نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not gonna kick me out: تو که نمیخوای بیرونم کنی؟!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
john was just the one to kick some ass over there: جان تنها کسی بود که در آنجا جنجال ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is not fair to talk to him like that: منصفانه/عادلانه نیست که اونطور باها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is believed to kill 10 men: گفته میشود / می گویند /. . . او ده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
camerawork is ass: کار فیلمبرداری افتضاحه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't hear you: صدایت را نمی شنوم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the football player threw a long pass: آن فوتبالیست یک پاس بلند انداخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haven't you heard: خبردار نشدی؟ مگر نشنیده ای؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he played a careless back pass to the goalkeeper: او یک پاس عقب بی دقت به دروازه بان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things are going well from what i hear: تا آنجایی که من خبر دارم اوضاع خوب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the monastery is in a remote mountain pass: آن صومعه در یک مسیر کوهستانی دور اف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can hear you: میتونم صدات رو بشنوم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a close call: چه خطری از بیخ گوشمون گذشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass the salt please: نمک را بدهید، لطفا.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
t passes belief that she could do such a thing: ین فراتر از باور است که او بتواند چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how are we supposed to pass the sentry: چطور می خواهیم از نگهبانی عبور کنیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we passed by your house on our way home: در مسیر بازگشت به خانه از کنار خانه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was fucked over by my best friend: گول خوردم از طرف بهترین دوستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the man smiled at the girl and passed a friendly remark: مرد به دختر لبخند زد و اظهار نظری د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you pass me the salt please: میشه لطفا نمک را به من بدهید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a close thing: نجات معجزه آسا خطر از بیخ گوش کسی ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your letter has been passed to: نامه شما به. . . . منتقل شده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fucking boy: پسره ی لعنتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he passed the ball to: او توپ را به . . . . پاس داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his comment hurt her feelings: نظر او به احساسات او صدمه زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why don't we pass a law: چرا قانونی را تصویب نمی کنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is so fucking beautiful: اون خیلی زیباست ( کلمهfucking بعضی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the proposed amendment passed unanimously: اصلاحیه پیشنهادی به اتفاق آرا تصویب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you fucking with the tv again: بازم داری TV انگولک می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck i cut my finger again: آخ باز بریدم انگشتمو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the court waited in silence for the judge to pass sentence: دادگاه در سکوت منتظر صدور حکم قاضی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuck off i want to be alone: گمشو ، میخام باشم تنها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop fucking around with my personal affairs: دست بردار، از فضولی کارهای شخصی منو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had passed from childhood to early womanhood: او از دوران کودکی به اوایل دوران زن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stage is up already: صحنه نمایش آماده و نصب شده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck is your problem: چه مرگته!؟ چه دردته!؟ چه غلطی داری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pass was blocked by snow: مسیر با برف بسته شده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it didn't hurt: دردت که نیومد؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck is with you: چه مرگته!؟ چه دردته!؟ چه غلطی داری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on his death the estate passed to his eldest son: با مرگ وی ، املاک به پسر بزرگش ( ار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck is wrong with you: چه مرگته!؟ چه دردته!؟ چه غلطی داری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your tough: اَی گردن کلفت!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she passed her hand across her forehead: او دستش را روی پیشانی خود حرکت داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck are you saying: راجع به چی زر می زنی؟ چی چرت وپرت م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he passed the rope around the post three times to secure it: او طناب را سه بار از اطراف تیر عبور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wise man never hurts girls feelings: یک مردعاقل هرگز احساسات دختران را ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the fuck are you talking about: تو دیگه چی میگی این وسط!؟ تو دیگه چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a truck behind that was trying to pass me: یک کامیون در پشت بود که سعی داشت از ...
٨ ماه پیش