نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it also bears noting that: همچنین لازم به ذکر است که. . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i own a small apartment downtown: من یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر دار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell me your exact height: قد دقیق خود را بگو.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she lights the incense sticks to create a relaxing atmosphere: او عود را روشن می کند تا فضایی آرام ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
consumption of too much sugar and fat can compromise ones health: مصرف مقدار زیاد قند و چربی میتواند ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear the snow from the driveway: برف را از جلوی درب پاک کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lie in something: وجود داشتن یا یافت شدن در چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the water is warm enough to swim: آب به اندازه کافی گرم است که بتوان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left his coat in the car: او کتش را در ماشین گذاشت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her legs were scratched and smarting: پاهایش به دلیل خراشیدگی سوزش داشت و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change of government: تغییر دولت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this method doesn't work: این روش کارساز نیست/جواب نمی دهد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
children often have a short attention span: کودکان اغلب طول مدت توجه کوتاهی دار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we could go now or this afternoon whatever time suits you best: ما می توانیم الان یا امروز بعدازظهر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
preparing outfits in advance: آماده کردن لباس ها از قبل
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's wearing a weird hat today: امروز یه کلاه عجیب پوشیده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a tragedy befell the village: فاجعه ای دچارِ روستا شد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they won't let you into the restaurant without a suit and tie: آنها اجازه نمی دهند بدون کت و شلوار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a vacuum is an empty space: خلاء یک فضای خالی است.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be dealt a bad hand: در فرهنگ ورق بازی دست خوب نیاوردن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll bear that in mind: دارمش در ذهنم ممنون برای راهنمایی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
misfortune befell him: بدشانسی به او رو کرد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team made significant advances in their research: تیم در تحقیقات خود پیشرفت های قابل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customers will be offered solutions that best suit their needs: به مشتریان راه حلهایی ارائه می شود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light a fire so we can see: آتش روشن کن تا بتوانیم ببینیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
government ability was compromised by: توانایی دولت به دلیل . . . . . تضعی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your height: قد شما چقدر است؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
l will go myself: من خودم میرم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all the businessmen were wearing pinstripe suits: همه تاجران کت و شلوارهای راه راه پو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it feels weird to be back in my hometown after so many years: حس عجیبیه که بعد از سال ها به زادگا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can leave your bags by the desk: می توانید کیف هایتان را روی میز بگذ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get my note: یادداشتم به دستت رسید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot somebody or something: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to see the research that these recommendations are founded on: من می خواهم تحقیقاتی را که این توصی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hundreds of people: صدها نفر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaving the party without thanking the host is not done: ترک کردن مهمانی بدون تشکر از میزبان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the unusual design drew attention to the building: طراحی غیرمعمول توجه را به ساختمان ج ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will buzz you: زنگ میزنم خبرشو میدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone is equal under the law: همه در برابر قانون برابر هستند.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a society founded on egalitarian principles: جامعه ای که بر اساس اصول برابری خوا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in professional settings it's not done to ignore emails from colleagues: در محیط های حرفه ای، نادیده گرفتن ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want to lie down: میخوام دراز بکشم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we walked along the beach for hours: ما به مدت ساعت ها در امتداد ساحل قد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough rucksacks for climbers: کوله پشتی مقاوم کوهنوردی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cut was smarting: بُریدگی سوزش داشت ( می سوخت ) .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give attention: توجه کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fog cleared in the morning: مه صبح برطرف شد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the act of killing oneself: قتل خودکشی کشتن خود کشتن یک ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the suits are called hearts clubs diamonds and spades: به خال های ورق بازی، دل، خاج، خشت و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the document was filed under the title project alpha: سند با عنوان "پروژه آلفا" بایگانی ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll buzz you: زنگ میزنم خبرشو میدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is noted as the best footballer of all time: از او بعنوان بهترین فوتبالیست در تم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget your change: بقیه پولتان را فراموش نکنید!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
popular culture is peopled with fictional heroes: فرهنگ معرف پر شده است از قهرمانان ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot somebody or sth: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you guys are weird: شما بچه ها عجیب هستید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've left on the train: در قطار جا گذاشتم!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the waiter left the menu on our table: پیشخدمت منو را روی میز ما گذاشت.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a warm and friendly personality: او یک شخصیت صمیمی و دوستانه دارد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be unaware of surroundings: متوجه اطراف نبودن حواس کسی به چیزی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love your country but your weather sucks: کشورتون رو دوست دارم ولی آب و هوای ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
johnson has filed suit against her: جانسون علیه او شکایت کرده است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to advance the project to meet the deadline: ما باید پروژه را پیش ببریم تا به مه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she donated money to help found a wildlife refuge: او برای کمک به ساختن پناهگاه حیات و ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are many cafes along this busy street: کافه های زیادی در طول این خیابان شل ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
occur to somebody: به ذهن کسی رسیدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is peopled by somebody: پر است از. . . . Popular culture ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i finished my homework and then i went to bed: من تکالیفم را تمام کردم و سپس به رخ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she lost his hope and committed suicide: او امید خود را از دست داد و دست به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear area for landing: یک فضای باز برای فرود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a reservation under the name sarah: من یک رزرو به نام سارا دارم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will buzz you in: درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bad singer can clear a room in a few minutes: یک خواننده بد میتواند اتاقی را ظرف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a 10 dollar note: یک اسکناس ۱۰ دلاری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i promise you: خاطرت جمع! مطمئن باش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rick hasn't changed: ریک عوض نشده است
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't bear thinking about: فکر کردن بهش هم نمیشه تحمل کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your height: قد شما چقدر است؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light a fire so we can see better: آتش روشن کن تا بهتر ببینیم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead phone: گوشی از کار افتاده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you read your own book: کتاب خودت رو بخون
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever your reason for borrowing we have the loan that suits your needs: دلیل شما برای وام گرفتن هرچه باشد ، ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my uncle owns a farm: عمو/دایی من مزرعه داره own= من . . ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'll stay in this evening suit yourself: فکر کنم غروب خانه می مانم . هر جور ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you guess the height of the empire state building: آیا می توانید ارتفاع ساختمان امپایر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was dead serious: کاملاً جدی بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to lie down the eggs: خوابوندن تخم مرغها، حالا تو سبد یا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we left the kids with a babysitter: ما بچه ها را پیش یک پرستار کودک گذا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she loves being the center of attention: او دوست دارد مرکز توجه باشد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
endure a period of hardship or difficulty: زمان سختی و دشواری را تحمل کردن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's hard to muster the motivation each day: خیلی مشکله عزمتو جمع کنی هروز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will give my full attention to your problem: من توجه کامل خود را به مشکل شما خوا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please drive slowly along the winding road: لطفاً در امتداد جاده پر پیچ و خم به ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have enjoyed 100 of years of peace under my family rule: ما از 100 سال صلح تحت حکومت خانواده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have to clear the road from the snow: شما بایستی جاده رو از برف تمیز کنید ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being sucked into something: رفتار شدن در چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but i ain't done much healing: ولی من اونقدرا هم خوب نشدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get it baby: بریم تو کارش رفیق یا بریم شروع کنیم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the judge dismissed their divorce suit: قاضی درخواست طلاق آنها را رد کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like pre reviewing: مثل پیش مرور کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
copper prices scaled a new heights: قیمت مس رکورد جدیدی رسید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll buzz you in: درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the airline was founded 25 years ago: این شرکت هواپیمایی 25 سال پیش تاسیس ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come in and warm yourself by the fire: بیا تو و خودت را کنار آتش گرم کن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rick hasn't changed he looks exactly the same as he did at school: ریک عوض نشده است. او دقیقا عین دورا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate this stupid place: از این مکان کسل کننده متنفرم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear out of here: از اینجا گورت را گم کن!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is peopled with somebody: پر است از. . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company gave her an advance on her salary: شرکت به او یک پیش پرداخت از حقوقش د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
able to endure hardship or pain: قادر به تحمل سختی و درد .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it rains then we will stay home: اگر باران ببارد، آنگاه در خانه می م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's the second umbrella i've left on the train: آن دومین چتری بود که در قطار جا گذا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird man: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they tried a murderer: آنها یک قاتل را محاکمه کردند try= م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to light a fire to see in the dark: برای دیدن در تاریکی باید آتش روشن ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot sb or sth: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the town was dead after midnight: بعد از نیمه شب شهر کاملاً ساکت بود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is hart to muster the motivation each day: خیلی مشکله عزمتو جمع کنی هروز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he rose to lofty heights of foreign minister: او به مقام رفیع وزیر خامورخارجه رسی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like pre reviewing skimming cannot promise more than 50 percent comprehension: مثل پیش مرور کردن، سطحی خوانی نمی ت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attention to detail: توجه به جزئیات
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't realize how late it was: متوجه نشدم چقدر دیر شده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd lie low if i were you till the trouble passes: من اگر جای تو بودم پنهان می شدم تا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a new diving suit: من به لباس غواصی جدیدی احتیاج دارم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want to change my doctor: من می خواهم دکترم را عوض کنم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the labels bear a yellow and black symbol: برچسب ها دارای نمادی زرد و سیاه هست ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he received an advance to cover his travel expenses: او یک پیش پرداخت برای پوشش هزینه ها ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of low intensity: جمع و جور/محدود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was tired then i decided to rest: خسته بودم، سپس تصمیم گرفتم استراحت ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rough and violent man: مرد خشن و جنایتکار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally spotted the shirt he wanted: او بالاخره لباسی که میخواست رو پیدا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to scratch the paint job surface of a car: ماشین کسی رو خط انداختن key someone ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to leave now: باید الان برم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird guy: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose attention: از دست دادن توجه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there i told you she wouldn't mind: دیدی! گفتم که ناراحت نمی شه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a room of my own: من به اتاقی که برا خودم باشه نیاز د ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going to help you suit yourself: قصد کمک به تو را ندارم . هر جور که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wall is 12 feet in height: آن دیوار 12 فوت ارتفاع دارد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite dead: کاملاً از کار افتاده.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muster the discipline: عزم خود را جزم کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maxine found that it had become numb: ماکسین متوجه شد که دستش بی حس شده ا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iran under the seljuks: ایران در عهد حکومت سلجوقیان ایران ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm done being there for you all the time when you can't even appreciate it: دیگه تمایلی ندارم که مدام کنارت باش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i bring my friend along: آیا می توانم دوستم را همراه بیاورم؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being sucked into sth: رفتار شدن در چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow one's lead: عین کار کسی رو دنبال کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cleared a space for me to sit down: برایم جایی خالی کرد تا بنشینم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got a real buzz out of passing this course: حس خوبی داشتم از گذروندن این دوره ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that habit landed her in trouble: آن عادت موجب دردسر و گرفتاری {برایش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they cleared the land from his family: آنها آن سرزمین را از خانواده اش پاک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then i went to school: سپس به مدرسه رفتم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was born in a beautiful village: من توی یک روستای زبیا به دنیا آمدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
experts advance that the economy will improve next year: کارشناسان پیش بینی می کنند که اقتصا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she suddenly realized she had forgotten her keys: او ناگهان متوجه شد که کلیدهایش را ف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird boy: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn on the computer: کامپیوتر را روشن کن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that back tyre needs changing: آن لاستیک عقبی باید عوض شود.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll warm up some milk: من کمی شیر گرم خواهم کرد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
key somebody's car: ماشین کسی رو خط انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got into her old pink jogging suit and her sneakers: او لباس دوی قدیمی صورتی و کتانی های ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody is a loser: ادم به درد نخور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a gang of toughs: یک باند خشن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not very noticeable: بدون جلب توجه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were just making light conversation: ما فقط داشتیم مکالماتی ساده انجام م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is known for his attention to detail: او به خاطر توجهش به جزئیات شناخته ش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can adjust the height of the chair: می توانید ارتفاع صندلی را تنظیم کنی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
force attention: مجبور کردن به توجه کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a check is a promise to pay me money: چک یک ضمانت برای پرداخت وجه است pro ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she makes his own clothes: او لباس هایش را خودش می دوزد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jill’s new hairstyle doesn't really suit her: مدل موی جدید جیل واقعاٌ به او نمی آ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there you got it: خودشه!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demand definite leads: سرنخ های حتمی و قطعی را درخواست کنی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suck at basketball: من تو بسکتبال خوب نیستم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i am done with all your nonsense: فکر می کنم دیگه نمی خوام با خزعبلات ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're in trouble: ما در دردسر افتادیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he looked so closely into her clear eyes: از فاصله ی خیلی نزدیک به چشمان شفاف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the polluter pays principle: به موجب اصل آلوده کننده می‎پردازد ( ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bus leaves in five minutes: اتوبوس تا پنج دقیقه ( دیگر ) می رود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the puppy was so tiny and cute: توله سگ خیلی کوچیک و بامزه بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her husband rose to the lofty heights of transport minister: شوهرش به مقام والای وزیر راه رسید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going to the party can i bring my friend along: من دارم به مهمانی می روم. آیا می تو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made her promise never to touch it again: او ( مرد ) از او ( زن ) قول گرفت که ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this telephone is dead: این تلفن کار نمی کنه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay attention to what i'm saying: به چیزی که می گویم توجه کن.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plane flew at a height of 3 000 meters: هواپیما در ارتفاع 3000 متری پرواز ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low key reply: جواب سادە و قابل فهم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the trouble to go: قدم رنجه کن قدم رنجه بفرمایید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a coincidence to see you here: چه تصادفی که شمارو اینجا میبینم !
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait for the traffic lights to change: منتظر چراغ راهنمایی بمان تا عوض شود ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can check your answers in the answer key on page 176: شما می توانید پاسخ های خود را با پا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you turn the light on please: می توانید چراغ را روشن کنید، لطفا؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear eyes: چشمان کاملا باز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay close attention to the details: به جزئیات توجه دقیق داشته باشید.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone is a loser: ادم به درد نخور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ok see you then: اوکی، میبینمت پس
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he reached the dizzy heights of the national finals: او به سطح بالای مسابقات نهایی رسید. ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird person: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we can leave the detailed negotiations to the suits: می توانیم مذاکرات مفصل را بر عهده م ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw it with my own eyes: با چشمهای خودم
٦ ماه پیش