دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
-٧١٣
رتبه
رتبه در دیکشنری
٠
لایک
لایک
٦٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٤٠٧

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٨٣
رتبه
رتبه در بپرس
٧٦٣
لایک
لایک
٢١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٦

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

تاش وتاچه tach بمعنی دوست گیره چسبان وصل همراه که از attach درهمین معنی گرفته شده تاچه دوست رفیق البته ترکی چون نه شهرونه گروه داشته و با گله شان هم ...

تاریخ
٢ روز پیش
دیدگاه
٠

زُهره یعنی گل ولی زَهره یعنی شجاعت چون کیسه صفرا زرداب داشت فکرمیکردنداسترس و زهر بدن دراونجا جمع شده و هرکس زرداب بیشتری داره حتما شهامت بیشتر داره ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه

واقعا چه باسوادایی داریم باقری فکرمیکنه قلوه ترکیه وقلوه چون بچه شبیه قلوسنگه بهش قلوه گفتند!!مشنگ قلوه از گرده فارسی معرب شده و بچه از شکل مارمولکی ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه

آقای نیمادر ترکی دوقلو معنی دوبچه ندارد بلکه دوقل ازtwoicle بمعنی دوتایی است که ترکها آخرش لو بستن که بالا بکشند. . . . . دوقلو همان twoicle است که ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
دیدگاه

کتاب::بریده وکوتاه - cut up درابتدا نوشته ها مانند تورات قدیمی بصورت دراز و بلند و نوشته ها بشکل تومار toonar یعنی دراز بود آنرا مثلا سی سانتی بریدن ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
٢ پاسخ
١,٢٧٥ بازدید

به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...

١ سال پیش
٠ رأی

commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت  

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٥ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٥ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish

١ سال پیش
١٢ رأی
تیک ٤٣ پاسخ
٦٠,١٢٣ بازدید

قریب و غریب از لحاظ معنایی چه فرقی دارند؟

٢ سال پیش
رأی

ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...

١ سال پیش
٧ رأی
١٣ پاسخ
١,٢٣٣ بازدید

سلام کلمه معادل کلمه اصالت در  زبان پارسی چیست خیلی متشکرم کمک کنید

١ سال پیش
١ رأی

کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید

١ سال پیش