نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy hint: اشاره ی آشکار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the hight of your career: اوج دوران حرفه ای خود اوج دوران کار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acute hearing: شنوایی حساس حس شنوایی حساس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sympathy: همدردی کردن I have no sympathy for ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a taste: مزه کردن چشیدن do you think this c ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have time to: وقت کردن وقت داشتن I'm sorry, I did ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sharp tongue: زبان تند و تیزی داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a misgiving about: شک داشتن در موردِ شک داشتن در باره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a reason to believe: داشتن دلیلی برای باور کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a rest: استراحت کردن استراحت داشتن Go home ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a happy ending: پایان خوشی داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harsh critic: منتقد سر سخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reject something out of hand: چیزی را از همان ابتدا رد کردن / نپذ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hasty conclusion: تیجه گیری عجولانه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a career in: داشتن سابقه کاری در
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hard legal battle: دعوی حقوقی سخت نبرد حقوقی سخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auburn hair: مو خرمایی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow plants: پرورش دادن گیاهان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make good progress: پیشرفت خوبی کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excellent grasp of: درک عالی از
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a grasp of: درکی داشتن از
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great enjoyment: لذت فراوان لذت زیاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great sadness: غم بزرگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn gold: طلایی ( رنگ ) شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a warm welcome: از کسی به گرمی استقبال کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone your word: به کسی قول دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go climbing: کوه نوردی کردن کوه نوردی رفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hang gliding: کایت سواری کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hill walking: تپه نوردی کردن تپه پیمایی کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a clue: به کسی سرنخ دادن راهنمایی کردن کسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone instructions: به کسی دستور دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go cheap: ارزان فروختن ارزان فروشی کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a laugh: خنده ای کردن خندیدن ( کوتاه )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a gasp: نفس عمیق کشیدن ( به دلیل احساسات شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disagree fundamentally: اساسا مخالف بودن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fully fitted: با تمام امکانات مجهز
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fully accept: بطور کامل قبول کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
special friend: دوست خاص
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
law forbid: قانون ممنوع می کند قانون ممنوع کرده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose ones footing: لیز خوردن سر خوردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
troubles flare up: حاد شدن مشکلات
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow the path: دنبال کردن مسیر مسیری را دنبال کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiercely criticise: به تندی انتقاد کردن شدیدا انتقاد کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight for life: مبارزه برای زندگی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring up a family: خانواده تشکیل دادن زن و بچه دار شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
major factor: عامل عمده عامل اصلی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extremely likely: بسیار محتمل
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor factor: عامل جزیی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk an exam: به آسانی در یک امتحان قبول شدن
٩ ماه پیش