نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are hurting me: داری به من آسیب می زنی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck are you: تو دیگه چه خری/احمقی/بی شعوری/بی هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his words hurt me more than his actions: حرف هایش بیشتر از کارهایش به من صدم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going to let that car pass me: نمی خواهم اجازه دهم آن ماشین از کنا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you could hurt yourself: ممکن است به خودت آسیب بزنی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a fucking weather: چه هوای داغونی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why do they keep passing back to the goalie: چرا آنها مدام به دروازه بان پاس عقب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my back hurts from standing all day: کمرم از تمام روز ایستادن درد می کند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck does that have to do with me: به من چه اصلا!؟ چرا باس تره خورد ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breakfast is up: صبحانه آماده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i gained three passes at a level: من سه قبولی سطح الف به دست آوردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the signs are up around the town: تابلوها در اطراف شهر نصب هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we sang songs to pass the time: ما ترانه خواندیم تا زمان را بگذرانی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go fuck yourselves: بزنین به چاک! گورتونو گم کن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how did you pass the evening: عصر را چگونه گذراندید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lights are up for christmas: چراغ ها برای کریسمس نصب شده اند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the helicopter made several passes over the village before landing: هلیکوپتر قبل از فرود آمدن، چندین با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck happened to you: چه کوفتی به سرت اومد/اومده!؟ تو چه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fence is up now: حصار الان نصب شده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these homes have passed from public to private ownership: این خانه ها از مالکیت عمومی به مالک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made repeated passes with the swipe card: او به دفعات مکرر با کارت مغناطیسی ع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why the fuck should i care: به من چه اصلا!؟ چرا باس تره خورد ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she made a pass at: او به . . . پیشنهاد جنسی داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to clean up the whole house: ما باید کل خانه را تمیز کنیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they passed all the candidates: آن ها تمام داوطلبان [نامزدها] را قب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck does it have to do with me: به من چه اصلا!؟ چرا باس تره خورد کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your report is up on the website: گزارش شما روی سایت قرار گرفته.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you going to pass me or not: من را قبول می کنید یا نه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is not up to it: او قادر به ( انجام ) آن نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they'll never be friends again after all that has passed between them: آنها پس از آنچه که بین آنها گذشته ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how the fuck did you do that: واقعا چطور از پسش بر اومدی!؟ جون م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my first pass at a career of writing proved unsuccessful: تلاش اولم در حرفه نوشتن، ناموفق از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to up your game: شما باید بازی خود را ارتقا دهید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that has passed between them: پس از آنچه که بین آنها گذشته است ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who wrote 'catch 22' pass: چه کسی کتاب تبصره 22 را نوشته است؟ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was fucking good: چه حالی داد! چه چسبید! واقعا حال دا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're passing blood: داری خون بیرون می دهی [خون ریزی دار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
were you up all night: تموم شب بیدار بودی ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is fucking good: چه حالی داد! چه چسبید! واقعا حال دا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his departure passed unnoticed: رفتن او بدون جلب توجه روی داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her joke really made me beat with laughter: شوخی او واقعاً من را از خنده به قهق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you fuckhead: ای کودن! احمق! کله کیری! بی مخ!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i passed my driving test: من در آزمون رانندگی ام قبول شدم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pass sentence: حکم دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something must be up: حتماً یه مشکلی هست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you motherfucker: ای مادر فلان فلان شده! ای مادر جنده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was with him the night he passed: من با او بودم شبی که او درگذشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know you'll pass all your exams: من می دانم که تو تمام امتحاناتت را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth must be up: حتماً یه مشکلی هست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck do i do now: حالا چه خاکی به سرم بریزم! حالا چه ...
٨ ماه پیش