نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift someone out of poverty: کسی را از فقر نجات دادن کسی را از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
practise taking a penalty: تمرین پنالتی زدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have nothing but praise for: چیزی جز تعریف و تمجید نداشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
widespread poverty: فقر گسترده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obsessive people: افراد وسواسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking alcohol: مصرف الکل
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quickest way: سریع ترین راه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far flung places: مکان های دور افتاده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring bad luck: بد شانسی آوردن The groom is not al ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far off places: مکان های دور دست
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind pick up: شدت گرفتن باد بیشتر شدن باد If the ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
compose a piece: سرودن یک قطعه تصنیف کردن یک قطعه نو ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose your patience: صبر خود را از دست دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
particular liking: علاقه ی خاص
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be racked with pain: از درد به خود پیچیدن He was racked ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acutely painful: به شدت دردناک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unexpected outcome: نتیجه غیر منتظره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unforeseen outcome: نتیجه ی پیش بینی نشده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inevitable outcome: نتیجه اجتناب ناپذیر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
predictable outcome: نتیجه قابل پیش بینی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
state an opinion: نظری را بیان کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the soft option: گزینه ی آسان را انتخاب کردن راه آسا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
produce the opposite effect: اثر معکوس ایجاد کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run up against opposition: با مخالفت روبرو شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
online resources: منابع آنلاین
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
refuse an offer: رد کردن یک پیشنهاد نپذیرفتن یک پیشن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happy occasion: مناسبت شاد مناسبت فرخنده مناسبت مبا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sad occasion: مناسبت غم انگیز ایام سوگواری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in slow motion: ( دیدن صحنه ) با حرکت آهسته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow covered: پوشیده از برف
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow covered mountains: کوه های پوشیده از برف
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
droopy moustache: سبیل آویزان
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the latest news: آخرین اخبار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neighbouring town: شهر مجاور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neighbouring area: منطقه مجاور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blanket of mist: لایه ای از مه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serious misgivings: شک و تردیدهای جدی نگرانی های جدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money is tied up in: گیر بودن پول ( در کاری/جایی ) درگی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor point: نکته کوچک نکته جزئی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
memories fade: محو شدن خاطرات
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
painful memory: خاطره ی دردناک خاطره ی دردآور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minute number: تعداد خیلی کمی تعداد بسیار اندکی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor issue: مسئله کوچک مسئله جزئی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
matt paint: رنگ مات
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gloss paint: رنگ براق
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a bad impression: تاثیر بد گذاشتن تاثیر بد داشتن موجب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a film: فیلم ساختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a breakthrough: پیشرفت خوبی کردن پیشرفت مهمی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an allegation: ادعایی کردن ادعایی را مطرح کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an adjustment: تنظیم کردن اصلاح کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
desperately lonely: به شدت تنها
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nice little: کوچک و زیبا کوچک و نقلی They have ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor little: کوچولوی بیچاره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mood lightens: خوب شدن حال بهتر شدن حال/روحیه Her ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lightning strikes: رعد و برق زدن صاعقه زدن/برخورد کردن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lessen pain: کاهش دادن درد The medication helpe ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uphold the law: پایبند بودن به قانون حمایت کردن از ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unit of length: واحد طول
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leak a document: افشا کردن یک سند
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead someone to conclude: کسی را به این نتیجه رساندن her res ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
news leaks out: به بیرون درز کردن اخبار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep a watch on: مراقب بودن زیر نظر داشتن رصد کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
colour someone's judgement: قضاوت کسی را تحت تأثیر قرار دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overnight journey: سفر یک شبه سفر شبانه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune an instrument: کوک کردن یک ساز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
injured people: افراد مجروح
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suffer injuries: دچار آسیب دیدگی شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clearly imply: به وضوح دلالت کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become impatient: بی تاب شدن بی صبر شدن بی حوصله شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absolutely impossible: کاملا غیر ممکن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
create a bad impression: تصور بدی ایجاد کردن حس بدی ایجاد کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the view that: این دیدگاه را داشتن که
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the opinion that: این نظر را داشتن که
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold firmly to: محکم چسبیدن به some economists hol ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outbreak hits: شیوع پیدا کردن Flu outbreak hits s ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthquake hits: زلزله آمدن زلزله رخ دادن زلزله لرزا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
floods hits: سیل آمدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly profitable: بسیار سود آور بسیار پر منفعت بسیار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly emotional: بسیار احساساتی به شدت احساساتی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly intelligent: بسیار با هوش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highly critical: به شدت انتقادی بسیار انتقادی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
history ancient: تاریخ باستان
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
musical heritage: میراث موسیقیایی میراث موسیقی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the peak of your career: اوج دوران حرفه ای خود اوج دوران کار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heartily approve: از صمیم قلب موافقت کردن قلباً موافق ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slight hesitation: اندکی تردید کمی تردید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy fine: جریمه سنگین
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy hint: اشاره ی آشکار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the hight of your career: اوج دوران حرفه ای خود اوج دوران کار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acute hearing: شنوایی حساس حس شنوایی حساس
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sympathy: همدردی کردن I have no sympathy for ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a taste: مزه کردن چشیدن do you think this c ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have time to: وقت کردن وقت داشتن I'm sorry, I did ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sharp tongue: زبان تند و تیزی داشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a misgiving about: شک داشتن در موردِ شک داشتن در باره ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a reason to believe: داشتن دلیلی برای باور کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a rest: استراحت کردن استراحت داشتن Go home ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a happy ending: پایان خوشی داشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
harsh critic: منتقد سر سخت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reject something out of hand: چیزی را از همان ابتدا رد کردن / نپذ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hasty conclusion: تیجه گیری عجولانه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a career in: داشتن سابقه کاری در
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hard legal battle: دعوی حقوقی سخت نبرد حقوقی سخت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auburn hair: مو خرمایی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow plants: پرورش دادن گیاهان
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make good progress: پیشرفت خوبی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excellent grasp of: درک عالی از
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a grasp of: درکی داشتن از
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great enjoyment: لذت فراوان لذت زیاد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great sadness: غم بزرگ
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn gold: طلایی ( رنگ ) شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a warm welcome: از کسی به گرمی استقبال کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone your word: به کسی قول دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go climbing: کوه نوردی کردن کوه نوردی رفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hang gliding: کایت سواری کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go hill walking: تپه نوردی کردن تپه پیمایی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a clue: به کسی سرنخ دادن راهنمایی کردن کسی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone instructions: به کسی دستور دادن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go cheap: ارزان فروختن ارزان فروشی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a laugh: خنده ای کردن خندیدن ( کوتاه )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a gasp: نفس عمیق کشیدن ( به دلیل احساسات شد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disagree fundamentally: اساسا مخالف بودن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fully fitted: با تمام امکانات مجهز
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fully accept: بطور کامل قبول کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
special friend: دوست خاص
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
law forbid: قانون ممنوع می کند قانون ممنوع کرده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose ones footing: لیز خوردن سر خوردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
troubles flare up: حاد شدن مشکلات
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow the path: دنبال کردن مسیر مسیری را دنبال کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiercely criticise: به تندی انتقاد کردن شدیدا انتقاد کر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight for life: مبارزه برای زندگی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring up a family: خانواده تشکیل دادن زن و بچه دار شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
major factor: عامل عمده عامل اصلی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
extremely likely: بسیار محتمل
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor factor: عامل جزیی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk an exam: به آسانی در یک امتحان قبول شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take exercise: ورزش کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
establish a conection: ارتباطی برقرار کردن ارتباطی یافتن ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gather evidence: جمع کردن شواهد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
provide evidence: ارائه کردن شواهد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
entirely agree: کاملا موافق بودن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
effect a change: تغییر ایجاد کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
effective way: راه موثر
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ease pain: کم کردن درد تسکین دادن درد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dream home: خانه رویایی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do an exam: امتحان دادن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the course: گذراندن دوره
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dramatic improvement: بهبود چشمگیر
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
major difference: تفاوت عمده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
justly deserve: به حق شایسته بودن به حق سزاوار بودن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deeply regret: عمیقا متأسف
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deeply concerned: عمیقا نگران
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unit of currency: واحد پول
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry of alarm: صدای زنگ خطر
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
continual complaining: شکایت مداوم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constant pain: درد مداوم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a comparison: مقایسه کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
closing scenes: صحنه های پایانی ( فیلم )
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pronounced dead: اعلام رسمی زمان مرگ فوت شدن/کردن H ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a stand against: ایستادگی کردن در برابر ایستادن در ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make calculation: محاسبه کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stage a protest: رسما اعتراض کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring about a revolution: انقلابی ایجاد کردن انقلابی رقم زدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fat book: کتاب قطور
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slim book: کتاب نازک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the rocks: به سنگ خوردن ( استعاره از به سرانجا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
block the viwe: جلوی دید را گرفتن مانع از دیدن شدن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talks break down: به شکست انجامیدن گفتگوها
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dicisive battle: نبرد سرنوشت ساز نبرد تعیین کننده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
providing simultaneous translation: ارائه کردن ترجمه همزمان
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disturb ecological balance: بر هم زدن تعادل زیست بوم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
badly need: بد جوری احتیاج داشتن you badly nee ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
away match: بازی خارج از خانه ( فوتبال )
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attend a lecture: شرکت کردن در جلسات سر کلاس ( دانشگا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
create awareness: ایجاد آگاهی ایجاد کردن آگاهی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
huge aversion: بیزاری زیاد تنفر زیاد نفرت زیاد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tree lined avenue: خیابان درخت کاری شده خیابانی که در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minute amount: مقدار خیلی کمی مقدار ناچیزی I only ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
picturesque location: مکان دیدنی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a slight alteration: تغییری جزئی ایجاد کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speedy access: دسترسی سریع
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acknowledge your sources: ذکر کردن منابع خود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adopt a position: موضع اتخاذ کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adopt an approach: رویکرد اتخاذ کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absolutely appalled: کاملاً وحشت زده کاملا شوکه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absolutely absurd: کاملا پوچ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dilapidated building: ساختمان کلنگی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look of disapproval: نگاه حاکی از نارضایتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sharply critical: به شدت انتقادی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
president of federation: رئیس فدراسیون the President of the ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
richly deserved: بسیار شایسته کاملا مستحق
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose customers: از دست دادن مشتری
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ground offensive: تهاجم زمینی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greatest regard: بیشترین احترام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
highest regard: بالاترین احترام بالاترین احترامات
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough choice: انتخاب سخت
٨ ماه پیش