پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٩)
دست کسی رو خوندن
حرف زدن راحت تره، کنتور هم نمیندازه همش حرفه کو تا عمل!
به کسی رفتن به کسی بردن
به موقع بیا
وقت خوابه
عجله کن زمان داره میگذره
خیلی سرم شلوغه
اسکل مسکل
لاو تو لاو عشقی مشقی
ظرفیتم پر شده از پا در آمدم
امروز حال و حوصله ندارم
امروز خود همیشگیم نیستم امروز تو حال خودم نیستم حالم چندان خوب نیست
اعصابم خورده
کلافه ام
به رخ کشیدن
زبون درازی کردن یکی به دو کردن
بذارش کنار
بذارش بیرون
خودبخود حل میشه به مرور درست میشه
اگر اجازه بدی
فقط یه ذره
حواسم به گذر زمان نبود
جواب دندان شکن
بالاترین کیفیت بهترین
ادعای خسارت کردن
رفیق معمولی
تو کَفِشم! به کسی علاقه داشتن ( بصورت مخفیانه )
باز شود دیده شود
اسکل گلابی!
سیریش پیگیر
لاو ترکوندن معاشقه
گیر سه پیچ
سرزدن به کسی بدون خبر قبلی سرزدن به کسی بدون دعوت
باشه حتما انجامش میدم کافیه مورد قبوله کارو راه میندازه
همچین کاری از او بعیده
داستان داستان سازی حاشیه دردسر بزرگنمایی یک موضوع کوچک حاشیه ها و داستان های الکی ( اسلنگ )
من حوصله این داستانها ندارم
خفن زرنگ حرفه ای گرگ بارون دیده!
زندگی همینه کاریش نمیشه کرد
بطور خاص با هدف خاص
غیرواقعی مثل رویا باورنکردنی
چه خبر؟
کل ماجرا را تعریف کردن
دچار تشنج شدن
اتاق مخصوص مخفیگاه لانه
هیچ خرجی رو دستت نمیذارن
لامصب
خالکوبی
سلطنتی طور
شکوفا قوی و سالم