دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
-١١٨
رتبه
رتبه در دیکشنری
٠
لایک
لایک
٦٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٧٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٨٣
رتبه
رتبه در بپرس
٧٦٣
لایک
لایک
٢١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٦

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

دوستان گرامی لطمه معرب لت مه است لت یعنی زدن وکوبیدن است ومه پسوند کم وکوچک ودرکل لتمه یعنی زدن کم وکوبیدن کوچک . . . . . فقط عربا آنرا با ط نوشتند م ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

نمیدانم به جناب کزازی چه بگبم استاد این که درزبان فلان گاسواره میگن و. . . . به جوانان ما چیزی یاد نمیده گاهواره یعنی مانندزمان میره میاد گهواره زمین ...

تاریخ
٢ روز پیش
دیدگاه

یادم رفت بگم فرق گربال والک در ریزی ودرشتیشه واین وسیله برای جدا کردن پوسته از دانه مثلا لوبیا باقلا و. . . . استفاده میشد

تاریخ
٢ روز پیش
دیدگاه

منوچهر که آرامی را خوب میشناسی دوتا کتاب آرامی که خواندی نام ببر عربها که الک وغربال نداشتند بلکه اینا در ایران بودهgarble یعنی آشغال وبدرد نخور garb ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه

جناب ژاسب سمیدن بمعنی بوییدن وبوکردنsmelling

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
٢ پاسخ
١,٢٧١ بازدید

به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...

١ سال پیش
٠ رأی

commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت  

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٣ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٣ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish

١ سال پیش
١٢ رأی
تیک ٤٣ پاسخ
٥٨,٩٨٠ بازدید

قریب و غریب از لحاظ معنایی چه فرقی دارند؟

٢ سال پیش
رأی

ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...

١ سال پیش
٧ رأی
١٣ پاسخ
١,٢٢٩ بازدید

سلام کلمه معادل کلمه اصالت در  زبان پارسی چیست خیلی متشکرم کمک کنید

١ سال پیش
١ رأی

کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید

١ سال پیش