پیشنهادهای Mostafa saran (١٩)
١٦١
١ سال پیش
٣
1 همیشگی و ثابت ۲ منظم و مرتب ۳ واقعی، به تمام معنا ۴ معمولی، عادی ۵ باقاعده
١ سال پیش
١
۱ ) تنبیه و مجازات کردن ۲ ) صدمه زدن، خسارت زدن، اسیب زدن
٢ سال پیش
٢
حرکت دادن، به جلو راندن
٢ سال پیش
٢
صدای بلند و گوش خراش
٢ سال پیش
٣
مهربان و کار راه بنداز
٢ سال پیش
٢
به زور جا داده شده Push into a small space مثال: The newspapers were all stuffed into the drawer
٢ سال پیش
٠
فریفته کردن
٢ سال پیش
١
To pay apart of the total
٢ سال پیش
١
اماده کردن کارهای مورد نیاز برای ارائه و سخنرانی
٢ سال پیش
١
A person who gives information about the company to the media
٢ سال پیش
٥
پاداش و مزایا کار که علاوه بر حقوق داده میشه
٢ سال پیش
١
کسی که با دیگران و بقیه مردم همکاری و رابطه خوبی داره
٢ سال پیش
٠
A career starts to become very successful
٢ سال پیش
١
Start a career
٢ سال پیش
١
Exhausted به شدت خسته
٢ سال پیش
١
Goes bad quickly; cheese, fish
٢ سال پیش
٠
Get stronger
٢ سال پیش
١
Have a bad effect on