پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٦٧)
مصرف زیاد الکل بدون اینکه مست بشی
خمار ریلکس
نکته ای بی اهمیت یا قابل بحث که تاثیری در نتیجه ندارد
فرد زیر سن قانونی که جذابیت جنسی دارد اما رابطه با او غیرقانونی است
مردی که زنها زیاد جذبش میشن
بی ثبات غیرقابل اعتماد غیرقابل اتکا لایه لایه و ترد
قال گذاشتن کسی زیر قول زدن کنسل کردن قرار با کسی
شاکی بودن/ مشکل داشتن با/ دلخور بودن از کسی
بی انصافی بود نامردی بود
فلان فلان شده
چپ چپ نگاه کردن سنگین نگاه کردن
تصمیم گیرنده بودن حرف آخر را زدن کنترل اوضاع بدست گرفتن
جور شدن / مچ شدن با کسی
جمله ی مخ زنی خلاقانه
باد دادن گوزیدن
ازدواج از روی عشق بدون منفعت طرفین ازدواج عاشقانه ازدواج بر پایه عشق
سرعت غیر مجاز
گند زدم غلط کردم اشتباه کردم
بیجا کردم
بیجا کردن افتضاح بودن
آروم تر یواش تر با احتیاط آرام باش
شاید یک حکمتی توش بوده
باهاش همون جوری رفتار کن که خودش با بقیه رفتار می کنه
به من نپر سرم داد نزن
بیچاره بینوا
اینجا خیلی باحاله فضا ترکونده
کم پیدایی خیلی وقته ندیدمت پارسال دوست امسال آشنا
دودلم مردد هستم i'm hesitant دوبه شک هستم
دیگه به اینجام رسیده!
طبق قوانین پیش رفتن
پدرمون در آورده
به پایان یک کار سخت نزدیک شدیم
بهم نمی سازه
اشتهام کور شد
ردیف کردن
دستشویی رفتن
یه سوال ازت بپرسم؟
میشه برم دستشویی؟
میشه بهم تخفیف بدی ؟
قیمتش چنده؟ هزینش چقدره؟
دست بردار ولش کن کشش نده موضوع رو ادامه نده
دست دست نکن
دست دست کردن
گوشیم هنگ کرد
پراکنده شدن
کم آوردن
کثافت!
زبان نفهم