نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna pop this: میخوام بترکونمش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now run away: حالا فرار کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear away the dishes from the table: ظرف ها را از روی میز جمع کنید away= ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bus was ten minutes early: اتوبوس ده دقیقه زود رسید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a circus clown: یک دلقک سیرک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will it look like: چه شکلی خواهد بود؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop someone in it: به دردسر انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needs electric treatment: باید برق بهش بزنیم. ( او به درمان ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she smiled at me: او به من لبخند زد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i only got married to please my parents: من فقط برای خشنود کردن پدر و مادرم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep away from the edge of the cliff: از لبه پرتگاه فاصله بگیرید away=دور ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three weeks away is summer: سه هفته دیگه تابستونه away = برای ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll have to cook an excuse up quickly: شما باید سریع یه بهونه بتراشید . c ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all things considered she's done very well: با در نظر گرفتن همه چیز، او بسیار خ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they aired the interview live from the studio: مصاحبه رو به صورت زنده از استودیو پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hella bad: افتضاح گندش بزنن! خیلی خیلی بد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can pop them on your wall: میتونی به دیوار بزنیشون.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at a wedding: در مراسم عروسی بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a matter of debate: موضوعی که مردم درباره آن اختلاف نظر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had a thrust by the third army: ما توسط ارتش سوم یک حمله و تک نفوذی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spends a lot of energy worrying about small things: او انرژی زیادی را صرف نگرانی در مور ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this day there is no trust come tomorrow: اصطلاحا: امروز نقد فردا نسیه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
researchers are hoping to find a cure for the disease: محققین امیدوارند درمانی برای بیماری ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if a equals b and b equals c then it follows that a equals c: اگر A برابر با B و B برابر C باشد، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents are a very happy couple: والدین من یک زوج بسیار خوشبخت هستند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what does it look like: چه شکلیه ؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they spent all their thoughts on solving the problem: آنها تمام افکار خود را صرف حل مسئله ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all living things are composed of cells: همه موجودات زنده از سلول ساخته شده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how the hell did you find me: دهنتو سرویس چطوری پیدام کردی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the player from the team: بازیکن را از تیم خارج کنید در فوتبا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a hard thrust: آن یک پرتاب دشوار بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may find your illness hard to accept: مکن است پذیرش این بیماری برای شما س ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to trust yourself to sth: پشتگرمی داشتن !! به چیزی دلگرم بودن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team spent a month preparing the presentation: تیم یک ماه را صرف آماده کردن ارائه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the medicine should be kept away from children: دارو باید دور از دسترس کودکان نگهدا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three days away is friday: سه روز دیگه جمعه است away = برای نش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't leave me here alone: لطفا مرا اینجا تنها نگذار.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ship sailed away into the distance: کشتی به دوردست ها رفت away=در راستا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop somebody in it: به دردسر انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do i look like: چی شکلی هستم؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're early i wasn't expecting you till seven: زود آمدی! من تا 7 انتظار آمدنت را ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your father is not at all well: وضع بابات ناجوره.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i played the role of a clown in the play: من در نمایش نقش یک دلقک را بازی کرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two couples went to dinner together: دو زوج با هم به شام رفتند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this strategy would suggest dropping facebook: این استراتژی پیشنهاد میکنه که فیسبو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did they look like: چه شکلی بودن؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop $50: از دست دادن 50 دلار . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the young couple got married last year: آن زوج جوان سال گذشته ازدواج کردند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to trust yourself to something: پشتگرمی داشتن !! به چیزی دلگرم بودن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he thrust his way past her: مرد به زور راهش را با گذشتن از او ب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spends a lot of effort on her studies: او تلاش زیادی را صرف تحصیلات خود می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find it amazing that they're still together: برای من جالب بود که آنها هنوز با یک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should go early if you want to miss the rush hour: اگر می خواهید از ساعت شلوغی دوری کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they booked a hotel away from the noisy city center: آنها هتلی دور از مرکز پر سر و صدای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we left at 2 o'clock: ما ( در ) ساعت دو رفتیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop to mouth: قرص یا چیزی را در دهان انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got this down: من در استفاده از این وسیله تسلط ( م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are early: زود آمدی!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mexican thing: رفتار مکزیکی طور شخصیت مکزیکی خلق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody's cool with something: ( آمریکا - خودمونی ) کسی مخالف با چ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will be back in a couple of minutes: من چند دقیقه دیگر برمی گردم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you guys down for the party tonight: بچه ها برای پارتی امشب حاضرید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a course: حذف درس کردن مثلا در دانشگاه بعضی ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the end of the week: ( در ) پایان هفته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with my mother out of town i have to look after my little brother: حالا که/ الان که مادرم بیرون از شهر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the hell did i do: مگه من چی کار ( چه خطایی ) کردم؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so they can move faster: ( تا ) بتوانند سریعتر حرکت بکنند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is at home: او در خانه ست.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't spend too much time worrying: زمان زیادی را صرف نگرانی نکنید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow the rules of the street to remain undercover: نکات و قوانین مربوط به خیابان ( نکا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he learnt to play the piano at an early age: او در سنین ابتدایی پیانو نواختن را ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you free at lunchtime: آیا وقت نهار آزادی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time slows down at high speeds: در سرعت های بالا زمان کند میشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the converse is not necessarily so since rapid deformation does not always lead to ignition: برعکسش لزوما این طور نیست چون تغییر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spend 10 dollars on lunch every day: من هر روز 10 دلار برای ناهار خرج می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with my father in germany i don't have any family in iran: الان که/حالا که پدرم آلمانه، تو ایر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where the hell were you: کدوم گوری بودی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will catch hell: شما به درک خواهید رفت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i woke up early this morning: من امروز صبح زود از خواب پا شدم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's at home: او در خانه ست.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a point: امتیاز از دست دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an early start: شروع در صبح زود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shop until you drop: انقد خرید کنید تا از حال برید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from an early age: از سنین خیلی پایین
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have any luck with men: من هیچ شانسی در مورد مردها ( از نظر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent much time and energy on the project: او وقت و انرژی زیادی روی این پروژه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody is cool with something: ( آمریکا - خودمونی ) کسی مخالف با چ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this event down at the bookstore could be interesting: این برنامه یا رویداد که در کتابفروش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you give me a couple of examples: می توانی چند مثال به من بزنی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a picture: عکس انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the early hours: نیمه شب ( بین ساعت 12 شب و صبح )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this time is different: این بار/دفعه فرق داره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
workers with skills: کارکنان برخوردار از/صاحب مهارت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be dropping like flies: در تعداد زیاد مریض شدن یا مردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with it enabled: در حالی که فعال است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a selfie: سلفی انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop up a line to let us know how you're getting on: چند خط بفرست تا بدونیم چطور رسیدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going down with the ship: همراه کشتی غرق شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flowers are not my thing: گل ها باب میل/باب طبع من نیست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have a couple of hours before the movie starts: ما چند ساعت قبل از شروع فیلم وقت دا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll catch hell: شما به درک خواهید رفت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent all his savings on a new car: او تمام پس اندازش را برای خرید یک م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early potatoes: سیب زمینی که زودتر از دیگری ها رسید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spend my free time reading books: من اوقات فراغت خود را به خواندن کتا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the hell did you do: چه غلطی کردی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this has been so since ancient times: از دوران باستان به همین شکل بوده اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with it disabled: در حالی که غیرفعال است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spend a lot of money on books: من پول زیادی برای کتاب خرج می کنم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we arrived early the next day: ما روز بعد زود رسیدیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is cool with me: من مشکلی ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couple of friends: چند تا دوست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
riders with spears: سوارکاران نیزه دار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a cool car: چه ماشینِ خفنی!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patients with a viral illness: بیماران مبتلا به یک بیماری ویروسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drop anchor: لنگر انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enemy down: دشمن نابود شد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he plotted their downfall: او نقشه ی سقوط آنها را کشید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we could leave later i'm cool with that: ما میتونیم بعدا بریم. من مشکلی ندار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
until you drop: تا خسته شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wasn't it disgusting to kill a cockroach: کشتن یک سوسک حال به هم زن ( چندش ) ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he gave me a couple of good reasons: او دو سه دلیل خوب به من داد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you drop him a text: میتونی یه پیام بش بدی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were forced to down a huge bottle: مجبور بودیم یه بطری رو سر بکشیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's cool with me: من مشکلی ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything was cool: همه چیز تحت کنترل بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whizzoh: ایول
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a couple thousand: چند هزار تا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lady with a basket: خانم سبدبه دست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bad personality trait: ویژگی ی/ صفات بد شخصی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're helping each other with our homework: ما توی تکالیفمون به همدیگه کمک میکن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've got a man down here: یک نفر اینجا تیر خورده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and the subject would be dropped forever: و موضوع برای همیشه خاتمه پیدا میکنه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop somebody a note: نامه کوتاه نوشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything is cool: همه چیز تحت کنترله
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this year is over 41 days: امسال 41 روز سپری شده . ( ۴۱ روز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her house is over that river: خانه او آنسوی رودخانه است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smiths live over that hill: خانواده اسمیت آن طرف تپه سکونت دارن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i strongly recommend you to watch this movie: توصیه اکید میکنم که این فیلمو ببینی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the story continues over the page: داستان تا بعد از اون صفحه ادامه پید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the runner maintained a steady pace throughout the race: دونده در طول مسابقه سرعت ثابتی را ح ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that color looks great on you: آن رنگ به شما خیلی می آید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am doing extremely well in her class: ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even now when we're already over: حتی الان که دیگر کارمان تمام شده اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do value you: من واقعا برای تو ارزش قائلم اینجا d ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pace someone: با احترام به نظر فلانی، برای مخالف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then why don't you flee: پس چرا فرار نمیکنی ؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even now when we are already over: حتی الان که دیگر کارمان تمام شده اس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he does look tired: او خدایی/واقعاً خسته به نظر می رسد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they fled the country: آنها از کشور فرار کردند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you know that over 1000 trees cut down every day: ایا میدانستید روزانه بیش از هزار در ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesn't work here does she: او اینجا کار نمی کند، درست است؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she fled to her room: او به اتاقش گریخت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can not flee from your responsibilities: نمیتونی از مسوولیت هات فرار کنی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
during a period of time: در طول یک بازه زمانی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a who nice girl kiss on boy beautiful face: یک دختر زیبا که روی گونه های صورت پ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over to watch a football game: "برای" تماشای یه بازی فوتبال
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the weather is very nice: هوا خیلی خوبه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we don't have to fight over religion: نباید سر ( اختلافات ) دین با هم بجن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is over there: اوناهاش اونجاست.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
environment over convenience: محیط زیست مقدم بر رفاه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it concernes me when you dont go to work: وقتی سرکار نمیری نگرانم میکنه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pace the distinguished senator that his conclusions are entirely in error: با نهایت احترام با سناتور برجسته مخ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at it this way: از این زاویه بهش نگاه کن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's on at the local cinema this week: این هفته در سینمای محلی ( چه فیلمی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pacing goal: پیشبرد اهداف
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're looking at different options for our vacation: ما داریم گزینه های مختلفی رو برای ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you concern me more time: تو بیشتر وقتت دلواپس/نگران من هستی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the call: تماس گرفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pace of development: روند پیشرفت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are looking at different options for our vacation: ما داریم گزینه های مختلفی رو برای ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he would squeeze more money out of bill: او پول بیشتری خارج از صورتحساب به ز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
small business concern: بنگاه تجاری کوچک/ خُرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at that beautiful sunset: به اون غروب آفتاب زیبا نگاه کن!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to pace that pills: لازمه که اون قرص ها رو با فاصله مصر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the past few years: در طول چند سال گذشته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accumulation of targeted stocks by large concerns: انباشت سهام هدف توسط موسسات یا بنگا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she paced her work to avoid burnout: او سرعت کار خود را تنظیم کرد تا از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do these pants look good on me: آیا این شلوار به من می آید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the light bulb was invented over a hundred years ago: لامپ بیش از صد سال پیش اختراع شده ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he began to pace back and forth deep in thought: او شروع به قدم زدن به جلو و عقب کرد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm doing extremely well in her class: ما در کلاسش عملکرد بسیار خوبی دارم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new coat looks too big on him: کت جدید روی تن او خیلی بزرگ به نظر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be disgrace to someone: مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quake affected: زلزله زده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she refuses to spend more than $30 on a pair of shoes: او نپذیرفت که بیشتر از 30 دلار برای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're gonna look unforgettable: قیافه ای فراموش نشدنی پیدا خواهی کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be disgrace to somebody: مایه ننگ چیزی یا کسی بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
covid affected: آسیب دیده از کووید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've wasted too much time on this already: من زمان زیادی را برای این ( کار ) ه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come give me a closer look: بیا از نزدیک به من نگاه کن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a matter of utmost concern: مسئله ای با بالاترین حد/حد اعلای اه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
affected individuals: افراد مبتلا ( روان شناسی و روان پزش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i came on my bike: من با دوچرخه ام آمدم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody's concern: مسئولیت کسی، به عهده کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of sleep can affect your mood and productivity: کمبود خواب می تواند بر خلق و خوی و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a closer look: از نزدیک به کسی نگاه کردن
٦ ماه پیش