پیشنهادهای علی نوروزی (١٣)
٢٢٥
١ سال پیش
١
نعناع تند
١ سال پیش
١
تعریف راحت تر: that you can get buy use etc
٢ سال پیش
١
این کلمه فعل هم میشه
٢ سال پیش
٩
محل اقامت کوتاه
٢ سال پیش
٠
عصرانه
٢ سال پیش
٠
توجه افراد
٢ سال پیش
١
نمی تواند Cannot live نمی تواند زندگی کند
٢ سال پیش
٠
خیلی ناراضی
٢ سال پیش
١
حضار
٢ سال پیش
١
تعریف:a formal talk that you give to a group of people مثال:The president made a speech
٢ سال پیش
٤
به عنوان تعریف کلمه resemble این هم میشه:be or look like sb/sth else
٢ سال پیش
١
این هم تعریف present میشه. give or show something ( sth )