دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٨٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٤,١٩٠
لایک
لایک
٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٨٥
رتبه
رتبه در بپرس
١,٦٩١
لایک
لایک
٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٠

پرورش دهنده

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٠

Issue ( verb ) : come, go, or flow out from. "exotic smells issued from a nearby building" نشات گرفتن از، ریشه گرفتن از

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٠

در نقش صفت معنای محرک و برانگیخته کننده میدهد

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٢

Put ( someone ) down

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٠

Put sb down:to make sb feel stupid or unimportant کسی رو تحقیر کردن یا کوچک کردن I'm tired of him putting me down all the time

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٧ پاسخ
٧٤٩ بازدید

سلام، تلفظ کلمه کنداکتور چطور میشه؟ 

٢ سال پیش
٢ رأی

فکر کنم کُنداکتُر 

٢ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٥٦ بازدید

در مورد معنای رایج Don't put yourself down

٢ سال پیش
٥ رأی

انقدر به خودت سخت نگیر، خودت و دست کم  نگیر،خودت رو تخریب نکن

٢ سال پیش
١ رأی
٤ پاسخ
٦٧٥ بازدید

مفهوم عبارت مقابل: turning over a new leaf

٢ سال پیش
٢ رأی

شروع جدی برای تغییر دادن شرایط و تلاش کردن برای بهتر کردن اوضاع

٢ سال پیش