نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like pre reviewing: مثل پیش مرور کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
copper prices scaled a new heights: قیمت مس رکورد جدیدی رسید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll buzz you in: درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the airline was founded 25 years ago: این شرکت هواپیمایی 25 سال پیش تاسیس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come in and warm yourself by the fire: بیا تو و خودت را کنار آتش گرم کن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rick hasn't changed he looks exactly the same as he did at school: ریک عوض نشده است. او دقیقا عین دورا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate this stupid place: از این مکان کسل کننده متنفرم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear out of here: از اینجا گورت را گم کن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is peopled with somebody: پر است از. . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company gave her an advance on her salary: شرکت به او یک پیش پرداخت از حقوقش د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
able to endure hardship or pain: قادر به تحمل سختی و درد .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it rains then we will stay home: اگر باران ببارد، آنگاه در خانه می م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's the second umbrella i've left on the train: آن دومین چتری بود که در قطار جا گذا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird man: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they tried a murderer: آنها یک قاتل را محاکمه کردند try= م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to light a fire to see in the dark: برای دیدن در تاریکی باید آتش روشن ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot sb or sth: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the town was dead after midnight: بعد از نیمه شب شهر کاملاً ساکت بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is hart to muster the motivation each day: خیلی مشکله عزمتو جمع کنی هروز
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he rose to lofty heights of foreign minister: او به مقام رفیع وزیر خامورخارجه رسی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like pre reviewing skimming cannot promise more than 50 percent comprehension: مثل پیش مرور کردن، سطحی خوانی نمی ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attention to detail: توجه به جزئیات
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't realize how late it was: متوجه نشدم چقدر دیر شده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd lie low if i were you till the trouble passes: من اگر جای تو بودم پنهان می شدم تا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a new diving suit: من به لباس غواصی جدیدی احتیاج دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want to change my doctor: من می خواهم دکترم را عوض کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the labels bear a yellow and black symbol: برچسب ها دارای نمادی زرد و سیاه هست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he received an advance to cover his travel expenses: او یک پیش پرداخت برای پوشش هزینه ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of low intensity: جمع و جور/محدود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was tired then i decided to rest: خسته بودم، سپس تصمیم گرفتم استراحت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rough and violent man: مرد خشن و جنایتکار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally spotted the shirt he wanted: او بالاخره لباسی که میخواست رو پیدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to scratch the paint job surface of a car: ماشین کسی رو خط انداختن key someone ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to leave now: باید الان برم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird guy: خُل و چِل به طور کنایی و برای توصیف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose attention: از دست دادن توجه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there i told you she wouldn't mind: دیدی! گفتم که ناراحت نمی شه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a room of my own: من به اتاقی که برا خودم باشه نیاز د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going to help you suit yourself: قصد کمک به تو را ندارم . هر جور که ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wall is 12 feet in height: آن دیوار 12 فوت ارتفاع دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite dead: کاملاً از کار افتاده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muster the discipline: عزم خود را جزم کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maxine found that it had become numb: ماکسین متوجه شد که دستش بی حس شده ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iran under the seljuks: ایران در عهد حکومت سلجوقیان ایران ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm done being there for you all the time when you can't even appreciate it: دیگه تمایلی ندارم که مدام کنارت باش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i bring my friend along: آیا می توانم دوستم را همراه بیاورم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being sucked into sth: رفتار شدن در چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow one's lead: عین کار کسی رو دنبال کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cleared a space for me to sit down: برایم جایی خالی کرد تا بنشینم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got a real buzz out of passing this course: حس خوبی داشتم از گذروندن این دوره ...
٨ ماه پیش