نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the microscope still to see the cells clearly: میکروسکوپ رو ثابت نگه دار تا سلول ه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't mean to toot my own horn: می خوام از دستاوردهای خودم زیادی تع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still and let me tie your shoes: وایسا بذار بند کفشت رو ببندم!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to hold still for the needle: باید بی حرکت بمونی موقع سوزن زدن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't wanna toot my horn: نمی خوام از خودم تعریف کنم / نمی خو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still so i can clean the wound: تکان نخور تا زخمت رو تمیز کنم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toot my own horn: یک اصطلاح است از دنیای موسیقیِ بوق/ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still i'm sketching your portrait: ثابت بمون! دارم پرترت رو میکشم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he dangled the keys: او کلیدها را تاب داد/تکان داد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still while i check your blood pressure: بی حرکت بمون تا فشارت رو اندازه بگی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain dangled from his belt: یک زنجیر از کمربندش آویزان بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still i don't want the photo to be blurry: تکان نخور! نمی خوام عکس تار بشه!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still or i might accidentally cut you: بی حرکت بمون، وگرنه ممکنه پوستت را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you running away from: از چی داری فرار میکنی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running speech: گفتار پیوسته
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are very good assistants very discreet: آن ها دستیاران بسیار خوبی هستند، خی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running into somebody: ملاقات کردن و دیدن یک نفر
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry about running the night: بابت جریان امشب متاسفم ( یعنی اظه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the film hasn't been running for ten minutes yet: فیلم به مدت 10دقیقه هست اکران نشده.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she hung the laundry on a line in a discreet corner of the yard: او رخت های شستنی را بر روی یک بند د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
west running: west - running جریان غربی ( در مورد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still and take deep breaths to calm down: ثابت بمون و نفس عمیق بکش تا آروم شی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
toothy: دندان نما
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can count on me to be discreet: شما می توانید روی من محتاط حساب وا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
those toothsome dumplings were the highlight of the meal: اون دامپلینگ های خوش طعم نقطه ی اوج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still while i remove the thorn from your paw: بی حرکت بمون تا خار پات رو دربیارم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the restaurant served a toothsome lamb stew: رستوران خورشت بره ای بسیار خوش طعم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he found her smile quite toothsome: لبخندش رو بسیار دلربا و جذاب یافت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a toothsome blonde: بلوندی جذاب و دلربا
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a complex and nuanced poem: یک شعر پیچیده و دارای ظرائف
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his epitaph begins thus: نوشته روی سنگ قبر او چنین آغاز می ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
calculate the mean of all three samples: میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please calculate the mean: لطفا میانگین را محاسبه کنید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needed to find a mean between frankness and rudeness: او نیاز داشت تا بین صراحت ( رک گویی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
praise be: - an exclamation of surprise, joy, ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it wasn't a valuable picture but it meant a lot to me: تابلو خیلی گران قیمتی نبود، اما برا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an important emotional effect on someone: برای کسی مهم بودن/ اهمیت داشتن/ارزش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mean queen: ملکه شرور
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i didn't mean it: ببخشید منظوری نداشتم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it's meant to be it will be: اگه قسمت باشه ، خواهد شد اگر تقدیر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much a person can mean: یک نفر چقدر می تواند اهمیت داشته با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been meaning to see you for a long time: خیلی وقته میخوام ببینمت
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip floss between your teeth: کشیدن نخ دندان بین دندانها
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a mean mother: او مادری بدجنس دارد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the red light means stop: چراغ قرمز به معنای توقف است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
write number on slip: شماره تلفن را روی یک تکه کاغذ بنویس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he just parrots whatever his boss says: فقط هر چی رئیسش می گه رو طوطی وار ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't slip the floor is slippery: لیز نخوری !!! زمین لغزنده است
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your mean mother called me a stupid boy: مادر پست فطرت شما مرا پسر احمقی صدا ...
٩ ماه پیش