پیشنهادهای علی نوروزی (١٣)
١٢٩
١ سال پیش
٠
نعناع تند
١ سال پیش
٠
تعریف راحت تر: that you can get buy use etc
١ سال پیش
١
این کلمه فعل هم میشه
١ سال پیش
٦
محل اقامت کوتاه
١ سال پیش
٠
عصرانه
١ سال پیش
٠
توجه افراد
١ سال پیش
٠
نمی تواند Cannot live نمی تواند زندگی کند
١ سال پیش
٠
خیلی ناراضی
١ سال پیش
١
حضار
١ سال پیش
٠
تعریف:a formal talk that you give to a group of people مثال:The president made a speech
١ سال پیش
٢
به عنوان تعریف کلمه resemble این هم میشه:be or look like sb/sth else
١ سال پیش
٠
این هم تعریف present میشه. give or show something ( sth )