نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your pick of the best seats before the show starts: قبل از شروع نمایش، بهترین صندلی ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit the exam: گذراندن آزمون
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he keeps his car very neat: اون ماشینش رو خیلی تمیز نگه می داره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just sit still: فقط بدون حرکت بنشین!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their first record would go gold: اولین آلبوم آنها فروش خوبی داشت و ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sometimes its good to keep a record of every rial you spend: بعضی وقت ها خوب است که هر ریالی را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not surprisingly this excuse was too much for them to swallow: تعجبی ندارد که این بهانه بیش از حد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the murderer was never caught: قاتل هیچوقت گرفته نشد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the roof was leaking and i had to use a bucket to catch the drips: سقف داشت چکه می کرد و من مجبور شدم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's crazy: خیلی باحاله بخصوص در آمریکا به فرض ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he binged on junk food: او در خوردن هله هوله زیاده روی کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please try to keep your handwriting neat: لطفاً سعی کن دستخطت رو مرتب نگه دار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss totally trusts me and he'll swallow any old story i cook up: رئیس کاملاً به من اعتماد دارد و او ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he binged on ice cream: او در بستنی زیاده روی کرد binge= زی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a neat idea: چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your job is: وظیفه شما . . . . job به معنای وظ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's obvious she likes you: واضحه که ازت خوشش میاد!
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm trying to see if there are any obvious parallels between the two cases: من سعی می کنم ببینم آیا هیچ شباهت آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is folding clothes: او در حال تا کردن لباس است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fleas are having their dermatology conference next week: پوستی ها هفته ی بعد کنفرانس درماتول ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is putting clothes into the wardrobe: او در حال گذاشتن لباس در کمد است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are definite parallels between the two situations: شباهت های مشخصی بین این دو حالت وجو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't worry it's just a rash go see a flea: نگران نباش، فقط یه جوشه—برو پیش یه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is vacuuming the floor: او در حال جاروبرقی کشیدن است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is mopping the floor: او در حال تی کشیدن زمین است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is sweeping the floor: او در حال جارو زدن است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is wiping the dishes: او در حال خشک کردن ظروف ( شسته شده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm flat: گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she us dusting the shelves: او در حال گردگیری قفسه ها است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with no electrical power left in it: ( باتری ) تمام شده ، خالی ، بدون بر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't you dare do sth: ( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't you dare do something: ( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey you bastard don't you dare try and justify what you're doing: هی تو حرومزاده، دیگه نبینم سعی کنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a similar picture is emerging in the somewhere: نمونهٔ مشابهی در . . . درحال وقوع ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brandowners are not entirely opposed to parallel trade: صاحبان برند کاملا با تجارت ثانویه م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these activities should be specific enough to allow you to clearly picture doing them: این فعالیتها باید به اندازه کافی مش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel communication: ارتباط موازی ( ارسال چندین بیت ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parallel cut: برش موازی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government is on a tightrope over the new reforms: دولت روی طناب باریکی درباره ی اصلاح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is clean: سابقه کیفری یا جریمه رانندگی یا خطا ...
٨ ماه پیش