تاریخ
٣ هفته پیش
متن
He took a lot of ribbing from other members of the crew.
دیدگاه
٠

او از اعضای دیگر خدمه متلک های زیادی دریافت کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It remained very difficult to procure food, fuel and other daily necessities.
دیدگاه
٠

تدارک دیدن غذا، سوخت و ملزمات دیگر روزانه ( همچنان ) خیلی سخت ماند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He would take two aspirin and sprawl out on his bed.
دیدگاه
٠

او دو آسپرین می خورد و روی تختش ولو می شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I had to fight my way through the milling crowd.
دیدگاه
٠

مجبور بودم از میان جمعیت پرسه زن راهم را باز می کردم.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He resigned after his implication in a sex scandal.
دیدگاه

او بعد از ارتباط غیر مستقیمش در آبروریزی جنسی استعفا داد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Staffing levels had already been cut to the bone .
دیدگاه
٠

اون موقع میزان نیرو گیری به حداقل رسیده بود

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Three burly toughs elbowed their way to the front.
دیدگاه
٠

سه مرد گردن کلفت با آرنج ( هل دادند و از میان جمعیت ) به جلو رفتند

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
John was reading with engrossment.
دیدگاه
٠

جان با "تو بهر رفتگی" داشت می خواند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I imminently need to pull away from the role of full - time housewife.
دیدگاه
٠

هر لحظه نیاز دارم از نقش خانه داری تمام وقت بیرون بکشم.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The news has been greeted with dismay by local business leaders.
دیدگاه
٠

اخبار با رهبران تجارت با ناامیدی استقبال کرده است. ( ناامیدی = تو ذوق زنی )

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Tonight, the peace agreement lies in tatters.
دیدگاه
٠

امشب توافقنامه صلح در کاغذ پاره ها است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
I still cling to the hope that he's alive.
دیدگاه
١

هنوز چسبیدم به امیدی که او زنده است.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
It will be better to bequeath it to him after my death, in my will.
دیدگاه
٠

به خواسته من، بهتر است پس از مرگم آن را به او وقف کنید.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
What time will we have to set off for the station tomorrow?
دیدگاه
٠

فردا چه زمانی باید راه بیوفتیم واسه ایستگاه؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Can you take out the clear bulb and put a pearl one in?
دیدگاه
٠

می توانی لامپ شفاف رو در بیاری و یه ماتشو بذاری؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was taken captive on the border.
دیدگاه
٠

او در مرز به اسارت گرفته شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She leads a life of unmitigated misery.
دیدگاه
٠

او زندگی ای بدون کاهش دردسرها را پیش می برد.