دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
دوستان گرامی لطمه معرب لت مه است لت یعنی زدن وکوبیدن است ومه پسوند کم وکوچک ودرکل لتمه یعنی زدن کم وکوبیدن کوچک . . . . . فقط عربا آنرا با ط نوشتند م ...
نمیدانم به جناب کزازی چه بگبم استاد این که درزبان فلان گاسواره میگن و. . . . به جوانان ما چیزی یاد نمیده گاهواره یعنی مانندزمان میره میاد گهواره زمین ...
یادم رفت بگم فرق گربال والک در ریزی ودرشتیشه واین وسیله برای جدا کردن پوسته از دانه مثلا لوبیا باقلا و. . . . استفاده میشد
منوچهر که آرامی را خوب میشناسی دوتا کتاب آرامی که خواندی نام ببر عربها که الک وغربال نداشتند بلکه اینا در ایران بودهgarble یعنی آشغال وبدرد نخور garb ...
جناب ژاسب سمیدن بمعنی بوییدن وبوکردنsmelling
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...
commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت
نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish
نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish
ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...
کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید