پیشنهاد‌های بابک پاکدامن (٤٣٥)

بازدید
٥٤٠
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چتربال، ابزاری مانند بالهایی از چتر که چتربالکار ( کاربر چتربال ) با آن در آسمان پرواز می کند و میان وَی ( هوا ) سُر می خورد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای مترو می توان از سرنام زیر بهره گرفت که در آن گَتار جایگزین واژه قطار است که روی راه آهن رفت و آمد می کند و روستاگ واژه پارسی پهلوی با چیم شهر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای پیشنهاد واژه جایگزین به جای مترو، من واژه ماردیس را که از سوی یکی از هم میهنانم به جای قطار پیشنهاد شده بود، واژه ای زیبا و خوشاهنگ می شناسم و م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گَتار: قطار گَت: بزرگ آر: آورنده، کوتاه شده آوَر از بون آوردن ( آوَر - ) در زبان پارسی گَت به چیم بزرگ است و پسوند - آر که همان کوتاه شده آوَر - از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی پهلوی به مسیر، ویتار گفته می شود. به اتوبوس می توان ویتارپیما گفت چون در یک ویتار ویچین ( مشخَّص ) رفت و آمد می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عرض پوزش، هم میهنم اگرچه نوشته من درباره کاردَن درست است ولی درباره کارته نادرست و شتاب زده است. ته در زبان ژاپنی به چیم دست است و نه تُهی! ( منبع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر پایه آنچه گفته شد، واژه گُوریتَن یا گُوریدَن یا کُوریدَن یا کُوریتَن ( گُور - یا کُور - ) می تواند به چیم دور نگهداشتن از سیج یا گزند ناخواسته، در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان تاتار، ما واژه گُوراب را داریم که بهوچیم کشتی است و در ایران نیز جاهایی را در کنار آب داریم که به این نام هستند. در زبان تاتار، به آب سو گفته ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاراته واژه ای ژاپنی است و اَبیاهِش ( مطالعه ) بیشتر و واژه به واژه نشان داد که نوشته پیشین من درباره این واژه چه در بخش کاراته، و چه در بخش کاردَن ( ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبیاهیدَن یا اَبیاهیتَن ( اَبیاه - ) : مطالعه کردن اَبیاهدار: قابل مطالعه اَبیاهداریه: قابل مطالعه بودن اَن اَبیاهدار: غیر قابل مطالعه اَن اَبیاهدا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبیاهیدَن یا اَبیاهیتَن ( اَبیاه - ) ؛ مطالعه کردن اَبیاهدار: قابل مطالعه اَبیاهداریه: قابل مطالعه بودن اَن اَبیاهدار: غیر قابل مطالعه اَن اَبیاهدار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جستجوی با گوگل ترانسلیت برای برابر عربی "قانون اساسی" واژه "دوستور" به دست آمد!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پهلوی کام به چیم قصد و هدف و نیز نیّت و منظور، و به چیم دهان هم هست. هدف غایت راه است پس کام می تواند به چیم سرانجام و فرَجام و پایان و عاقبت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه گُوراب در زبان تاتار چنگیزی در کشور مغولستان کنونی به چیم کشتی است. همه می دانیم که مغول ها بیابانگرد هستند و واژه کشتی که یک ساخته مردمی است، ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به گمان نمی رسد که واژه قانون به راستی ریشه عربی داشته باشد و با شایدی بسیار ی یک واژه پهلوی است، کانون که به زبان عربی راه یافته است و می دانیم که ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید خود واژه قانون به نیکاس گانون یا کانون یک واژه پهلوی بوده باشد چه ایران و ایرانشهر سده ها پیشتر از اعراب مسلمانی که زدن سکّه و پول، راییشنکَتَگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی پهلوی برای واژه نمو کردن به نیکاس ( صورت ) زیر است: گُوالیدَن ( گُوال - ) : نمو کردن گُوالدار: قابل نمو کردن گُوالین: قابل نمو کردن گُوال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَغینیدَن ( رَغین - ) : تسریع کردن رَغیندار: قابل تسریع کردن رَغینین: قابل تسریع کردن رَغینیک: قابل تسریع کردن؛ بسته به تسریع کردن، تسریعی رَغینیر: ت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جُرگه یا یُورگه واژه پارسی پهلوی یرای حزب می تواند باشد که پیشتر هم در زبان پارسی هست. من خود واژه یورگیر ( یُورگِر بخوانید ) را پیشنهاد می دهم که به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگارنیوشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وانادزور شاید نامی پهلوی است که از دو بخش واناد و زور ساخته شده است. واناد یک کرد ( فعل ) نیایشی است از بون وانیدن و وان - ( پیروز شدن ) که به چیم "پ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قُوروَه که یک واژه پهلوی است که به درستی باید گُوروَک یا گُوروَگ نوشته بشود با گَر با چیم کوه در زبان پهلوی پیوندی ندارد. شوربختانه، برخی آسان و بی ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به گمان می رسد که دو واژه گوروَک و قُروه همبون و یکسان و واژگانی پهلوی هستند و تنها نام یکی از آنها دستخوش پَتروت ( حمله ) و چیرگی زبانی و فرهنگی اعر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید این نام نامی تورکی نباشد و تنها پس از تاخت و تاز اعراب و تاتارهای چنگیزی و تیموری بی درنگ، و در پی سده ها چیرگی و فرمانروایی اعراب بر ایران و ای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در آذربایجان به بازتاب روشن ( نور ) شوقه می گویند که یک واژه تاتار و یا مغولی نیست و واژه تازی هم نیست. به گمان می رسد که این واژه دگرگون شده شُوگَگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوق: انگیزه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوام فریب: تودَگفریب، توده فریب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عوامانه: توده وار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَخش: تصویر، عکنس نَخشیگ: تصویری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وینه برادر و خواهر گُوردَم ( دلاوَرَم ) از بون دیتَن ( وین - ) است و یک واژه پهلوی است که دگرگون شده وینَگ: ابزاری برای دیدن، فرتور، نَخش، عکس، و تصو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به گومان می رسد که علق و علاقه از بون" اَلیتَن ( اَل - ) : گرفتن، به دست آوردن، خریدن، داد و ستد کردن؛ دوست داشتن، خواستن" و یا آلیتَن ( آل - ) و نیز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارین ( کارِن بخوانید ) : یک نام ایرانی است که می تواند به چیم شایسته ( شایسته برای کاشتن و گوماردَن ) باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشکار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یک نام دگرگون شده پارسی پهلوی است که با کنار گذاشته شدن الفبای پهلوی پس از تاخت و تاز اعراب مسلمان و تاتارهای چنگیزی و تیموری، اینچنین نمایی دگرگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید نه در زبان های دیگر که شاید ریشه و بون جدایی داشته باشند، این نام می تواند ریشه پارسی پهلوی هم داشته باشد. واژه گوس و تاو از دو بخش پارسی پهلوی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوستَن ( گوس - ) : کوفتن، کبود کردن گوسیدَن ( گوس_ ) : کوفتن، کبود کردن گوسدار: کوفتنی، کبود کردنی گوسین: کوفتنی، کبود کردنی گوسیک یا گوسیگ :کوفتنی، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

ما در زبان پارسی پسوند - بان را داریم که به چیم نگهدارنده و زینهارَنده ( محافظ ) است و به گمان می رسد که این پسوند خود بون نونیگ بان - است که به چیم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کونیشن ( کُنش ) می تواند هر کاری باشد که با چیم ( هدف ) یا بی از چیم انجام می گیرد بی ( اما ) کَرمیشن ( کَرمِش ) به کاری گفته می شود که چیمُومَند ( د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرآیند و رَوَند چیزی جدای از عملیات هستند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند - گان و برگرفته های آن مانند - گاناگ در زبان پارسی پهلوی به چیم چند برابر کننده است و بهتر است از کارگان به جای عملیّات بهره گرفته نشود. کارگان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالیدَک یا سالیدَگ: انداخته؛ فروانداخته؛ زاییده؛ انداخته شده؛ فروانداخته شده؛ زاییده شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه نقشه که دگرگون شده نَخشَگ از بون نَخشیدن یا نَخشیتَن ( نَخش ) است، نمی تواند از بون نَگشیدَن یا نَگشیتَن ( نَگش - ) باشد که برخی گمان می کنند نق ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نَخشیدَن یا نَخشیتَن ( نَخش - ) در زبان پهلوی شاید به چیم تصویر کردن باشد نَخشیتَن یا نَخشیدَن ( نَخش - ) : تصویر کردن نَخشدار: تصویر کردنی، زیبا نَخ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر هیویتن یا هیویدن ( هیو - ) یک واژه پارسی پهلوی با چیم تغییر کردن باشد، خواهیم داشت. هِیویتَن یا هِیویدَن ( هِیو' - ؛ واو را ساکن بخوانید ) : تغی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آقای دهخدا کاری بزرگ و ارزشمند را انجام داده اند، با این همه، ایشان آشنایی چندانی با ریشه شناسی واژگان و این که واژگان گردآوری شده ریشه پهلوی دارند ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواهشمند است هنگامی که درباره واژگان بومی در گویش خودتات می نویسید، بیشتر بنویسید و کاملتر و دقیقتر بنویسید. این کار به بررسی واژه و کاربری درست و شن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاوان برابر قصاص نیست، تاوان ( جبران ) برابر آن چیز ی یا کاری است که برای تاوانیدن ( جبران کردن ) کاری نادرست انجام می گیرد که خودخواسته یا خودناخواس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بهتر است بر پایه پیشنهاد یک شهروَند میهنمان، واژه شهربانی را به جای واژه Police و واژه شهربان را به جای Policemanو یا Policewoman به کار بگیریم و واژ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رزم آرا: آن که کار رزم آرایی را انجام می دهد رَزم آرایی ( تاکتیک ) : روش و راه پیاده کردن یک راهبرد راهبرد ( استراتژی ) ، گامَگی ) مرحله ای ) است در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَزمکَرد: عملیّات نظامی رَزمکَردیگ: بسته به عملیّات نظامی