دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٠٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٢,٦٢٤
لایک
لایک
٦٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٦٢

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٧٥
رتبه
رتبه در بپرس
٧٨٠
لایک
لایک
٢٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٥

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

کاشغر نام منطقه ترک نشین است ولی بمعنی کاج گر است چون این منطقه سردسیری چوب ومیوه وصمغ کاجها را مصرف میکردند وحیواناتی که درزیر وروی این درختان میزین ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

یکی خودشو کاشغری نامیده بودوکلمه میانوند دار را ترکی دانسته بود ولی جواب ممنوع بودکاشغری ابله ترکی فقط پسوندیست مثل فارسی پیشوند ومیانوند نداره بیچار ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دانوب در واقع همان توناب toon eau بمعنی آب دراز و بلنداست وبراستی دانوب رود بلند ودراز است واز چندین کشور وصدها شهر میگذرد

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

آقایان تَرید کردن بمعنی ترکردن نون در هرنوع غذای آبدار مانند آبگوشت است ترید را نون ریز کردن معنی نکنید ترید یعنی تر شده

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

ببینید امریکا وغرب چقد زنفروش وجاکشند ترکیه اصلا فیروزه نداره ولی سنگ تراش سنگ رو به ترکیه میدادند ومیگفتند ما نمیخریم مگر نامش ترکی باشه وبه ترکیه ب ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
٢ پاسخ
١,٢٤٤ بازدید

به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...

١ سال پیش
٠ رأی

commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت  

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٥٩ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٥٩ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish

١ سال پیش
١١ رأی
تیک ٤٢ پاسخ
٥٧,٠٧٣ بازدید

قریب و غریب از لحاظ معنایی چه فرقی دارند؟

٢ سال پیش
رأی

ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...

١ سال پیش
٧ رأی
١٣ پاسخ
١,٢١٤ بازدید

سلام کلمه معادل کلمه اصالت در  زبان پارسی چیست خیلی متشکرم کمک کنید

١ سال پیش
١ رأی

کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید

١ سال پیش