تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیف با بی ادبی گاهی هم راه می آیند این کاربرد را از امین کیخا در حاشیه کنجور حافظ دیده ام

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زبان لارستان قدیم آن هایی که سرشان دانه های واگیر دار می زد ( کچلی ) را ماده ای مخلوط با آهک بر سرشان می انداختند که به آن زفت می گفتند. احتمال ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آقای دکتر کرزازی این واژه را در دیباچه دیوان خاقانی مساوی نسخه بدل نوشته اند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دکتر کرزازی در دیباچه دیوان خاقانی این واژه را برابر با نسخه بدل معنی کرده اند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستن هر چیزی که به مرور سفت شود. مثل ژله بستنی یخ در ( یخدر ) _

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستن هر چیزی که به کرور سفت شود ژله بستنی و انواع یخ در بسته معنی محافطت از چیزی برای صدمه نخوردن بستن معنی تمام کردن و پایان دادن مثل بستن فاکتور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در لارستان به مه نازک صبح گاه نزوا گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در لارستان به مه نازک، ، نزوا، ، گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرونی زبان زیستن در دل وضیعت است راهی است برای سخن گفتن بدون غلتیدن در یقین کاذب یا تمامت خواهانه _ در رمان های جدید سخن از این دست گفتن است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منوچهر آتشی در شعر زنی از حافظه : زلفی شلال و خیس بر آب می رود. پس احتمالن در دشتستان شلال کاربرد دارد .

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لارستان هم به عروس بیو گویند. چونه بیو، یعنی خوشکل مانند عروس

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگاشت=نمودار نوشتاری در تحلیل های شعر شناختی از آیت واژه بزای نمودارهای نوشتاری بهره می برند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ینگه به معنی ساقدوش هم کاربرد دارد. در لارستان معمولن زن با تجربه ای که به عروس آموزش می داده است را لا لا می گفته اند که تقریبن این رسم و دیگر رسوم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منهای زاویه و گوشه و. . محل خلوت و دنج شکاف هم معنی دهد در زبان لارستان کنج و ولنج = به فتح ک و ل کوشه کنار و شکاف چیزی را کنکاش کردن در شاهنامه بی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارشین در نواحی مختلف فارس الوک و اخور ( با فتحه الف ) بخورک بادام کوهی و بادام شرقی در خوزستان پاسورک این بادام بسیار کوچک کوهی را در آب خیسانده ( ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان های لارستان به غضروف گوشت می گویند کروچ کروچو یعنی چیزی که موقع دندان زدن صدای کروچ دهد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتل متل =، ستاره و ماه پارسی است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ادامه معنی گراند می گراند در زبان لارستان و در فارس در لارستان : گرا =روشن می گراند = روشن می کرد شیراز و شهرهای فارس مثال، ، زغال را می گراند = ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریز و بریزی به معنی برشته است در منطقه لارستان در فارس هم هم چنین نخود بریزی یعنی نخود برشته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لارستان مثلن وقتیمی خواستند فانوس را روشن کنند چراغ را گرا کن گرا =روشن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر به ضم ب گ در لارستان به معنی گودی پر اب بعد باران. محل رجوع پرندگان این گودی زیر آبشار های فصلی در سنگ ایجاد شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لارستان به معنی سرنوشت به کار رود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان منطقه و نواحی مختلف لارستان میز ، مز، مس به معنی شاش است و مزراه ( میزراه و میز نای ومس راه ) و شاید مستراح غلط مصطلح است و مسراه کاربرد به ت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان منطقه لارستان بُغ کردن عبوس و گرفته هم معنی دهد هوا بغ کرده به معنی هوای گرفته ودم کرده است که باد هم نمی آید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بُغ کردن در زبان لارستانی ( پارسی میانه ) به معنی از سر دل خوری چهره درهم کشیدن و ناراحت بودن است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسکیس به معنای "مقاله " مقاله نویس

١