نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of boring to me: یه جورایی برام خسته کننده ست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wow you look like a million dollars: وای، خیلی خوب به نظر میرسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this computer isn't working as it should: این کامپیوتر درست/اون جور که باید ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reduce the amount of fat in your diet: مقدار ( مصرف ) چربی رو تو رژیمت کم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give me a call when you're ready: هر وقت آماده بودی با من تماس بگیر.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got my cut: من سهم خودم رو برداشتم cut=سهم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you home yet: هنوز خونه نرسیده ای؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a layoff affecting more than 500 workers: اخراجی که بیش از ۵۰۰ کارگر را تحت ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a great crowd had gathered: جمعیت زیادی جمع شده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wiped the marks off the window: او علامتها را از شیشه ( پنجره ) پاک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear the pain: درد را تحمل کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people are not afraid anymore: مردم دیگه واهمه ای ندارند. مردم دی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is kind of boring to me: یه جورایی برام خسته کننده ست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sick of arguing with him: من از بحث کردن باهاش خسته شدم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a history class at 9 o'clock: من ساعت 9 کلاس تاریخ دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their hard work eventually bore fruit: زحماتشان بالاخره به ثمر نشست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you seen it yet: هنوز ندیده ایش؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wish he’d lay off me: ای کاش ولم میکرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well you get what you pay for: خوبه, تو دریافت می کنی نتیجه ی کار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's worked here all her life: یه عمره داری تو این خراب شده کار می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wiped the memory from her mind: او خاطره را از ذهنش پاک کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a matter of great importance: یک موضوع بسیار مهم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've got an hour to get ready: تو یک ساعت وقت داری تا حاضر شوی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some employees at the company are getting layoff notices: برخی از کارمندان شرکت اخطار تعدیل ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they had a merry christmas: آنها کریسمس شادی داشتند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he passed the written test: او در آزمون کتبی قبول شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is sick: این یک رفتار بیمارگونه است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late in march: اواخر ماه مارس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is this seat available: آیا این صندلی خالیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll pay for that: تو نتیجه ی کار خوبت رو می بینی =جبر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't finished college yet: هنوز دانشگام رو تموم نکرده ام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my great great grandfather: پدر پدر پدربزرگم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the students were pleased about the easy chemistry test: دانشجویان از امتحان آسان شیمی راضی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was in a merry mood: او در حال و هوای شادی بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excess body fat: چربی بدن اضافه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it happened late last year: اواخر سال گذشته اتفاق افتاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
available to work at weekends: حاضر به کار در آخر هفته ها availabl ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think you'd better lay off fatty foods for a while: فکر کنم بهتره یه مدت غذاهای چربو کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am sick of you: دیگه حوصلمو سر بردی!! حالم بهم میخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she still bears a grudge against him for what he did: او هنوز بابت کاری که کرده ازش کینه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her darkest fears: ترسناک ترین ترس هایش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you fight for your cut: تو برای سهمت میجنگی cut=سهم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
different classes of fish: گونه های مختلف ماهی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not really it's kind of boring to me: نه زیاد، یه جورایی برام خسته کننده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the price of oil reached a new high this week: قیمت نفت این هفته به یک بیشینه جدید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no need to make me look small in front of all these people: لزومی ندارد منو جلوی این همه آدم اح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check with me: با من مشورت کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my great aunt: عمه/خاله پدر/مادرم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gets paid twice a month: او دو بار در ماه حقوق می گیرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is sick: اون عالیه! sick ( علیرغم اینکه همه ...
٨ ماه پیش