پیشنهاد‌های بابک پاکدامن (٢٧٧)

بازدید
٣٦٨
تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
١

به گمان می رسد که واژه فلق معرّب پَلَگ است و می دانیم که در زبان پارسی پهلوی "ل" و" ر " به هم دگرگون می شوند، پَلَگ برَهمی از پَرَگ است و پَرَگ از بو ...

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

شَفَق معرّب شَپَگ است که به چیم شب کننده است، همان آغاز شب که آسمان در کرانه باختری سُرخگون می شود. در زبان پارسی پهلوی شَب و شَپ و شَو همه به شب گفت ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

زینهار: امنیّت زینهاریگ: اَمن، در امان؛ امنیتّی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاید گَزوان به چیم از بالا حمله و تاراج کننده باشد: گَزویتَن ( گَز - ویتَن بخوانید؛ گَزو - ؛ واو را ساکن بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کردن گَزودا ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

امنیّت آرامش نیست و آسایش و آسودگی هم نیست، آرامش و آسایش و آسودگی از پیامدهای امنیّت هستند. در پارسی می گوییم زینهار بده یعنی اَمنیّت و اَمان بده! ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

ابیویزیندیه ( اَبیویزِندیه بخوانید ) : بی گزندی اَسیجیه: بی خطری این دو واژه نشان می دهند که چیزی سیجناک نیست و گزندی و آسیبی نمی رساند. اَسیجناکیه: ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

بی هراس و بی بیم و پادبیم نمی توانند به چیم اَمن باشند چرا که این واژگان به اندازه کنشپذیری روانی ما پیوند دارند و نه به اندازه گزند رساندن یک چیز و ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد

اگر امنیّت همان ایمن بودن باشد، در زبان پهلوی اَبیویزیند برابر واژه ایمن می باشد که از دو بخش اَبی: بی و بی از ( بدون ) ، و ویزیند ( ویزِند بخوانید ) ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

یاشار هم میهن گرامیم، ما ایرانیان تازه تازه با زبان پهلوی آشنا می شدیم که سال ها و سال هاست "چندان" به آن در درون کشور پرداخته نشده است و در بیرون از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اَرزَن در زبان پارسی پهلوی نشانه داشتن توانمندی بسیار علیرغم کوچکی است. یک دانه ریز و کوچک می تواند گیاهی با دانه های فراوان و خوراکی بسیار را فراهم ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گُورانیدُن ( گُوران - ) : داد و ستد کردن، مبادله کردن، معاوضه کردن گُوراندار: قابل داد و ستد کردن، قابل مبادله کردن، قابل تبادل، قابل معاوضه کردن گُو ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ما واژه های دُوران، دُوره و دُورین و دُورینه را داریم. شاید واژه دُور یک واژه پارسی پهلوی است که به زبان عربی نیز راه یافته است چه بیشتر عربستان مگر ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی پهلوی دورتُوم و دوریست با دورترین همچیم هستند و برابرهای پارسی برای واژه بیگانه Farthest.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پارانتز یک واژه بیگانه است که از سویی مانند یک دیوار و بند محتوای درون خود را از متن جدا می سازد و از سویی مانند هلال ماه است. آی کوتاه شده واژه پارس ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

گرانیدَن یا گرانیتَن ( گران - ) : سنگین کردن؛ ارزش دادن؛ ارج نهادن؛ سخت کردن؛ سنگین شدن گراندار: سنگین کردنی؛ ارزش دادنی؛ ارج نهادنی؛ سخت کردنی؛ سنگی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

- یون یک پسوند در زبان پارسی پهلوی است که برای ساختن یک واژه در پیوند با چیم واژه پیش از خود به کار گرفته می شود و این واژه پیشین می تواند یک نام جان ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی یک واژه می تواند بون های گوناگون داشته باشد و چیم های گوناگونی هم داشته باشد ( همانند زبان انگلیسی ) .

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

پَیرُوگ به چیم روشن ( شین و نون را ساکن بخوانید ) یا همان نور می باشد. سَناگ ( سَنا ) و چیراگ ( چِراغ یا چیراغ بخوانید ) به چیم روشن کننده هستند و سَ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به گمان می رسد که شیوه درست نگارش این واژه بی از اوسکارِش ( در نظر گرفتن ) چگونگز خوانش آن کیجان باشد که به زبان پهلوی پارتی کیژان خوانده می شود. اگر ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به گمان می رسد که: سَنتَن یا سَنیدَن ( سَن - ) : روشن کردن سَندار: روشن کردنی سَنین: روشن کردنی سَنیگ: روشن کردنی؛ بسته به روشن کردن سَنتار: روشن کنن ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به جای آسانسور دنبال واژه ای نگردید چون آسان هم پارسی پهلوی است و سُور - و سُوریتَن هم بن های پارسی پهلوی هستند با چیم دنبال کردن. شما خواسته خود را ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آماج و آمانج هر دو معرب هستند و هر دو واژگان پهلوی هستند که زبان کهن همه ایرانیان پیش از تاخت و تاز بیگانگان عرب و چنگیزی و تیموری بوده است. آماگ و آ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاید نام سنندج معرب سَنَندَگ باشد که باید در زبان پهلوی به صورت سَنیندَگ نوشته می شده است و به صورت سَنَندَگ یا سَنِندَگ خوانده می شده است. من این را ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسپیروپلاسماها گروهی از پیشهستگان ( Prokaryotes ) هستند که پیکری کشیده و مار مانند و پیچ خورده دارند. به جای واژه بیگانه ( Spiroplasma ) از واژه پارس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Myco به چیم گارچ ( قارچ ) می باشد و Plasma به چیم کیرب ( شکل ) ، بهتر است به جای این واژه بیگانه، گارچکیرب به کار گرفته شود. هنگامی که زاب ( صفت ) نی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Phytoplasma یک نام برای جانداری پیشهَستَگیک ( Prokaryotic ) است که میهِ ( خلاف ) پَژیاختَگان ( Bacteria ) دیواره یاخته ندارد. واژه Phyto به چیم گیاه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پروتیین یک پلیمر از اسیدهای آمینه است. به جای این واژه بیگانه، می توان واژه پهلوی پوریوتین را به کار گرفت. Protein: پوریوتین Proteinaceous: پوریوتین ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

زَریون، ماریون، شَهیون، و اَفیون هم در کنار گویون و هُمایون و داریون و دویون با افزودن پسوند یون به ته واژه یا بخش پیش از خود ساخته شده اند. یون یک پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام و زاب شَهیون یک نام پهلوی است که با افزودن پسوند - یون به ته واژه شَه ساخته شده است. شَه کوتاه شده شاه است و شاهدر زبان پهلوی نماد بزرگی و ارجمند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پَریون در زبان پهلوی نام و زابی در پیوند با پَر است که با افزودن پسوند - یون به آن ساخته شده است. در زبان پهلوی واژگان و حتی نام جانداری مانند مار ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زَریون نامی پهلوی برگرفته از زَر است که در زبان پهلوی می تواند نماد درخشش زیبا باشد و پسوند - یون که برای ساخت نام و زاب ( صفت ) به کار گرفته می شود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون از این که این نام در کشورهای دیگر نیز به کار گرفته می شود و . . . ، مار در زبان پارسی پهلوی نماد خوش خط و نگار بودن است و ماریون می تواند نام و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَفیون واژه ای پهلوی از دو بخش پیشوند اَف - و پسوند - یون می باشد. اَف - در زبان پهلوی پیشوندی با چیم زدوده شدن و زدودن است و - یون پسوندی برای ساختن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارمیس یا پَرمیس از پارم یا پَرم و پسوند - یس ساخته شده و پارم - یا پَرم - بونی نونیگ ( مضارع ) با چیم ( معنی ) انجام دادن چندین کار و همه فن حریفی ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در آذربایجان به شکم گارین می گویند و گارین به چیم وجب کردنی و اندازه گرفتنی است و شاید چون اندازه شکم نیز در آماده کردن و دوخت و دوز جامه، پرورش اندا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاید گاردَن یا گارتَن یا گاریدَن یا گاریتَن به چیم وجب کردن یا اندازه گرفتن باشد و گارین به چیم وَجَب کردنی و اندازه گرفتنی. واژه گار به چیم وجب کردن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خواهشمند است شهروندان ارسنجانی در شیوه نگارش به جای نگارش شوخی آمیز، بکوشند تا شیوه نگارش دانیشنیگ ( علمی ) را پیش بگیرند و چنانچه ارسنگ نام درختی وی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ارسنجان دگرگون شده اَرسنگان است که نامی است که از دو بخش اَرسنگ و ان ساخته شده است و ان و نه گان برای بیشالیزش ( جمع بستن ) و نیز نامیدن جا و سر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاید قفقاز دگرگون شده کوپکاز ( کوفکاز بخوانید ) باشد که کوف همان کوه است و کاز یا گاز همان جنگ و جنگیدن است از بون کازیتَن یا گازیتَن ( کاز - یا گاز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاز یا گاز در زبان پهلوی همان جنگ و جنگیدن است که در نام کازاگ و کازان و کازاگستان ( قزاقستان ) هم هست و رُون در این زبان همان سوی است. کازرُون همان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

با رش به هستی و پراکندگی واژگان، به گمان می رسد که بون زیر نیز هَستُومَند ( موجود ) بوده است: دَییتَن ( دَی - ) : عوض کردن، دگرگون کردن، تغییر دادن؛ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه گارین در گارینپا هست که در گویش آذری زبان پهلوی به چیم کسی است یا زاب ( صفت ) کسی است که شکمش را می پاید و شکمو است. بر این پایه، به گمان می رسد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گارینپا در گویش آذری زبان پهلوی به چیم شکمو است و از دو بخش گارین ( شکم ) و پا ( از بون پاییدن ( پای - یا پا - ) ساخته شده است به چیم آن که شکمش را م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بُو - یا بَو - یا ب - در زبان پهلوی بون نونیگ ( مضارع ) بودن می باشند و - یون یک پسوند در زبان پارسی پهلوی است برای ساختن نام می باشد ( برای دانش بیش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

یک نمونه دیگر از کاربرد پسوند - یون در زبان پارسی پهلوی: بو ( = بودن ) - بویون ( = گردن در گویش آذری زبان پهلوی که با بودن و زنده بودن در پیوند نزدیک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایجرود معرّب ایگرود است و ایگ در زبان پارسی پهلوی به چیم یک است و رود همان رود و جوی بزرگ آب است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوقین و جوقان دگرگون شده واژگان جُوگین و جُوگان هستند. یُوگ یا جُوگ یا یُوغ یا جُوغ همچیم ( هم معنی ) هستند و هستی این واژگان می تواند نشانگر هستُومَ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

درباره کاربرد پسوند - یون در زبان پارسی باید بررسی شود و برای این کار بهتر است مردم جای جای ایران با شناسینیدن ( معرّفی ) واژگان پایان یافته به این پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام جُورج و یا یُورگ که امروزه در زبان های انگلیسی و آلمانی برای نامیدن پسران به کار برده می شود، به گمان از بون پارسی پهلوی جُورگیتَن ( جُورگ - ) یا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جورگیندگ ( جُورگِندَگ بخوانید ) از بون جُورگیتَن ( جُورگ یا یُورگیتَن ( یُورگ - ) دارای چیم های در بر گیرنده یا پوشش دهنده است.