گند زدم به امتحان شیمی ام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt really small when i realized how much time he'd spent on it: من شرمنده شدم وقتی که فهمیدم چقدر ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bears a striking resemblance to his father: او شباهت چشمگیری به پدرش دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if should you need anything please dont hesitate to contact me: اگر به چیزی نیاز داشتی، لطفا برای ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're going at eight so you've got an hour to get ready: ما ساعت هشت می رویم، بنابراین تو یک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an eight week lay off with a broken leg: هشت هفته بیکاری با یک پای شکسته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he gave the table a wipe: او میز را نظافت کرد / او میز را پاک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and still afraid of a corpse: هنوز از مُرده می ترسه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high sound: صدای زیر ( صدایی که بم نیست )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foster is playing again after a six week layoff due to injury: فاستر پس از یک وقفه 6 هفته ای ( 6 ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had to lay off running for several months: باید دوییدن رو چند ماه کنار بذارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he really pissed me off by ignoring my calls: او واقعاً مرا عصبانی کرد که تماس ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a good film on late: دیروقت فیلم خوبی ( در تلویزیون ) نش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the working class: قشر کارگر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the training was pretty tough: آموزش تا حدی دشوار و مشکل بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to wipe the sleep from eyes: چشم را مالیدن تا خواب از سر بپرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when will the book be ready for publication: چه زمانی کتاب برای منتشر شدن آماده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chacking into the room: ورود به اتاق
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am available now: الان خدمت تان هستم. بفرمایید ، الا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's have a merry time: بیایید اوقات شادی داشته باشیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was kind of surprised when she showed up: وقتی اون پیداش شد یه جورایی تعجب کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to stay calm and i ignor him: من سعی کردم ارام باشم و ان مرد را ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this ham has too much fat on it: این گوشت خوک چربی زیادی رویش دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am sorry to bother you yet again: ببخشید که باز دوباره مزاحمتون میشم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that cashier asked me to sign the check: آن صندوق داره از من خواست که چک را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right we're ready to go: بسیار خوب، ما آماده ایم که برویم [آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe the table: میز رو دستمال بکش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they reached a compromise: آنها به یک توافق و سازش رسیدند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her great grandson: نوه ی دخترش یا نوه ی پسرش [نتیجه اش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't cast any spells: او هیچ طلسمی را بکار نبرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you mind my smoking here: اذیت میشی اینجا سیگار بکشم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i cut tomorrow's meeting: من قرار فردا را پیچوندم. cut=پیچون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry to bother you yet again: ببخشید که باز دوباره مزاحمتون میشم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should cut down on fats and carbohydrates: شما باید چربی و کربوهیدرات مصرفی خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my company pays well: شرکت من [شرکتی که من در آن کار می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's only been here a couple of weeks but she is already making her presence felt: اون خانم فقط یکی دوهفته اینجا بود و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear a resemblance to: شباهت داشتن به
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i took a cab: سوار تاکسی شدم took = سوار شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you change a $20 note: می توانید این اسکناس بیست پوندی را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tomorrow i will test your strength: فردا قدرتت را محک می زنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's in a merry mood today: او امروز حال و هوای شادی دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to change a dollar bill for four quarters: خرد کردن یک دلاری با چهار سکه 25 سن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
took 18 months: 18 ماه طول کشید took به معنی طول کش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from the window he could see right down the weedy drive to the front gate: از پنجره می توانست راه باریک پر از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she certainly made her presence felt in the boardroom: این خانم قطعا در اتاق هیئت مدیره تا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll be tested on all the areas you've studied this semester: از همه بخش هایی که در این ترم خواند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the highest score: بالاترین نمره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
200 workers at the factory have been laid off: 200 کارگر کارخونه، بیکار شدند ( اخر ...
٨ ماه پیش