دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
فرچه
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
جدیدترین ترجمهها
او دو آسپرین می خورد و روی تختش ولو می شد.
مجبور بودم از میان جمعیت پرسه زن راهم را باز می کردم.
او بعد از ارتباط غیر مستقیمش در آبروریزی جنسی استعفا داد
اون موقع میزان نیرو گیری به حداقل رسیده بود
سه مرد گردن کلفت با آرنج ( هل دادند و از میان جمعیت ) به جلو رفتند