نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you hear what the teacher just said: آیا شنیدی اندکی پیش معلم چه گفت؟؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took them a long time to figure out how to work with the machine: برای اون ها مدت زمان زیادی گرفت تا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he just doesn't care: او اصلاً اهمیت نمی دهد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they believe their cause is just: آنها باور دارند که آرمانشان درست ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gary was just gone: گَری دیگر رفته بود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is just pathetic: واقعا بدرد نخوره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the movie i've previewed that's about hit theaters: فیلمی که قراره در سینماها نمایش داد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they just bought a car: آنها به تازگی یک ماشین خریدند
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i never thought i'd see her again: هرگز انتظارش نداشتم که دختره رو دوب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just coming: من خیلی زود می آیم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after you we just can't breathe: بعد از تو، ما هرگز نمیتوانیم نفس بک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
think of us as your friend: ما رو دوست خودت به حساب بیار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were just about to leave when jerry arrived: داشتیم می رفتیم که جری رسید.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cup of tea is just what i need right now: یه لیوان چایی درست همون چیزیه که می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just finished my homework: من همین الان تکالیفم را تمام کردم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teaching is about being patient: اموزش به معنای صبر است. . معلمی یعن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she just wants to help: او فقط می خواهد کمک کند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ought to resign i think: به نظر من، بهتره استعفا بده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't think where i put the keys: یادم نمیاد کلیدها رو کجا گذاشتم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a person can live with out food for about a month but only about a week with out water: یک انسان می تواند بدون غذا حدود یک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i personally think it's all been a lot of fuss over nothing: نظر شخصی م اینه که همه این جنجال و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who would have thought to find you here: کی انتظارش رو داشت که تو رو اینجا ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my opinion but you might think otherwise: به باور من اینطوریه، شما ممکنه نظرت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speaking about hopes in english: بیان آرزوها در زبان انگلیسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd think she'd have been grateful for my help: شما انتظار داشتید که دختره واسه کمک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you honestly think i would agree to that: آیا واقعا فک میکردی که من با این مو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the job took longer than we thought: اون کار بیشتر از اون چیزی که انتظار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll need about 20 chairs i should think: فکر کنم حدود ۲۰ صندلی لازممون بشه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i still don't know what he really thinks about it: من هنوز نمی دونم که او واقعا نظرش د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just don't love him: آخه دوسش ندارم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just think how nice it would be to see them again: فقط تصورش رو بکن، چقدر خوب میشد اگر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
think about what you are going to do next: به این فکر کن که بعدش میخوای چیکار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you think you're doing: اصلا فکر کردی داری چیکار میکنی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will we make it in time: آیا ما بموقع از عهده انجامش برمیایم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't think to tell her: یادم نبود به اون خانم بگم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you think about the idea: نظرت چیه راجع به این ایده؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm inclined to think we've been a little harsh on her: مایلم اینطور نظر بدم که ما به این د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i never thought you would carry out your threat: هرگز انتظار نداشتم تهدیدت رو عملی ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you think of the film: فیلم رو چطور دیدی ( نظرت راجع بهش چ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't help thinking things could have been different: نمیتونم نظر بدم که قضایا ( کارها ) ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was once thought that the sun travelled around the earth: قبلاً اینطور تصور میشد که خورشید به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fidgeting can burn about 350 calories a day: درطول یک روز، اضطراب موجب سوختن حدو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to think of it he did mention seeing you: الان ( یهویی ) یادم اومد، اون گفت ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
try to think yourself into the role: سعی کن خودت رو تو قالب نقش تصور بکن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just think we'll be lying on the beach this time tomorrow: فقط تصورش بکن، فردا همین موقع تو سا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i like to think he would help if i needed it: خوشم میاد اینجور تصور کنم که اون آق ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just ask people why they are white: تو نمیتونی صرفا همینطوری به راحتی ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'll go for a swim: می خوام برم شنا کنم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we couldn't think where you'd gone: نمیتونستیم تصور کنیم که کجا میتونید ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to think what would have happened if we hadn't arrived: متنفرم از اینکه تصور کنم چه اتفاقی ...
٩ ماه پیش