نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the document was filed under the title project alpha: سند با عنوان "پروژه آلفا" بایگانی ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll buzz you: زنگ میزنم خبرشو میدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is noted as the best footballer of all time: از او بعنوان بهترین فوتبالیست در تم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't forget your change: بقیه پولتان را فراموش نکنید!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
popular culture is peopled with fictional heroes: فرهنگ معرف پر شده است از قهرمانان ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot somebody or sth: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you guys are weird: شما بچه ها عجیب هستید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've left on the train: در قطار جا گذاشتم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the waiter left the menu on our table: پیشخدمت منو را روی میز ما گذاشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a warm and friendly personality: او یک شخصیت صمیمی و دوستانه دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be unaware of surroundings: متوجه اطراف نبودن حواس کسی به چیزی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love your country but your weather sucks: کشورتون رو دوست دارم ولی آب و هوای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
johnson has filed suit against her: جانسون علیه او شکایت کرده است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to advance the project to meet the deadline: ما باید پروژه را پیش ببریم تا به مه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she donated money to help found a wildlife refuge: او برای کمک به ساختن پناهگاه حیات و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are many cafes along this busy street: کافه های زیادی در طول این خیابان شل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
occur to somebody: به ذهن کسی رسیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is peopled by somebody: پر است از. . . . Popular culture ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i finished my homework and then i went to bed: من تکالیفم را تمام کردم و سپس به رخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she lost his hope and committed suicide: او امید خود را از دست داد و دست به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear area for landing: یک فضای باز برای فرود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a reservation under the name sarah: من یک رزرو به نام سارا دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will buzz you in: درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bad singer can clear a room in a few minutes: یک خواننده بد میتواند اتاقی را ظرف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a 10 dollar note: یک اسکناس ۱۰ دلاری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i promise you: خاطرت جمع! مطمئن باش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rick hasn't changed: ریک عوض نشده است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it doesn't bear thinking about: فکر کردن بهش هم نمیشه تحمل کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your height: قد شما چقدر است؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light a fire so we can see better: آتش روشن کن تا بهتر ببینیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead phone: گوشی از کار افتاده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you read your own book: کتاب خودت رو بخون
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever your reason for borrowing we have the loan that suits your needs: دلیل شما برای وام گرفتن هرچه باشد ، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my uncle owns a farm: عمو/دایی من مزرعه داره own= من . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'll stay in this evening suit yourself: فکر کنم غروب خانه می مانم . هر جور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you guess the height of the empire state building: آیا می توانید ارتفاع ساختمان امپایر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was dead serious: کاملاً جدی بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to lie down the eggs: خوابوندن تخم مرغها، حالا تو سبد یا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we left the kids with a babysitter: ما بچه ها را پیش یک پرستار کودک گذا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she loves being the center of attention: او دوست دارد مرکز توجه باشد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
endure a period of hardship or difficulty: زمان سختی و دشواری را تحمل کردن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's hard to muster the motivation each day: خیلی مشکله عزمتو جمع کنی هروز
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will give my full attention to your problem: من توجه کامل خود را به مشکل شما خوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please drive slowly along the winding road: لطفاً در امتداد جاده پر پیچ و خم به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have enjoyed 100 of years of peace under my family rule: ما از 100 سال صلح تحت حکومت خانواده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have to clear the road from the snow: شما بایستی جاده رو از برف تمیز کنید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being sucked into something: رفتار شدن در چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but i ain't done much healing: ولی من اونقدرا هم خوب نشدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get it baby: بریم تو کارش رفیق یا بریم شروع کنیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the judge dismissed their divorce suit: قاضی درخواست طلاق آنها را رد کرد.
٨ ماه پیش