ترجمههای مهاجر (مترجم) (٦)
١٧٤
١ ماه پیش
But that's it -- water under the bridge, you move on.
٠
اما همینی که هست، آب رفته به جوی برنمی گرده، تو بگذر ( ادامه بده ) .
١ ماه پیش
Don't worry about that mistake, it's water under the bridge.
٠
نگران آن اشتباه نباش، اتفاقی ست که افتاده.
١ ماه پیش
Shanxi coal boss purchase Mission: to humiliate a group of 10 million moneybags?
٠
مأموریت خرید رئیس زغال سنگ شانشی: تحقیر گروه ده میلیونی از ثروتمندان؟
١ ماه پیش
Don't humiliate his intelligence, that just like in mercy killing.
٠
به هوش او اهانت نکن، اینکار درست مانند کشتن او از روی ترحم است.
١ ماه پیش
His apostasy had cost him his empire.
٠
ارتداد او به قیمت از دست دادن امپراتوریش تمام شد.
١ ماه پیش
In those days apostasy was punishable by death.
٠
در آن دوران، مجازات ارتداد مرگ بود.