پیشنهادهای mahmoud karbakhsh (٥٢)
مِدوم در گویش محلی راوری هم به معنی دائمی ست هم به معنی یکسره و پیوسته
پِرق ، پَج در گویش محلی راوری اگرچیزهایی آبدار مثل میوه جات یا کمپوت و . . . لِه بشه و محتویاتش بیرون بریزه میگن پِـرق شد اگر چیزهایی خشک مثل آجر ، ...
دولآب درگویش محلی راوری به باغچه یا باغی گفته میشود که با دول ( دلو ) ریسمان و چرخ چوبی با برداشت آب از چاه ، آبیاری بشود
مَنقاشو در گویش محلی راوری ، به وسیله ای میگویند که موهای زیر ابرو را بر میدارند ، موچین ، موگیر
گُدین ، در گویش محلی راوری به خشت و دیوارهای گِلی و کهنه ی قدیمی . گویند بعضی از کشاورزان از گُدین به جای کود در باغات خود استفاده میکنند
کارگزار = مباشر
کِـنِـسی در گویش محلی راوری ، کِنِسی کسی که وضع اقتصادی او خراب شده و هیچ راه حلی پیدا نمیکنه ، میگه به کِـنِـسـی افتادم
گُـک در گویش محلی راوری به قورباغه ، گُـک ، میگویند محمودکاربخش راوری
نِـشـیـرْک در گویش محلی راوری به انسان و حیوانات بچه زا که در بدو تولد شیر کافی برای رشد نخورده اند و لاغر تر و ریز تر از همنوعان خود هستند . نِشیرک ...
کِنِسی در گویش محلی راوری ، کسی که وضع اقتصادی او خراب شده و هیچ راه حلی پیدا نمیکنه ، میگه به کِـنِـسـی افتادم
مُریک در گویش محلی راوری ، به مورچه ، مُریک ، میگویند
رِشغال در گویش محلی راوری به کسی که ظاهر درستی ندارد ، آدم بی ارزشی هست ، عرف و ادب را هم خیلی رعایت نمیکند ، � رِشـغـال �میگویند
سُغدو در گویش محلی راوری به گیپا ، میگن سُـغـدو سیرابی تمیز شده گوسفند را به صورت کیسه های کوچکی درست میکنند ، داخل آنها را با موادی ( مثل دُلمه ) مث ...
رودمون در گویش محلی راوری از �رو به درمان� گرفته شده ، به معنای در حال خوب شدن ، مثلا :وقتی استخوانی شکسته یا در رفته بعد از چند روز از جا انداختن اس ...
تـیـل درگویش محلی راوری به معنی غلیظ ، و گاهی معنی پُر رنگ و پر مایه میدهد مثال: سبز تیل ، یعنی سبز سیر ، سبز پر رنگ
سَر گَردا در گویش محلی راوری به سرگیجه � سَـرگَـردا � میگویند
جاروندن در گویش محلی راوری مثلا توی اداره کار کسی رو انجام ندادن و همش امروز و فردا کردن ، سر کار گذاشتن ، حیران کردن ، پاسکاری کردن میگن ، � جارون ...
حُـقـه در گویش محلی راوری به قوطی ، حُـقّـه هم میگویند مثلا:حقه کبریت یعنی قوطی کبریت ، یا حقه رب گوجه
حُـقـه در گویش محلی راوری به قوطی ، حُـقّـه هم میگویند
فـلّـه ای در گویش محلی راوری به فَلّه ای ، بِـلّه ای ، میگویند ( گروهی ، دسته حمعی ) ( به چیزهایی که بسته بندی خاصی ندارد و نیاز به وزن کردن دارد ، ...
لَـرْد در گویش محلی راوری به بیرونِ هر چیزی یا بیرون هر جا و مکانی ، � لَـرْد � میگویند مثلا : لَـرْدِ اتاق، یعنی بیرون اتاق بیا لَـرْد ، یعنی بیا ب ...
بد بلایی کردن در گویش محلی راوری وقتی نسبت به جایی یاچیزی ، حس خوبی نبست ، میگویند بد بلایی کردن
جِلَب در گویش محلی راوری به بچه پر انرژی و اذیت کن میگویند بچه جِـلِـبـه و به آدمهایی که رعایت مسائل عرفی و اخلاقی را نمیکنند و باعث آزار میشوند ، می ...
بَـد نِـسـار در گویش محلی راوری به جایی که در زمستان آفتابگیر نیست و بسیار سرد است ( مثل شمال ساختمان ) که برفها هم دیرتر آب میشوند ، بَد نِسار میگوی ...
نگینه در گویش محلی راوری تخم مرغ یا چیزی شبیه آن در محل تخم گذاری مرغ خانگی میذارند تا مرغ آنجا تخم گذاری کنه ، اگر نگینه را بردارند ، مرغ سردر گم م ...
مِـکـال کردن در گویش محلی راوری با چیزی مثل آبنبات یا کَشک که راحت جویده نمیشوند ، در دهان وَر رفتن ، میگن مِکـال کردن ، یا مکالو کردن یا اینکه چیزی ...
اِصـالـه در گویش محلی راوری به زگیل خصوصاً زگیل های روی دست که در اثر ویروس ( HPV ) به جود میاد ، اصاله یا گاهی ( ستاره ) هم میگویند
منایی در گویش محلی راوری � از منیّت گرفته شده � کسی که خودش را بدون عیب میداند و عیب دیگران را بازگو میکند یا ادای عیب دیگران را در می آورد ، میگوین ...
سیس در گویش محلی راوری به گوشت بدون چربی و استخوان ، سیس میگویند
کُـتـه در گویش محلی راوری به اُجاقهای قدیمی که با سوختن هیزم یا چوب استفاده میکرند ، کُته میگویند ( به اُجاقهای صحرایی هم گفته میشه )
در گویش محلی راوری به لِه شدن چیزی ، پَج شدن میگویند مثلا ، گوجه زیر پایم پَج شد ( یعنی لِه شد )
طَـبـلـه در گویش محلی راوری به حَلب خالی ، طَبله میگویند
در گویش محلی راوری به پاشیدن آب به طرف کسی یا چیزی ، تِـرَشّـا میگویند مثال ریختن آب به زمین و پاشیده شده به اطراف ، یا عبور ماشینها از آب باران و پ ...
با سلام ، چرا مثل همیشه نمیتونم پیشنهادم را بنویسم
تِرَشّا
گِـلـونـدَن در گویش محلی راوری به غلطاندن ، میگن ، گِلوندَن مثلا : لاستیک ماشینم رو گلوندم و بُردم آپاراتی
گُـرونـه در گویش محلی راوری به برخی چیزهای تقریبا کُرِوی شکل گرونه میگویند مثلا :به مُشت گره کرده ، گرونه مشت میگویند به کلاف کروی شکل کاموا ، گرونه ...
سَـنـکَـنّـی در گویش محلی راوری به فلاخن ، سَنکَنی ، میگویند
سَـنـکَـنّـی در گویش محلی راوری به فلاخن ، سَنکَنّی میگویند
پِتال در گویش محلی راوری به معنای آشفته ، پریشان و به هم ریخته
در گویش محلی راوری به تفاله ، پفتال میگویند مثال: پفتال چایی یعنی تفاله چای
آفـاک در گویش محلی راوری به خمیازه ، گُـواف یا آفـاک میگویند
رازینا در گویش محلی راوری به پله هایی که برای رفتن روی بام یا طبقه بالاتر میسازند ، رازینا میگویند اَ رازینای عشقت ما رِ تا کن رو بون عاشقی جا ما رٍ ...
رِکَـم در گویش محلی راوری به علامتی که آب بر روی مثلا دیوار حوض ، استخر یا دیواره کنار رودخانه که بالاترین سطح آب را نشان میدهد ، رِکَـم آب میگویند ( ...
سهار در گویش محلی راوری ، به بوی تخم مرغ ، سار یا سهار میگویند ( به آدمی که دلچسب نیست هم ، سار ، میگویند )
اُوِس در گویش محلی راوری به آبستن شدن حیوانات ، اُوِس میگویند مثال : گاو ما اُوِسه ، یعنی گاو ما آبستنه
در گویش محلی راوری کسی که حرارت بدنش رفته بالا بیقرار و بی حوصله شده حالت تهوع داره صورتش گُرگُر میکنه میگه داره فِـتـوراتم میشه ( از نشئگی زیاد موا ...
در گویش محلی راوری پِـنـاپَـسخُـلا ( مخفیگاه موقتی ) جایی نه چندان خوب ، تقریباً ایمن ، فقط برای دور بودن از چشم دیگران برای چند لحظه مثلا : رفته ب ...
در گویش محلی راوری پِـنـاپَـسخُـلا ( مخفیگاه موقتی ) جایی نه چندان خوب ، تقریباً ایمن ، فقط برای دور بودن از چشم دیگران برای چند لحظه مثلا : رفته ب ...
بُـرِنْـگ در گویش محلی راوری به یک ( قاچ ) یا برشی از خربزه یا هندوانه ، بُـرِنـگ گویند به اندازه درازای خربزه یا هندوانه و عرض تقریبا سه یا چهار سان ...