نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s not telling the whole truth: تمام حقیقت رو نمیگه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s broke: هیچ پولی نداره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’ll get right on it: همین حالا این کار رو انجام می دم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her expression was unreadable: نمی شد از روی صورتش احساسش رو فهمید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s stretching the truth: دروغ نمیگه ولی واقعیت رو هم خیلی غل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his eyes were glazed over: چشمانش برق زد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s short on cash: هیچ پولی نداره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’ll do it right away: همین حالا این کار رو انجام می دم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that’s a bit of an exaggeration: خیلی مبالغه آمیزه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she blushed: از خجالت سرخ شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i’ll get around to it: در آینده این کار رو انجام می دم ولی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why do you want to know: چرا دوست داری سر دربیاری؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gave me a dirty look: چپ چپ به من نگاه کرد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it didn’t live up to my expectations: انتظاراتم رو برآورده نکرد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sooner or later…: دیر یا زود…
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my flight was overbooked: پروازم طوری بود که مسافران زیادی بل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he yelled: او فریاد زد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your kids are a lot of fun: بچه هاتون خیلی بانمک هستن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she inherited a fortune: کلی بهش ارث رسیده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knows it inside out: … از درونش نشات می گیره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he got his nose out of joint: برزخ شد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a creep: آدم آزاردهنده ای هست.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s filthy rich: پولش از پاور بالا میره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she could do it in her sleep: با چشم بسته هم میتونه این کار رو ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s so cute: او خیلی بامزه س.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a sicko: اون یه مریض روانیه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she dissed my mother: او به مادرم بی احترامی کرد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s so cute: او خیلی بامزه س.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could do it in her sleep: با چشم بسته هم میتونه این کار رو ان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s loaded: حسابی پولداره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a scumbag: اون یه شروره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a short fuse: زود از کوره درمیره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a natural: او یک اعجوبه است.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s quite well off: وضعش توپه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have a beautiful home: خونه خوشگلی داری.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s an asshole: اون یه عوضیه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got her panties in a wad: خیلی بهش بر خورد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a nice apartment: چه آپارتمان قشنگی.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s a natural: او یک اعجوبه است.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a bastard: اون یه حرومزاده س.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s very wealthy: خیلی پولداره.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left in a huff: با ناراحتی و عصبانیت رفت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my compliments to the chef: دم آشپز گرم.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she’s a psycho: اون یه روانیه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s scrimping and saving: داره قرون قرون پول جمع می کنه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was born to: او به دنیا آمده تا یک … باشد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a whiz: اون عقل کل شیمیه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it’s as clear as mud: خیلی گنگ و مبهمه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the crime rate went up: آمار جرم بالا رفته.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the weather was miserable: هوا افتضاح بود.
١ سال پیش