پیشنهادهای اسداله گرامی (٢٦)
زیف با بی ادبی گاهی هم راه می آیند این کاربرد را از امین کیخا در حاشیه کنجور حافظ دیده ام
در زبان لارستان قدیم آن هایی که سرشان دانه های واگیر دار می زد ( کچلی ) را ماده ای مخلوط با آهک بر سرشان می انداختند که به آن زفت می گفتند. احتمال ا ...
آقای دکتر کرزازی این واژه را در دیباچه دیوان خاقانی مساوی نسخه بدل نوشته اند
دکتر کرزازی در دیباچه دیوان خاقانی این واژه را برابر با نسخه بدل معنی کرده اند
بستن هر چیزی که به مرور سفت شود. مثل ژله بستنی یخ در ( یخدر ) _
بستن هر چیزی که به کرور سفت شود ژله بستنی و انواع یخ در بسته معنی محافطت از چیزی برای صدمه نخوردن بستن معنی تمام کردن و پایان دادن مثل بستن فاکتور ...
در لارستان به مه نازک صبح گاه نزوا گویند
در لارستان به مه نازک، ، نزوا، ، گویند
ایرونی زبان زیستن در دل وضیعت است راهی است برای سخن گفتن بدون غلتیدن در یقین کاذب یا تمامت خواهانه _ در رمان های جدید سخن از این دست گفتن است.
منوچهر آتشی در شعر زنی از حافظه : زلفی شلال و خیس بر آب می رود. پس احتمالن در دشتستان شلال کاربرد دارد .
در لارستان هم به عروس بیو گویند. چونه بیو، یعنی خوشکل مانند عروس
نگاشت=نمودار نوشتاری در تحلیل های شعر شناختی از آیت واژه بزای نمودارهای نوشتاری بهره می برند
ینگه به معنی ساقدوش هم کاربرد دارد. در لارستان معمولن زن با تجربه ای که به عروس آموزش می داده است را لا لا می گفته اند که تقریبن این رسم و دیگر رسوم ...
منهای زاویه و گوشه و. . محل خلوت و دنج شکاف هم معنی دهد در زبان لارستان کنج و ولنج = به فتح ک و ل کوشه کنار و شکاف چیزی را کنکاش کردن در شاهنامه بی ...
بارشین در نواحی مختلف فارس الوک و اخور ( با فتحه الف ) بخورک بادام کوهی و بادام شرقی در خوزستان پاسورک این بادام بسیار کوچک کوهی را در آب خیسانده ( ب ...
در زبان های لارستان به غضروف گوشت می گویند کروچ کروچو یعنی چیزی که موقع دندان زدن صدای کروچ دهد
آتل متل =، ستاره و ماه پارسی است
در ادامه معنی گراند می گراند در زبان لارستان و در فارس در لارستان : گرا =روشن می گراند = روشن می کرد شیراز و شهرهای فارس مثال، ، زغال را می گراند = ...
بریز و بریزی به معنی برشته است در منطقه لارستان در فارس هم هم چنین نخود بریزی یعنی نخود برشته
در لارستان مثلن وقتیمی خواستند فانوس را روشن کنند چراغ را گرا کن گرا =روشن
بنگر به ضم ب گ در لارستان به معنی گودی پر اب بعد باران. محل رجوع پرندگان این گودی زیر آبشار های فصلی در سنگ ایجاد شود
در لارستان به معنی سرنوشت به کار رود
در زبان منطقه و نواحی مختلف لارستان میز ، مز، مس به معنی شاش است و مزراه ( میزراه و میز نای ومس راه ) و شاید مستراح غلط مصطلح است و مسراه کاربرد به ت ...
در زبان منطقه لارستان بُغ کردن عبوس و گرفته هم معنی دهد هوا بغ کرده به معنی هوای گرفته ودم کرده است که باد هم نمی آید
بُغ کردن در زبان لارستانی ( پارسی میانه ) به معنی از سر دل خوری چهره درهم کشیدن و ناراحت بودن است
اسکیس به معنای "مقاله " مقاله نویس