پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,١١٧)
لری بختیاری آسِمُو: آسمان آستاره، اسّاره:ستاره
افغانستان:بختیاری افغانستان، فیلی افغانستان، ممسنی های زیادی هستند و کل قوم لر را تشکیل
در پاسخ به اردشیر در ایران از دیرباز تا کنون اقوام اصیلی در این مرز و بوم زندگی کرده اند که برخی از انان هویت، فرهنگ، زبان، آداب و رسوم خودرا حفظ کرد ...
طایفه آلجمالی از بزرگ ترین طوایف باب بختیاروند ( ( بهداروند ) ) میباشد. این طایفه شامل ۴ تش بزرگ گندلی وند، جمالوند، عیسی وند و شیت و چندین اولا میشو ...
فامیل افراد طایفه آلجمالی میباشد به معنای فرزند جمال و طایفه آل جمالی نیز یعنی خاندان جمال و جمال یکی از خوانین بزرگ ایل بختیاری بوده است
شعری زیبا ببزرگ آلجمالی و ایل بهداروند ) ) ۱۳۰ بیت مانده
در لری بختیاری زایار:مردم، جامعه، اجتماع، ملت آستُو:کشور مثال:زایار آستو ایما وا سهدی زهشت اکنن ترجمه:مردم کشر ما با سختی زندگی میکنند
لری دار:درخت
در بختیاری گِرد:جمع مثال: زیتر گردس ک اودن:زودتر جمع اش کن امدند
دریختیاری فینگنیدن:دزدیدن، دزدی کردن فینگهستن:دزدیده شدن فینگنا:دزد
درلری بختیاری گُلُو، پِشَو:گربه کِتَو:سگ سِگوو:توله سگ کَل:بزکوهی گا:گاو بَغّ:وزغ، قورباغه خی:خوک بِنگِشت:گنجشک کِمووتر:کفتر پِرپِروک:پروانه شَوپَر: ...
در لری بختیاری مغز:مَزگ ( ( از لغات اصیل پارسی و معرب ان مغز، مزغ ) ) شش:پُف روده:رین معده:گَده کلیه:گُردالَ مو:پَل، گیس پیشانی:تیگ ابرو:بُرگ چشم:تی ...
در لری بختیاری پدربزرگ:باوا مادربزرگ:نِنَ، دایَ پدر، بابا:بِئو، بَوه مادر:دا خواهر:دِئو، دده برادر:گِئو، گگه عمو:تاتَ عمه:کیچی خاله:بُتی دایی:هالو پس ...
بلال یکی از لغات کهن، اصیل و بسیار قدیمی و باقدمت است که نام یکی از اشعار عاشقانه در لری است. برای این واژه معانی مختلفی ارائه شده ولی نزدیک ترین معن ...
شُلِیل دربختیاری به معنای زیبا وزیبارو میباشد همچنین از همخانواده های این کلمه شِلال و رَشتال به معنای خوش قدوبالا میباشد. همچنین در ادبیات عاشقانه ...
وار در بختیاری به معنای سرزمین، زادگاه میباشد و وارگه نیز به محل سکونت عشایری میگویند ور دی ورگوین کاید هنی بنگ اکنه زی تر بهو آنه گرد کنین خه خویم ر ...
درلری بختیاری کاید به معنای کدخدا هست که یک واژه ی اصیل پارسی است