پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٩)
رنگ مات
اونقدرها هم . .
کوفته
با احتیاط حمل کنید
در حالت آماده باش ماندن
جوگیری بی فکری
کلی کار سرم ریخته
پیراهنم پرز میده
فشار دادن استفاده از مایع دستشویی
عضو دردسرساز خانواده
کلی کار سرم ریخته یه عالمه کار ریخته سرم
حال میده
یادش بخیر انگار همین دیروز بود یاد روزهای خوب بخیر
مثل خرس می خوابم
هوامو داشته باش
ترکوندی گل کاشتی
اراذل و اوباش گری
بازی مساوی شد
خیط شدم سوتی دادم
حاجی پشمام
داستان تو اینه که ماجرای تو اینه که چیزی که در مورد تو هست اینه که
ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی
پوست موز
پوست هندوانه
پوسته ذرت
در ادامه حرفم در ادامه براساس آنچه گفتم
با کسی برخورد داشتن
میشه کمکم کنی؟ میشه یه کمکی بهم بکنی؟
زبانش بند آمد خشکش زد دستپاچه شدن قفل کردن
از اول انجام دادن دوباره امتحان کردن کاری که اشتباه شده
خرابش کردی، دوباره ( از اول ) انجامش بده
آدم شدن
نگاهی به چیزی انداختن
منم دوستت دارم
بعد از اتمامِ
دستشویی اِشغاله!
خیلی باب میلم نیست خیلی سلیقم نیست
حرف آخر را در چیزی زدن بهترین و کامل ترین نمونه چیزی بودن
چوب لای چرخ کسی کردن
چوب لای چرخ من نکن
خیلی سرحالم
احساساتت تو دلت نگه دار
احساساتت تو دلت نگه ندار
از مرحله پرت بودن
احساساتت کنترل کن به خودت مسلط باش
خفت کردن
مغز متفکر
دست رو دلم نذار
خیلی برام ارزشمندی
یه کم سرم شلوغه کمی گرفتارم