نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ahead of its time: جلو تر از زمان خود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spots of rain: باران ( های ) پراکنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's all well and good: همه اینها درست همه اینها ( که گفتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earlier on: قبل از آن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steady speed: سرعت ثابت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wealth upon death: ثروت بعد از مرگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sombre clothes: لباسهای تیره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
through lack of: بواسطه فقدان به دلیل کمبود she coul ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is doubtful wheather: معلوم نیست که بعید است که
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is probable that: ممکنه که ممکن است که it is probabal ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have no choice but: چاره ای نداشتن جز اینکه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have no alternative but: جایگزینی نداشتن جز اینکه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the computer age: عصر کامپیوتر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ice ages: عصر یخبندان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stone age: عصر حجر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stone ages: دوران سنگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
had doubts about: بد گمانی داشتن در مورد چیزی I have ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ageing process: روند پیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mountain chains: رشته کوه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
still or sparkling: ( آب، آب معدنی ) بدون گاز یا گازدار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go your own way: راه خود را رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be falling apart at the seams: در حال فروپاشی بودن زهوارش داره در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make hard work of: سخت گرفتن کار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live a charmed life: زندگی همراه با بخت واقبال داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's life a misery: تباه کردن زندگی کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rig the election: تقلب در انتخابات دستکاری انتخابات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the grey vote: رای افراد مسن تر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
astronomical fees: شهریه های نجومی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
finite number: تعداد معدود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcome hurdles: غلبه بر موانع
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the not so distant future: آینده نه چندان دور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gruff exterior: ظاهر خشن ظاهر عبوس
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
separate off: سوا کردن جدا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش