پیشنهاد‌های علی رحیمی (١٣٨)

بازدید
١,٨٤٤
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزرده شدن. رنجور شدن. خال مشکین تو از بنده چرا در خط شد، مگر از دود دلم روی تو سودا بگرفت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لفت و لیس کردن. [ ل ِ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاسه لیسی کردن. به بازمانده ٔهر چیز راضی شدن و خوردن. || سرکیسه کردن و از چیزها که در اختیار اوست بردا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاورقی کتاب جنگ و صلح، ترجمه ی سروش حبیبی: در لغت به معنای نارنجک انداز است. اما در فرانسه به واحدهای نخبه ای از سربازان پیاده و سوار گفته می شده که. ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حکایت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق یمانی بجست باد بهاری بخاست، طاقت مجنون برفت خیمه ی لیلی کجاست؟

پیشنهاد
٠

خداوند. *مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست، گر بزند حاکم است ور بنوازد رواست. *

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Archetype آرکی تایپ ها در زبان فارسی به "انواع قدیمی"، "انواع کهن"، "کهن الگو"، " صورت ازلی" و مانند آن ترجمه شده اند. آرکی تایپ ها عبارتند از عناصر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این جهانی، مادی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( یزدان شناسی مسیحی ) ، موعظه درباره ی انجیل، تبشیر انجیل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیزان، به معنای سنتز است. صالح حسینی در ترجمه ی کتاب رمز کل، از این واژه استفاده کرده و مقابل آن در پرانتز نوشته: سنتز. رجوع کنید به سنتز.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

غنچه ی گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت، مرغ خوش خوان طرب از برگ گل سوری کرد. حافظ.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جلد اول تاریخ فلسفه ی کاپلستون، مساوق ترجمه شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنیبه کش یعنی کسی که جنیبه را در رکاب بزرگی ببرد. جنیبه به معنای اسب یدک یا کُتل است. منظور از اسب یدک یا کُتَل، اسب زین کرده ی بدون سواری است که ر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زورق محلی که از تنه ی درختی که گود کرده باشند ساخته شده است ( پاورقی کتاب "پاپ سبز" ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی لپه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پارچه ارزانی که برای دوختن و تولید کیسه یا گونی از آن استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عددی که از یک عدد دیگر کوچکتر است، و زمانی که آن عدد دیگر را بر آن تقسیم کنیم، باقیمانده وجود خواهد داشت. مثل عدد ۵، برای عدد ۱۶.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشانگری بر روی میز هواپیما ابزاری برای نقشه برداری توپوگرافی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمان شناسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سولفریک اسید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قبه سیر گلمیخ برجستگی، قوز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گل گندم یکجور خرمگس آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حب الغار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ج ش: جانورشناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیاه شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلاچیق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاره اندیشی پس از انجام واقعه عدم تدبیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غصب کردن صحیح است، نه غضب کردن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبولی برات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنظرم املای صحیح این واژه، Acataleptic باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موجودی که برای تولدش عمل تلقیح صورت نگرفته باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف accelerative

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که خودش را ( یا شاید بقیه را ) از شر یک چیزی که موجب مزاحمت و دردسر است، خلاص می کند. همچنین سابقا، این واژه به کسی اطلاق می شد که بدون گرفتن اج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دژ: بد و زشت نام: اسم دژ نام: اسم بد، آوازه زشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به محکمه بالاتر طلبیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مصوت های ( آ، او، ای ) مصوت های بلند گفته می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مصوت های ( ــَـ، ــِـ، ــُـ ) ، مصوت های کوتاه گفته می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیاهی به نام ( ( اسارون ) )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف نکره بانگلیسی: indefinite article در زبان فارسی، یائی است که در اواخر اسما نکره می نویسند: میزی، معلمی، چتری. در زبان انگلیسی، به کلمات a و an گ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حلقه زحل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی از نژاد گربه. بنظرم مترادف با turkish angora باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانه چشم خروس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

منبر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای خاصیت پادزهری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع انگل گیاه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مسابقه های سه گانه یونانیان در ورزش و موسیقی و دو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Not in my backyard

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف abolishable

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شکوت: شکایت ( ( شنیدم که در حبس چندی بماند نه شکوت نوشت و نه فریاد خواند. ) )

١