پیشنهادهای بابک پاکدامن (٤٣٥)
واژه قانون که ما اکنون در ایران به کار می بریم یک واژه پارسی است بی ( ولی ) با این چیم از دید یک بخشی از ایرانشهر در عربستان است. کانون به چیم مرکز ا ...
ویشوفتَن ( ویشوپ - یا ویشوب - ) : حلّ کردن ویشوپدار یا ویشوبدار: قابل حل کردن ویشوپین یا ویشوبین: قابل حل کردن ویشوپیگ یا ویشوپیک یا ویشوبیگ یا ویشوب ...
بونریشت ( بُونرِشت ) بخوانید واژه ای است از دو بخش بُون پایه و اساس و ریشه، و ریشت از بون ریشتَن ( رِشتَن بخوانید ) با چیم ریسیدن؛ راست و ریس کردن؛ ت ...
در بررسی با گوگل ترانسلیت واژه ای گیم یا غیم یک واژه تاتار برای طعمه یافته شد. بدون آوردن چیم ( دلیل ) بیشتر برای پارسی بودن این واژه، گیم واژه تاتار ...
به گمان می رسد که خود چشته یک نام است برای کاری که با تکه ای از چیزی خوراکی انجام می گیرد و برابر با طعمه نیست و کاری است در آماده ساختن آن. برابر سخ ...
دام یا تَلَگ ( تله ) هر دو واژگان پارسی هستند برای نامیدن ابزاری مانند ریسمان یا هر ساختاری که برای گرفتار کردن کسی یا جانداری به کار گرفته می شوند و ...
پَرگوستَن ( اَز یا هَچ . . . ) ( پَرگوه - ؛ هَچ یا اَز . . . ) : معاف شدن پَرگوهدار: معاف شدنی پَرگوهین: معاف شدنی پَرگوهیگ: معاف شدنی؛ بسته به معاف ...
پَرگودَن ( پَرگای - ) از: معاف کردن از پَرگایدار: معاف کردنی پَرگایین: معاف گردمی پَرگاییگ: معاف کردنی؛ بسته به معاف کردن پَرگاییدار: معاف کننده پَرگ ...
من نیز بر این باورم که سخن هم میهن گرامیم درباره ریشه پارسی جیب از چَپاندن درست است. ایرانیان سالها پیشتر از اعراب شلوار می پوشیدند و پیراهن داشتند و ...
اَناشتیه، اناشتی، ناآشتی: قهر بودن اَناشتیها: با قهر بودن، به قهر اَناشتیگ: قهر اَناشتیگیه، اَناشتیگی: قهر بودن اَناشتیگیها: با قهر بودن، به قهر
رَواندوز نامی پهلوی است از دو بخش رَوان از بون رفتن ( رَو - ) با چیم رَوَنده و رَهسپار ( مسافر ) و نیز روان و روح؛ و دوز از بون دوختَن ( دوز - ) : دو ...
باراندوز از دو بخش باران و دوز ساخته شده است و دوز در این نام پهلوی از بون دوزیدن ( دوز - ) : دزدیدن برگرفته شده است. باراندوز نامی است برای جایی که ...
زیویر ( زیویر یا زیوِر بخوانید ) یک واژه پهلوی با چیم زندگی کننده و زنده و زیوَنده است از بون زیویتن ( زیو - ) : زیستن، زندگی کردن.
هَماگزیویِگان ( Holobiont ) : یک جاندار با همه جانداران که درون یا روی آن به سر می برند که پَروَستار ( شامل ) زَهرپارَگان ( ویروس ها ) و زَهروارَگان ...
زیویِگان ( Biont ) : یگان ( واحد ) ویچین ( مشخّص ) ماده زنده؛ چیز زنده؛ چیز پویا؛ هَستُومَند ( موجود ) زنده یا زمانی زنده؛ جاندار
در واژه هایی مانند رواندوز و باراندوز که نامهایی پهلوی هستند، واژه دوز از بون دوزیدَن ( دوز - ) با چیم دزدیدن می آید. باران دوز به چیم دُزدنده ی بارا ...
با سپاس از آبادیس و هم میهنانی که با نوشتن هر آنچه می دانند، می کوشند به زبان میهنشان یاری برسانند. ما در آذربایجان، رواسان را داریم. این هم یک رای م ...
رَواسان از دو بخش رَو و آسان ساخته شده که اگر این همان شیوه گفتن درست باشد می تواند به چیم آسان برو! باشد، شاید رواسان جایی بر سر راهی آسان برای گذر ...
زیویوُن ( Bion ) : یگان ( واحد ) زندگی یا کوخشَگ ( Energy ) در کَتَگشناسی یا همان بومشناسی.
با نگاه به واژه های آبادیس، لَویزان و لویزه ( لَویزَگ ) و لَویز در میان واژه های همبون یافته شدند. به گمان می رسد که این دو واژه نشان می دهند که لَو ...
تجدید: نُوسازیه، نُوسازی، نُوساخت، نوکَرد، نوکونیشن ( نوکُنِش ) تجدیدپذیر : نُوسازدار ، نُوسازین، نُوکوندار، نوکونین، نوسازیشنیگ، نوکونیشنیگ در زبان ...
من نوشته های هم میهنان خود را که گاه شکارچی را واژه ای تورکی و گاه پارسی خوانده اند، خواندم. افشین گرامی، هر واژه ای که به چی پایان بگیرد، واژه تاتار ...
واژه گیتی شناسی یا دستکم در نیبیگ های ( کتاب های ) آموزشی دبستان ها تا دبیرستان ها به کار گرفته نشده و به زبان پارسی این مرز و بوم بی مهری شده است و ...
پالیز از دو بخش پا یا همان پای، و لیز، گویشی از ریز از بون ریختن ( ریچ - ، ریز - ، ریژ - ) ساخته شده است و همانند واژه جالیز با یک شیوه ای از آبیاری ...
جالیز و پالیز واژگانی هستند که یکی نیستند با این همه با یک شیوه از آب رسانی و آبیاری در کشتزار گیاهان جالیزی در پیوند هستند. جالیز از دو بخش جا و لیز ...
پَسسَندیت: صوابدید، تایید نیک - یافت: صلاحدید، صوابدید دُرُستدید: صوابدید، تایید دُرُستیافت: صوابدید، تایید ویهدیت ( وِهدیت بخوانید ) یا ویهدید ( وِه ...
پَدبیشتُوم: به بیشترین ( مزایده )
پَدکَمیست خَرید: خریدن به کمترین ( بها ) ، مناقصه پَدکَمیست: به کمترین، مناقصه
مذاکره به چیم گفتگو نیست و با گفتگوی ساده ناهمگونی ( تفاوت ) دارد. شما زمانی که با دوست یا خانواده خود گفتگو می کنید، مذاکره می کنید؟ نه! خواهشمند اس ...
فرَشن در زبان پهلوی به چیم پرسش است و نه مذاکره!
مذاکره: هم اندیشی، هَمچاریشنیه، هَمچاریشن
مذاکره کردن برابر گفتگو کردن نیست. در گفتگو شاید از چیزهایی سخن گفته شود که با گفتگوکنندگان پیوندی ندارند و یا گفتگوکنندگان بر سر آنها همرایی دارند و ...
کامیوُن می تواند بی دگرگون کردن آن نامی پهلوی اوسکارده و به کار گرفته شود. یکی از چیم های کهن کام که در شاهنامه فردوسی نیز آورده شده است، توان و قدرت ...
بُوز که با نگارش کنونی بُز نوشته می شود، جانوری است که در ایران پیش از اسلام نماد نجات دهندگی بوده است و بُوزیوُن می تواند یک نام و زاب ( صفت ) با چی ...
گُوریوُن یا کُوریوُن در زبان پهلوی به چیم ابزاری برای دور نگهداشتن از گزند و سیج ( خطر ) ، دور نگهدارنده از سیج و گَزَند، ابزاری برای زینهاردن، زینها ...
ماهیوُن از دو بخش ماه و پسوند - یوُن ساخته شده است. ماه نماد زیبایی است و ماهیوُن میتواند نامی به چیم زیبا چون ماه باشد.
در زبان پهلوی به ارّابه و کاسکه و وسیله نقلیّه وَردیوُن گفته می شود که از بون نونیگ ( مضارع ) وَرد - ( اکنون برابر با گَرد - می باشد و گَردیدن ) و پس ...
کشیوُن: ابزاری برای کشیدن با نیروی کشش؛ ابزاری برای کشیدن و رسم کردن
در زبان پهلوی ما آزاد و آزاگ و . . . را داریم که بون نونیگ آنها آز - می باشد و اگر پال همان جامه باشد، بخش آز شاید از همان بون آز و آزاد باشد ( با آز ...
در جمهوری آذربایجان به پول پارا می گویند که به گمان می رسد همان واژه پارَک یا پارَگ همریشه است که در زبان پهلوی به چیم رشوه می باشد و رشوه بیشتر به پ ...
دانشگری از سه بخش دانش ( دانیشن: دانش در زبان پهلوی ) و پسوند کُنایی ( فاعلی ) گَر، و واگ ( حرف ) "ی" در پایان برای ساخت نامی برای یک کار و کَرد ( فع ...
به وَرمیوُن نگاه کنید: حافظه مصنوعی
وَرم در زبان پارسی پهلوی همان بَرم است و چیم هر دو واژه حافظه و یاد است. واژه وَرمیوُن یا بَرمیوُن می تواند واژه ای با چیم یاد یا حافظه مصنوعی باشد ک ...
ویریوُن در زبان پارسی می تواند به چیم هوش مصنوعی باشد. ویریوُن نامی ساخته شده از واژه پهلوی ویر: هوش و پسوند پهلوی - یوُن است که برای ساختن نامی با چ ...
بَریوُن می تواند نامی ساخته شده از بَر - کَردبون نونیگ ( مضارع ) از بون بُردَن باشد که به آن پَسوَند - یوُن افزوده شده است تا نامی ساخته شود که می تو ...
بالیوُن می تواند به ابزاری گفته شود که مانند بال کار کرده و به پرواز مردمی ( انسان ) بینجامد. این واژه از بال اندام جنبشی پرندگان و ماهیان ( امروزه د ...
در درستی آزمایی پندار خود، پهلوی بودن واژه کبریت، من به نام های کِبرین و کِبرانه برخوردم که کبرانه می تواند از بون برگرفته از کیبران باشد، کیبرانیدَن ...
اگرچه واژه کبریت در زبانهای رومانیایی و ماکادونیایی ( مقدونی ) و دیگر زبان ها یافته می شود، و اگرچه کبریت در زمان قاجار بیشتر از اُتریش و سوید به ایر ...
بالون در زبان فرانسوی به چیم توپ و گوی است که با گازی سبکتر از وَی ( هوا ) انباشته می شود و برای پرواز به کار گرفته می شود. پس بالون توپی یا گویی برا ...
وَیسُور: هَواسُر بهتر است به جای هواسُر بنویسیم وَیسُور، چرا که هوا واژه عربی است و برابر پارسی آن وَی می باشد و سُور از بون سُوریتَن ( سُور - ) است ...