نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nobody knew what they were supposed to be doing: هیچ کس نمی دانست که قرار است چه کار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the problem remains unsolved: این مشکل حل نشده باقی می ماند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the accident victim succumbed to his injuries in the hospital: قربانی تصادف در اثر جراحاتش در بیما ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you know full well that you're not supposed to go there without asking me: خودت خوب میدونی که قرار نیست بدون ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was never meant to teach: من قصد تدریس نداشتم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house remains in good condition: خانه در وضعیت خوبی باقی مانده است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're supposed to be asleep: قرار بود خواب باشی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally succumbed to pressure and resigned: نهایتاً او تسلیم فشار شد و استعفا د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he remained silent during the discussion: او در طول بحث ساکت باقی ماند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she couldn't resist and succumbed to temptation: او نتوانست مقاومت کند و تسلیم وسوسه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not supposed to park here: قرار نبود ( = اجازه نداشتید ) اینجا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody be meant to do something: از کسی انجام کاری رو خواستن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it remains a mystery: این یک راز باقی می ماند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it supposed to happen: قرار بود اتفاق بیافته
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was meant to fix the computer: از من خواستن که کامپیوتر رو درست کن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's gold: یعنی عالی بود، مثل طلا. می تواند یک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they remain friends after all these years: آنها بعد از این همه سال دوست باقی م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children are supposed to be at school by 8 am: بچه ها قرار است تا ساعت 8 صبح در مد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her supposed good looks were legendary at the time: ظاهر ظاهری خوب او در آن زمان افسانه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was not always meant to: همیشه نمی شد که. . .
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you ain't supposed to be here: تو نباید اینجا باشی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please remain calm: لطفاً آرام بمانید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will remain here until you return: من تا زمان بازگشت شما اینجا خواهم م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
religious conviction: عقیده ی مذهبی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the supposed advantages of city living meant nothing to him: مزیت های فرضی زندگی شهری برای او مع ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fond of is normally used to talk about food or people: کلمه ( فاند آف ) معمولا در مورد انس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mille grazie: - Literally translated, “mille graz ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth is off: یه جای کار میلنگه! کاسه ای زیر نیم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
older people tend to be quite conservative and a bit suspicious of any supposed advances: افراد مسن کاملا محافظه کار هستند و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he remains the best player on the team: او بهترین بازیکن تیم باقی می ماند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spoke with conviction: او با اطمینان حرف زد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only a few items remain on the shopping list: فقط چند مورد از لیست خرید باقی ماند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talking about likes and dislikes in english: صحبت در مورد آنچه دوست دارید و دوست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a supposed genius: یک به اصطلاح نابغه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only meggie and justine suspected he would want to remain in italy: تنها مگی و جاستین به این که بخواهد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his political convictions: اعتقادات و باورهای سیاسی او
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the costs of the programme outweigh its supposed benefits: هزینه های این برنامه بیشتر از مزایا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set back your clock five minutes: ساعتت رو پنج دقیقه عقب بکش
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his conviction for murder: محکومیت او برای قتل
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
building setback: عقب نشینی ساختمان
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone stay where you are and remain calm: همه سر جای خود بمانند و سعی کنند آر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his speech carried so much conviction that i had to agree with him: سخنرانی ش مجاب سازی زیادی داشت تا ج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why are you after me: چرا دنبال من میگردی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supposed to be fun: قرار بود خوش بگذره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everybody remained silent when when they heard what she said: همه خاموش ( ساکت ) موندن وقتی شنیدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i've got no money i'm broke: شرمنده ام، آه در بساط ندارم، بی پول ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this journey can set you back from 1000$ to 1500$: این سفر میتونه برای شما از 1000 تا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my firm conviction is that: اعتقاد راسخ من بر این است که
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police are after him: پلیس داره دنبال اون میگرده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no probs: used to tell someone that you can d ...
٩ ماه پیش