پیشنهادهای بابک پاکدامن (٤٣٥)
چتربال، ابزاری مانند بالهایی از چتر که چتربالکار ( کاربر چتربال ) با آن در آسمان پرواز می کند و میان وَی ( هوا ) سُر می خورد.
به جای مترو می توان از سرنام زیر بهره گرفت که در آن گَتار جایگزین واژه قطار است که روی راه آهن رفت و آمد می کند و روستاگ واژه پارسی پهلوی با چیم شهر ...
برای پیشنهاد واژه جایگزین به جای مترو، من واژه ماردیس را که از سوی یکی از هم میهنانم به جای قطار پیشنهاد شده بود، واژه ای زیبا و خوشاهنگ می شناسم و م ...
گَتار: قطار گَت: بزرگ آر: آورنده، کوتاه شده آوَر از بون آوردن ( آوَر - ) در زبان پارسی گَت به چیم بزرگ است و پسوند - آر که همان کوتاه شده آوَر - از ...
در زبان پارسی پهلوی به مسیر، ویتار گفته می شود. به اتوبوس می توان ویتارپیما گفت چون در یک ویتار ویچین ( مشخَّص ) رفت و آمد می کند.
با عرض پوزش، هم میهنم اگرچه نوشته من درباره کاردَن درست است ولی درباره کارته نادرست و شتاب زده است. ته در زبان ژاپنی به چیم دست است و نه تُهی! ( منبع ...
بر پایه آنچه گفته شد، واژه گُوریتَن یا گُوریدَن یا کُوریدَن یا کُوریتَن ( گُور - یا کُور - ) می تواند به چیم دور نگهداشتن از سیج یا گزند ناخواسته، در ...
در زبان تاتار، ما واژه گُوراب را داریم که بهوچیم کشتی است و در ایران نیز جاهایی را در کنار آب داریم که به این نام هستند. در زبان تاتار، به آب سو گفته ...
کاراته واژه ای ژاپنی است و اَبیاهِش ( مطالعه ) بیشتر و واژه به واژه نشان داد که نوشته پیشین من درباره این واژه چه در بخش کاراته، و چه در بخش کاردَن ( ...
اَبیاهیدَن یا اَبیاهیتَن ( اَبیاه - ) : مطالعه کردن اَبیاهدار: قابل مطالعه اَبیاهداریه: قابل مطالعه بودن اَن اَبیاهدار: غیر قابل مطالعه اَن اَبیاهدا ...
اَبیاهیدَن یا اَبیاهیتَن ( اَبیاه - ) ؛ مطالعه کردن اَبیاهدار: قابل مطالعه اَبیاهداریه: قابل مطالعه بودن اَن اَبیاهدار: غیر قابل مطالعه اَن اَبیاهدار ...
در جستجوی با گوگل ترانسلیت برای برابر عربی "قانون اساسی" واژه "دوستور" به دست آمد!
در زبان پهلوی کام به چیم قصد و هدف و نیز نیّت و منظور، و به چیم دهان هم هست. هدف غایت راه است پس کام می تواند به چیم سرانجام و فرَجام و پایان و عاقبت ...
واژه گُوراب در زبان تاتار چنگیزی در کشور مغولستان کنونی به چیم کشتی است. همه می دانیم که مغول ها بیابانگرد هستند و واژه کشتی که یک ساخته مردمی است، ن ...
به گمان نمی رسد که واژه قانون به راستی ریشه عربی داشته باشد و با شایدی بسیار ی یک واژه پهلوی است، کانون که به زبان عربی راه یافته است و می دانیم که ا ...
شاید خود واژه قانون به نیکاس گانون یا کانون یک واژه پهلوی بوده باشد چه ایران و ایرانشهر سده ها پیشتر از اعراب مسلمانی که زدن سکّه و پول، راییشنکَتَگ ...
برابر پارسی پهلوی برای واژه نمو کردن به نیکاس ( صورت ) زیر است: گُوالیدَن ( گُوال - ) : نمو کردن گُوالدار: قابل نمو کردن گُوالین: قابل نمو کردن گُوال ...
رَغینیدَن ( رَغین - ) : تسریع کردن رَغیندار: قابل تسریع کردن رَغینین: قابل تسریع کردن رَغینیک: قابل تسریع کردن؛ بسته به تسریع کردن، تسریعی رَغینیر: ت ...
جُرگه یا یُورگه واژه پارسی پهلوی یرای حزب می تواند باشد که پیشتر هم در زبان پارسی هست. من خود واژه یورگیر ( یُورگِر بخوانید ) را پیشنهاد می دهم که به ...
نگارنیوشه
وانادزور شاید نامی پهلوی است که از دو بخش واناد و زور ساخته شده است. واناد یک کرد ( فعل ) نیایشی است از بون وانیدن و وان - ( پیروز شدن ) که به چیم "پ ...
قُوروَه که یک واژه پهلوی است که به درستی باید گُوروَک یا گُوروَگ نوشته بشود با گَر با چیم کوه در زبان پهلوی پیوندی ندارد. شوربختانه، برخی آسان و بی ا ...
به گمان می رسد که دو واژه گوروَک و قُروه همبون و یکسان و واژگانی پهلوی هستند و تنها نام یکی از آنها دستخوش پَتروت ( حمله ) و چیرگی زبانی و فرهنگی اعر ...
شاید این نام نامی تورکی نباشد و تنها پس از تاخت و تاز اعراب و تاتارهای چنگیزی و تیموری بی درنگ، و در پی سده ها چیرگی و فرمانروایی اعراب بر ایران و ای ...
در آذربایجان به بازتاب روشن ( نور ) شوقه می گویند که یک واژه تاتار و یا مغولی نیست و واژه تازی هم نیست. به گمان می رسد که این واژه دگرگون شده شُوگَگ ...
شوق: انگیزه
عوام فریب: تودَگفریب، توده فریب
عوامانه: توده وار
نَخش: تصویر، عکنس نَخشیگ: تصویری
وینه برادر و خواهر گُوردَم ( دلاوَرَم ) از بون دیتَن ( وین - ) است و یک واژه پهلوی است که دگرگون شده وینَگ: ابزاری برای دیدن، فرتور، نَخش، عکس، و تصو ...
به گومان می رسد که علق و علاقه از بون" اَلیتَن ( اَل - ) : گرفتن، به دست آوردن، خریدن، داد و ستد کردن؛ دوست داشتن، خواستن" و یا آلیتَن ( آل - ) و نیز ...
کارین ( کارِن بخوانید ) : یک نام ایرانی است که می تواند به چیم شایسته ( شایسته برای کاشتن و گوماردَن ) باشد
پیشکار
این یک نام دگرگون شده پارسی پهلوی است که با کنار گذاشته شدن الفبای پهلوی پس از تاخت و تاز اعراب مسلمان و تاتارهای چنگیزی و تیموری، اینچنین نمایی دگرگ ...
شاید نه در زبان های دیگر که شاید ریشه و بون جدایی داشته باشند، این نام می تواند ریشه پارسی پهلوی هم داشته باشد. واژه گوس و تاو از دو بخش پارسی پهلوی ...
گوستَن ( گوس - ) : کوفتن، کبود کردن گوسیدَن ( گوس_ ) : کوفتن، کبود کردن گوسدار: کوفتنی، کبود کردنی گوسین: کوفتنی، کبود کردنی گوسیک یا گوسیگ :کوفتنی، ...
ما در زبان پارسی پسوند - بان را داریم که به چیم نگهدارنده و زینهارَنده ( محافظ ) است و به گمان می رسد که این پسوند خود بون نونیگ بان - است که به چیم ...
کونیشن ( کُنش ) می تواند هر کاری باشد که با چیم ( هدف ) یا بی از چیم انجام می گیرد بی ( اما ) کَرمیشن ( کَرمِش ) به کاری گفته می شود که چیمُومَند ( د ...
فرآیند و رَوَند چیزی جدای از عملیات هستند.
پسوند - گان و برگرفته های آن مانند - گاناگ در زبان پارسی پهلوی به چیم چند برابر کننده است و بهتر است از کارگان به جای عملیّات بهره گرفته نشود. کارگان ...
سالیدَک یا سالیدَگ: انداخته؛ فروانداخته؛ زاییده؛ انداخته شده؛ فروانداخته شده؛ زاییده شده
واژه نقشه که دگرگون شده نَخشَگ از بون نَخشیدن یا نَخشیتَن ( نَخش ) است، نمی تواند از بون نَگشیدَن یا نَگشیتَن ( نَگش - ) باشد که برخی گمان می کنند نق ...
نَخشیدَن یا نَخشیتَن ( نَخش - ) در زبان پهلوی شاید به چیم تصویر کردن باشد نَخشیتَن یا نَخشیدَن ( نَخش - ) : تصویر کردن نَخشدار: تصویر کردنی، زیبا نَخ ...
اگر هیویتن یا هیویدن ( هیو - ) یک واژه پارسی پهلوی با چیم تغییر کردن باشد، خواهیم داشت. هِیویتَن یا هِیویدَن ( هِیو' - ؛ واو را ساکن بخوانید ) : تغی ...
آقای دهخدا کاری بزرگ و ارزشمند را انجام داده اند، با این همه، ایشان آشنایی چندانی با ریشه شناسی واژگان و این که واژگان گردآوری شده ریشه پهلوی دارند ی ...
خواهشمند است هنگامی که درباره واژگان بومی در گویش خودتات می نویسید، بیشتر بنویسید و کاملتر و دقیقتر بنویسید. این کار به بررسی واژه و کاربری درست و شن ...
تاوان برابر قصاص نیست، تاوان ( جبران ) برابر آن چیز ی یا کاری است که برای تاوانیدن ( جبران کردن ) کاری نادرست انجام می گیرد که خودخواسته یا خودناخواس ...
بهتر است بر پایه پیشنهاد یک شهروَند میهنمان، واژه شهربانی را به جای واژه Police و واژه شهربان را به جای Policemanو یا Policewoman به کار بگیریم و واژ ...
رزم آرا: آن که کار رزم آرایی را انجام می دهد رَزم آرایی ( تاکتیک ) : روش و راه پیاده کردن یک راهبرد راهبرد ( استراتژی ) ، گامَگی ) مرحله ای ) است در ...
رَزمکَرد: عملیّات نظامی رَزمکَردیگ: بسته به عملیّات نظامی