پیشنهادهای بابک پاکدامن (١٩٩)
سُوک یا سُوگ همان سوی و جهت است و سُوگ دادن یعنی جهت دادن که پس از تاخت و تاز و چیرگی اعراب به سُوق دادن معرَّب شده است.
گونَش شاید دگردیس شده واژه کویَش باشد که یک واژه تاتار ( قبیله چنگیزخان مغول ) به چیم خورشید است. مردم ایران و بویژه مردم آذربایجان در این زمانه که ب ...
نوشتن نام برخی جاها و کسان و چیزها که در تاریخ با یک واژه در پیوند بوده اند، به ریشه شناسی واژه یاری می رساند چون نشان می دهد که این واژه دارای چه جا ...
مَلِک و شاید مَلِکا هزوارش هایی از زبان آرامی هستند که به معنی شاه و شاید شاهبانو می باشند که از زبان آرامی به زبان پارسی پهلوی وارد شده اند و در این ...
آلیختَن ( آل - ) دگرگون شده اَلیتَن ( اَل - ) به چیم گرفتن است که چیم خرید کردن را می دهد. ما اکنون هم در هر گویشی از زبان پهلوی گرفتن را به جای خرید ...
واژه Kyz یا کیز یا قیز در زبان قوم تاتار ( قوم چنگیزخان ) به معنی دختر است و در مغولی به دختر اوخین گفته می شود. کسانی که در این باره گمان دیگری دارن ...
شوربختانه باید بگویم که واژه دوگی و دوگو و دویی و دویو گویش های واژه قوم تانار برای برنج هستند و هم میهنان آذری زبان میهنم و جمهوری آذربایجان می توان ...
گیگاناخ یا گیگاناگ یا قیقاناخ یا قیقاناق همه گویش های دگرگون شده واژه پارسی پهلوی گیگاناگ هستند. گی در زبان پارسی پهلوی همان زندگی است و گاناگ از بون ...
کَل در زبان پارسی پهلوی به معنی دژ می باشد. ی در زبان پارسی پهلوی برابر حرف اضافه است. بَر در زبان پارسی پهلوی به معنای دروازه است و بر یا بِر به معن ...
اگر این نکته را بپذیریم که واژه مَزگیت پیش از تاخت و تاز اعراب در ایران به کار گرفته می شده و همان مسجد می باشد و اگر بپذیریم که در نام پرنده گووَرچی ...
بیلدار ( بِیلدار یا بِلدار بخوانید ) یک واژه پارسی پهلوی است که به معنی دراز کشنده یا پهن شونده است از کردبون بیلدَن ( بیل - ) : دراز کشیدن یا پهن شد ...
واژه اَسپَنج در زبان پارسی پهلوی به چیم مهمانداری، کاروانسرا، مهمانپذیر، مسافرخانه، اُتاق ویژه مهمان در خانه، و مسافرخانه است. بیشال ( جمع ) این واژه ...
گَن چای خیالی شما مرهم اکنون به گنجه دگرگونی یافته است؟!!! گنجه از زمان حمله اعراب به ایران و حتی پیشتر از آن با همین نام بوده است . نامهای شهرها و ر ...
در زبان پارسی پهلوی واژه امروزی شتر به دو صورت اوشتَر و اوشتور به کار برده شده است و اوشتور یا اوشتر در ایران پیش از اسلام نماد مقاومت بوده است ( نه ...
بایسته و شایسته است که بگویم نام درست این روستا همان بُوزینان از کردبون ( مصدر ) بوزینیدن ( بوزین - ) به چیم نجات دادن است. همچنان که اوشتَرینان هم ا ...
بُزینان که بهتر است بُوزینان نوشته شود واژه ای پارسی پهلوی به چیم ( معنی ) نجات دهنده است و نام روستایی در ده کیلومتری غرب هوراند و نزدیک به ۶۰ کیلوم ...
ما در ایران و ایرانشهر نیازمند مردمانی پاکنهاد و دانشخواه هستیم که با شناساندن واژه های زبان بومی خود آنها را به دیگر ایرانیان بشناسانند تا همه با هم ...
اشترینان که بهتر است اوشتورینان نوشته شود یک نام و یک زاب ( صفت ) از بون اوشترینیتَن ( اوشتورین - ) : مقاوم کردن است. اوشتَر یا همان اُشتر یا شتر چار ...
آلیختَن ( آلیز - ) برَهمی ( شکلی ) دیگر از بُن آلوختَن ( آلُوچ - و آلُوز - ) می باشد که از واژه آل برگرفته شده اند که به چیم سُرخ می باشد و هر دو بُن ...
آلوچین نام یک روستا در آذربایجان است که نام پارسی پهلوی دارد و از دو بخش آلو یا آلوگ که همان آلو است و چین از بن چیدن ( چین - ) ساخته شده و به چیم چی ...
گَویستَن نمی تواند به درستی به چیم کوبیدن و زدن و خرد کردن باشد و نه کَویستَن می تواند به درستی به این چیمان ( معانی ) باشد. در زبان پارسی گَویستَن ی ...
وانگهی تنها یافتن واژگان با واگها یا شیوه گویش همانند در زبان های بیگانه نیز نمی بَسَندَد، و باید چیم آنها با واژگان هم ریشه در زبان پارسی همخوانی دا ...
آلیختن ( آلیز - ) نمی تواند یک کردبون ( مصدر فعل ) ) ) لازم مانند بازی کردن یا جفتک انداختن باشد. این دیس از کردبون برای ساخت کردبونهایی به کار برده ...
ملیکا اگر به چیم ( معنی ) شاهزاده روم باشد که نادرست است، ریشه آن با مَلِک با چیم شاه همریشه است و مَلِک واژه ای است که بر روی برخی سکه های ایران ساس ...
هم میهنان گرامی و ارجمند، یک نکته هست و این که زبان پارسی ( پهلوی ) زبان بسیار کهن از زمان پیشدادیان که جشن نوروز را می گرفتند و پنج روز دزدیده سال ر ...
در زبان آذری، به برف هم قار یا غار می گویند که دگردیسیده گار هستند چرا که برف هم چیزی نفخ کرده و باد کرده است و می تواند با فشردن، و بیرون کردن وَی ( ...
به جای نظر مثبت یا منفی، بکوشیم تا واژگان را بیابیم. برای نمونه واژع هاویند یا هاوِند به گمان با این بون هاو - همریشه است.
به گمان می رسد واژه هَمبای در زبان پارسی پهلوی دارای چیم همراه و همباش است. هَمباییدَن ( هَمبای - ) دارای چیم با هم بودن و هم همبای کردن است و هَمبای ...
گیاه اَرزَن ( . Millet, Panicun sp ) یک گیاه خوراکی از تیره گندمیان ( Poaceae یا Gramineae ) است که من به هوش پََرتی ( حواس پرتی ) آن را از تیره نخود ...
اَرزَن به گمان من ریشه یک کَرد ( فعل ) پارسی پهلوی هم باید باشد، چه ما در آذربایجان، یک جایی به نام اَرزَنَق هم داریم که نگارش نادرست واژه اَرزَنَگ م ...
با نگرش به این که چیم های گوناگونی برای واژه ارژَنگ و بر پایه بنیانهای گوناگون آن که با شیوه نگارش واژه با دبیره پهلوی یا اوستایی باید بررسی شوند و ن ...
اشترینان، بُزینان، ماهینان واژگان پارسی پهلوی هستند و نه تورکی، بی ( ولی ) نیازمند بررسی بیشتری هستند. اُشتُر و شُتُر و بُز و ماه واژه های پارسی هستن ...
شاهنجرین دگردیسیده اَرماییلیک ( عربی ) شده واژه پارسی پهلوی شاهنیگَرین ( شاه نَگَرین بخوانید ) که از دو بخش شاه و نیگَرین: نگاه کردنی، نگریستنی ساخته ...
زَرنَق یک واژه پارسی پهلوی جنگ زده پس از یورش و چیرگی بیگانگان عرب و تورک مغول چنگیزی و تیموری و از میان رفتن دَبیره ( خط ) پارسی پهلوی در این مرز و ...
ماییگ یا ماییک: قابل جفتگیری کردن؛ بسته به جفتگیری کردن
مایان نامی پارسی پهلوی است از بون: ماییتَن یا ماییدَن ( مای - ) : جفتگیری کردن مایدار: قابل جفتگیری کردن مایین: قابل جفتگیری کردن ماییدار یا ماییتار ...
هم میهن گرامی، خود واژه آی کوتاه شده واژه" آییشم" است که واژه ای پارسی پهلوی است با چیم ماه ( "نوشته مک کنزی؛ دیکشنری هوشمند پارسی پهلوی، دانشگاه گوت ...
بِن گویشی از بون و بُن است به چیم بیخ و ریشه و ته و پایه ( قاعده ) ، همچنان که بُناب، بوناب و بِناب می باشد ) جایی که آب در زیر خاک آن یافته می شود ) ...
هِریس نام شهری در آذربایجان است که به گمان می رسد نامی پهلوی اشکانی دارد. هِر در زبان پهلوی دارای چیم دارایی ( مال و ثروت ) است، و هریس می تواند به چ ...
کِلوانَق با کِلوان و کِلوین همریشه است و یک واژه پارسی پهلوی است و درستتر آن است که کِلوانَگ نوشته شود چون "ق" از زبان بیگانگان به زبان ما ایرانیان ر ...
اویزَر یک واژه پارسی پهلوی است: او ی زَر، که در آن او همان آب است که در نام های شهرهای سرو ( سر آب ) در آذربایجان غربی، خی او ( خوش آب ) در استان ارد ...
همچنین، امروزه بن ( کِلو - ) واژه کِلیو یا کِلیف را داریم که به چیم گذرگاه تگ برای جوی آب در دیوار باغ و . . . می باشد. به گمان می رسد که این دو واژه ...
کِلوان و کلوانق ( که بهتر است درستتر کِلوانَگ ) نوشته شود واژگان پارسی پهلوی هستند که در میهنمان در استان البرز، در اراک، و در آذربایجان، و شاید جاها ...
نامهایی که هم میهنان گرامی در آذربایجان و زنجان می بینند و می شنوند مانند الوانق، زرنق، شیرین دررق، کلوانق، متنق، مینق، . . . اینها همه نامهای پارسی ...
پَسسَندیدَن ( پَسسَند - ) در زبان پارسی پهلوی به چیم تایید کردن است.
اَیاخ که آیاخ، اَیاق، آیاق هم گفته می شود دگردیس شده آیاگ است، همانگونه که تراکتور ( tractor ) را تراختور می گویند، این گویش در آذربایجان هست. به هر ...
اَل میهِ ( خلاف ) آنچه بسیاری از مردم می پندارند، یک واژه تورکی نیست و یک واژه ایرانی است که در دانش زبان شناسی به نام پارسی پهلوی شناخته می شود. چرا ...
دَهَنادین که شاید درستتر آن دَهَنایین باشد، به چیم به ترتیب می باشد. دَهَن همان دهان است و آیین برَهمی ( شکلی ) از کرد ( فعل ) آمدن ( آی - ) است و به ...
کَموَند در زبان پارسی برابر با استثنا و استثنایی است. کَموَندیه که به زبان امروزی فارسی کَموَندی خوانده می شود، به چیم استثنا بودن یا استثنایی بودن ا ...
تَر در زبان پارسی دارای چیم نمناک است، و تریزَگ با برَهم ( شکل ) تَریزه در تاجیکستان با چیم پنجره به کار برده می شود که می تواند همان ابزار تر و تازه ...