پیشنهادهای REZA SOFI (١٣)
٣٤
٩ ماه پیش
٣
Deductive → استدلال قیاسی ( از کل به جزء، نتیجه قطعی ) Inductive → استدلال استقرایی ( از جزء به کل، نتیجه احتمالی )
٩ ماه پیش
٠
اعصابم داغونه دیگه تحملم تموم شده خیلی استرس دارم اعصابم خرد شده
٩ ماه پیش
٠
زیر گروه بندی دسته بندی فرعی یعنی تقسیم به گروه های کوچکتر درون گروهی بزرگ عین گروه بندی دانش اموزان در کلاس
١٠ ماه پیش
٠
فقط . . . . . کردن
١٠ ماه پیش
١
راحت باش گاردتو بیار پایین
١١ ماه پیش
٢
بداخلاق، درحالتی بداخلاق و بدخلق
١١ ماه پیش
٠
معادل خیلی دقیقی نداره وصفتیه که شامل این موارده 1. مداراگر English: She remained tolerant during the argument and didn’t raise her voice. فارسی: ...
١ سال پیش
١
( ناصاف ) بریدن، قطع کردن، ضربه هک کردن
١ سال پیش
١
دست دوم، کارکرده �غیرمستقیم، �غیرمؤثق، ثانویه ( اطلاعات یا تجربیات ) �
١ سال پیش
٣
برا انسان:فرزند براحیوان:توله، کره معنی مشترک:بچه
١ سال پیش
٠
پیروز، برنده قهرمان ویکتور ( اسم )
١ سال پیش
٠
رنج کشیده، مبتلا، دچار
٢ سال پیش
٣
به همین دلیل