پیشنهادهای Ali Amoushahi (٦١)
پزشک اخوینی در کالبدشناسی چشم به جای عدسی واژه ژاله را به کار برده است.
ژاله
نو
خودی، ازخود، خودزا
نای سور: زخمی که تونلی یا لوله ای و مجرا دار شده است. سور در انگلیسی یعنی زخم. شاید سور و سُر فارسی بوده و به انگلیسی رفته اند و زخم را ساخته اند.
ناسور
شهری در جنوب لبنان
روبیکا یعنی مکعبی از مربع ها و می تواندبرگرفته از نام سازنده آن باشد که یک تندیس ساز و استاد ساختمان سازی از مجارستان باشد به نام ارنو روبیک. نماد ر ...
سررسید
کِیل به معنای پیمانه ترازو برای سنجش وزن به کار می رفته و می رود. به عربی رفته و مکیال را ساخته. به روم رفته و کیلو را ساخته. امروزه واحد اندازه گیری ...
کیساب، چون ریشه یونانی کلمه آسیت از askos ( ἀσκός ) , meaning "bag, " "sac, " or "wineskin, " evoking the image of a swollen, fluid - filled contain ...
آموزنامه
لاواکن= لای دوچیز به خم چسبیده را باز کن
اندوه سنگین
چرا آبادیس واژه پارسی پیشخوان را که مصوب فرهنگستان است به جای داشبورد در دگمه های خود نگذاشته است؟ لطفا داشبورد را بردارید و پیشخوان بگذارید.
عَراض یک جور ترس و دلهره سنگین است که به از هوش رفتن بیمار می انجامد؛ غَش.
آقای محمود اقبالی لطفا با من تماس بگیرید aliamoushah@gmail. com
دستکاری، بُرمانگری، زخمکاری
سراپا
پوست دوز
بهره گیری
لاپ در زبان بلوچی به معنای شکم است.
لند یک واژه بلوچی است به معنای نرینه یا همان اندام کامشی مردها
زی کُشت
چوچوله، پیشنهاد من: ملیچه از مَل چه. اسب نر که تمایل به جفت گیری دارد می گویند مل آمده است.
خِرخِره
کت یعنی تخت که در نیمکت به کار رفته. روان کت=روانکت= برانکارد
آمیز
روفان
شاباش، شادباش، شاه باش
به جای گیفت بگوئیم شاباش
فروتر
واژه گاز پارچه ای در پانسمان زخم نیز از کلمه غزه گرفته شده است زیرا در جنگ جهانی، غزه مرکز تولید پانسمان و فرستادن آن برای مجروحان بوده است. برای همی ...
می گویند غزه یک نام ایرانیست به معنای کنزه یا همان گنجه، گنج. در زمان هخامنشیان کنزه جزو ایران بوده است.
شاید آگوش همان آگزیلای لاتین باشد
روگو
ایمنی
تاجیک ها می گویند گُده زیر معده یعنی غده زیر معده
لوز المعده=بادام گَدِه: بادامگده، خوش گوشت
در کردی سورانی به واکسیناسیون "کوتان" می گویند.
Bus: پِیک [peik] Autobus: خودپیک Minibus: پیکک، پیک چی Airbus: هواپیک، بال پیک
کردها به عصب و نخاع می گویند دمار
آیه ۲۴ سبا: . . . وَإِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلَىٰ هُدًى أَوْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ و البتّه یکی از ما یا شما بر طریق هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم. ...
دیوانفر، دیوانسر
رئیس جمهور
دیوانسالار ( دیوان= هیات دولت، سالار= رئیس )
دیوانسالار ( رئیس دیوان یا همان هیات دولت )
به دو خم زیر تاق کمانی سر در ساختمانها هم کشاله می گویند. به نوک ناق کلید و به دو پایه تاق پایِ تاق می گویند. کشاله تاق یک آجرچینی خمیده است که کلید ...
تَه خوشانه، ته ورز.
فندک دگردیس شده چکمک ترکی است که آن نیز همان چخماق پارسی می باشد. چخماق که برای جرقه زدن به کار می رفته از پارسی به ترکی رفته و چَکمک شده. سپس چکمک ا ...