نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're down with: If you are down with something it m ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are down with: If you are down with something it m ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she crumpled to the floor in a dead faint: او بر اثر غش، مثل یک مرده به زمین ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she faltered and then her face crumpled: او به لُکنَت اُفتاد و سپس چهره اش د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sat down carefully so as not to crumple her skirt: با دقت نشست تا دامنش چین و چروک برن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be careful he is eavesdropping: مراقب باش! او دارد استراق سمع می کن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crumple up: مچاله و گرد کردن . He crumpled up t ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoo boy: - used to express excitement, worry ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off you go to wash your hands: بدو برو دست هاتو بشوی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is someone up to: What are you doing right now? Used ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is somebody up to: What are you doing right now? Used ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off you go before you miss your train: برو قبل از اینکه قطارتو از دست بدی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are in business: - You have solved the first step in ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blower fan: [معدن] بادبزن دمنده ( تهویه )
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're in business: - You have solved the first step in ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he should just stick with track and field: اون فقط باید بچسبه به دو میدانی ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt bereft after her mother passed away: بعد از فوت مادرش، احساس تهی بودن دا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
according to an insider the deal is almost done: طبق گفته ی یک منبع مطلع، معامله تقر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is you up to: a common English phrase used to inq ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood bereft of hope: بی امید ایستاده بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick with me you'll be fine: به من بچسبید هیچ اتفاقی براتون نمی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the breach was caused by an insider threat: نقض امنیتی ناشی از تهدید داخلی بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's an insider in the film industry: اون تو صنعت فیلم آدم خودیه. ( است ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remove the hitch from my tongue: گره از زبانم بردار.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip lot sampling plan: [آمار] طرح نمونه گیری توده کالا با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sobbingly: با هق هق گریه کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've been inside for the whole day: ما تمام روز داخل ( خانه ) بوده ایم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chute feed: [نساجی] تغذیه الیاف توسط لوله
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't skip leg day: روز تمرین پا را حذف نکنید! روز تمری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'm just gonna stick with old lucky party shirt: فکر کنم باید بچسبم به لباس خوش شانس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the report was leaked by an insider: گزارش توسط یکی از افراد داخلی لو رف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chut: an expression of surprise, impatien ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip framing: [سینما] حذف قابها
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip hoist: [ریاضیات] بالابر سطلی چرخدار
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bereft of hope: مأیوس، ناامید، غریب، ناتوان، عاجز
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough skip it: کافیه تمومش کن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip draft: [نساجی] نخ کشی یک در میان
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so just skip over the voice demo: پس بیخیال صدای دمو شو
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house felt bereft without laughter: خانه بدون خنده ها تهی و غم زده بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pee cube: - From Season 10, Episode 5 - @ Cur ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back in a flash: The idiom � back in a flash � means ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip distance: [برق و الکترونیک] فاصله پرش فاصله ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once you get hitched your life will change forever: وقتی ازدواج کنی، زندگیت برای همیشه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bereft of reason: without reason
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't mean to toot my own horn but i aced that exam: ترجمه تحت اللفظی: منظورم بوق زدن بر ...
٩ ماه پیش