نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a parallel example: یک مثال مشابه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s walking a tightrope between honesty and diplomacy: داره روی طناب باریکی بین صداقت و دی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the acrobat walked the tightrope without a safety net: بندباز بدون تور ایمنی روی طناب باری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the 40th parallel: چهلمین مدار فرضی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is hanging clothes: او در حال آویزان کردن لباس روی رخت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these beautiful african churches have no parallel in europe: این کلیساهای زیبای آفریقایی هیچ مان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is ironing clothes: او در حال اتو کردن لباس است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had clean forgotten that: من کاملا فراموش کرده بودم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the liberal climate that existed during his presidency: جو لیبرالی که در مدت دوره ریاست جمه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be aimed at: هدفش. . . . است ( بود )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hills road is parallel to mill road: جاده هیلز هم راستا با جاده میل است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a tough but clean game: بازی سخت ولی تمیزی بود. صفت clean ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent all day cooking and cleaning: من تمام روز را آشپزی کردم و گرد گیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
animals existing in the distant past: حیواناتی {که} در گذشته دور زندگی می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two roads are parallel: این دو جاده موازی هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aimed to: هدفش. . . . است ( بود )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you cleaned your teeth: آیا دندان هایت را تمیز کرده ای [شست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wood was marked with parallel dark bands: چوب با نوارهای تیره متوازی ( یکسان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the existence of life on mars is still unproven: وجود زندگی روی مریخ هنوز ثابت نشده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clean driver's license: یک گواهینامه رانندگی بدون جریمه صف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the best picture award: جایزه بهترین فیلم سینمایی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean forget: پاک فراموش کرده بودم پاک یادم رفته ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel experiments are being conducted in europe and the united states: آزمایش های مشابه در اروپا و ایالات ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do aliens really exist: آیا واقعاً موجودات فضایی وجود دارند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skip that: ( خودمانی ) 1 - بس است !، ول کن، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i understand now that you were telling the truth and i am ashamed that i didn't belive you: حالا میفهمم ک داشتی حقیقت را میگفتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm capable of doing that: من قادر به انجامش هستم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a lock for promotion this year: امسال شانس زیادی برای ترفیع گرفتن د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be beyond somebody to be too difficult for someone to understand: به اصطلاح میگیم تو مخیله ی من نمیگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i aim to study medicine: من هدفم است که انگلیسی مطالعه کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am capable of doing that: من قادر به انجامش هستم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i understand now that you were telling the truth and i'm ashamed that i didn't belive you: حالا میفهمم ک داشتی حقیقت را میگفتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a parallel situation: در شرایط مشابه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock eyes with someone: چشم تو چشم شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a capable woman: او یک زن توانا است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt ashamed of lying to her parents: او از دروغ گفتن به والدینش شرمنده ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we aim to finish by friday: ما هدفمان است که تمام کنیم تا جمعه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel experiments are being conducted in rome paris and london: آزمایشاتی همزمان در رم، پاریس و لند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock eyes with somebody: چشم تو چشم شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the employee felt shamed in front of his colleagues after the boss criticized his work: کارمند پس از انتقاد رئیس از کارش، د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his remarks were aimed at fat people: اظهارات او هدفش مردم چاق بودند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poverty still exists in the country: هنوز در کشور فقر وجود دارد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have lead parallel lives: ما زندگی های مشابه داشته ایم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
programs aimed at relieving unemployment: برنامه هایی که هدفش کاستن بیکاری اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
luck is chance: شانس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had to exist on a low income: او مجبور بود با یک درآمد کم به حیات ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
draw a pair of parallel lines: یک جفت خط موازی بکشید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reforms that are aimed at rejuvenating the economy of the country: اصلاحاتی که هدفش بازتوانمندی اقتصاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clean the fish and remove the backbone: ماهی را تمیز کن و استخوان هایش را د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
read carefully and do not skip pages: با دقت بخوان و صفحه جا نیانداز.
٨ ماه پیش