پیشنهادهای حسین (٢٨٧)
قطعا آراستن مثلا مرتب آراسته ترتیب آراستگی ترتیب دهنده آراینده
فسردگی
فسرده
نهادن بهترین برابر است چرا که گذاشتن بیشتر برای اجازه دادن است تا قرار دادن
نسخیده
فرگشتگی
می شود برش
براننده
پرستشگر
فرآورنده
کننده یک پسوند فاعل ساز کمکی است که افعال ناقص رو تبدیل به فاعل می کنه مانند جادو کننده پاک کننده ولی برای افعال کامل همان پسوند نده به کار می ره ...
مانایی مانش
میرایی
سرایه گویی
سروده گویی
سوزنش
آستانه
دروغگو به کذاب می گن به کاذب می گن دروغین
بدبختانه برابر پارسی خیلی از واژگان عربی را نمی توان گذاشت چرا که برابر ریشه پارسی آن ها فراموش شده . برای نمونه اگر برابر پارسی ریشه صغر عربی رو داش ...
متروکه ریشه ترک داره به معنای ترک کردن متروکه یعنی ترک شده برابر پارسی از می شود رها شده بومی اش می شود ترک شده
شناسنده
رحمنده
بومی شده ترحم رحمش
نهادینه ، نهادینگی
به جای حرکت کردن بگیم شتافتن
فریبگر
صد در صد نیرنگ
بن کنونش می شود فریب
فریفتن یعنی فریب دادن گول زدن
ستم شدگی
کافش
کمینگی، کمترگی
برون ریزش
موجود: باشنده موجودیت:باشندگی
فهمیده بومی شده واژه فهیم ریشه عربی پسوند پارسی یده
بومی شدش حساسگی
نام دگری
باشندگی
جدگی بومی شده جدیت
اگر تنها بومی سازی اش کنم. ریشه عربی رو نگه می دارم . و پسوند پارسی بهش می زنم. به جای ممنوع بگیم . منعیده و به جای ممنوعیت بگیم. منعیدگی
رزمنده
بازیابی، بازسازی، بازیابش
سابش مثلا صیغل دادن سابیدن
سابش
گردآیش
پایندگی
بهترین برابر نمایه است که به تصویر اشاره دارد نگاره برای نقش به کار می رود
کنا
گردآیش
واژه کاربر ایزد زاد زیبا است ناپرداخته