پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٧٢)

بازدید
٣,٤٢٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

پرچم تسلیم A group of German soldiers raised the white flag گروهی از سربازان آلمانی پرچم تسلیم را بلند کردند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

قوانین استعمارگری Africans demonstrated against colonialist laws آفریقایی ها علیه قوانین استعمارگری تظاهرات کردند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

مجرد بودن His years of bachelorhood finally ended when he was 50 سرانجام در 50 سالگی، سال های مجرد بودنش پایان یافت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

دلخور I could see she was getting narked with me می توانستم ببینم که دارد از من دلخور می شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

( کاری را ) مثل آب خوردن انجام دادن She romped through the exam questions او مثل آب خوردن به سئوالات امتحانی جواب داد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

بخش اخترفیزیک The astrophysics department at Amir Kabir University announced the exact time of the new year بخش اخترفیزیک دانشگاه امیرکبیر، زمان دقیق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

مدار بیضی شکل The earth revolves around the sun in an elliptic path زمین در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می گردد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٤

گیسویِ That distress of the long nights and grief of the heart, too Have ended all, thanks to the tress of the beloved آن پریشانی شب های دراز و غم دل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

ایام غم Glad tidings came that the days of sorrow won’t remain As those days have not remained, these, too, won’t remain رسید مژده که ایام غم نخواهد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٤

موی دلبر I said, how pleasant is the air brought by the morning wind. Replied, how cool is the breeze blowing from the beloved’s hair گفتم خوشا هوایی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٣

انعکاسِ – بازتابِ – عکسِ Like the reflection of moonlight’s face into water, you are in my heart and there is too distance between us مثل عکس رخ مهت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٠

کیمیای Out of the elixir of your name, the words come alive از کیمیای نام تو، کلمات جان می گیرند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٤

مهربان Should you come to my house, O Kind Soul, bring me a lamp and a crevice through which I may look at the crowd of the happy alley اگر به خانه ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

آینه ای I will place a mirror in front of your mirror to create eternity with you آینه ای در برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

شایسته تحسین – سزاوار تمجید – درخور ستایش She said to her soul mate: Your insight is worthy of admiration

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

معنای The meaning of her name is existence معنای نام او هستی است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

پاورچین پاورچین رفتن / آمدن – یواشکی رفتن / آمدن مثال: She sidled up to me and whispered something in my ear او پاورچین پاورچین نزد من آمد و یک چیزی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

تَه – انتها – آخر – قسمت انتهایی مثال: The tail end of the queue was a mile away انتهای آن صف یک مایل دورتر بود I only caught the tail end of the int ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

بازی برگشت مثال: Japan won the return match = ژاپن بازی برگشت را برنده شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

حرف و اعتراض داشتن نسبت به مثال: She has no quarrel with her present salary او در مورد حقوق کنونی اش هیچ حرفی ندارد We have no quarrel with her teach ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

در سوگِ مثال: She wore black for a year in bereavement for her husband او در سوگ شوهرش به مدت یک سال سیاه پوشید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

افراد فوق الذکر – ( موارد ) فوق الذکر مثال: The aforementioned are the officers who rescued him افراد فوق الذکر افسرانی هستند که او را نجات دادند The ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

نمایش سقوط آزاد مثال: The ceremony began with a free fall display مراسم با یک نمایش سقوط آزاد شروع شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

نمناک – نمور – قدیمی – افکار قدیمی مثال: His office was a dark fusty room دفتر کارش اتاقی تاریک و نمناک بود His fusty ideas cost him his marriage عقا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

فیلم تخیلی مثال: This is the first time he is making a futuristic movie = این اولین بار است که او یک فیلم تخیلی می سازد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

ایده مبهم مثال: His fuzzy ideas led to his defeat in the elections = ایده های مبهم او منجر به شکستش در انتخابات شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

سلام دوستانه مثال: He raised his hat as a friendly salute = او به عنوان سلامی دوستانه کلاهش را برداشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

از سرگیری مثال: There is no sign of the peace talks resuming = هیچ نشانه ای در مورد از سرگیری مذاکرات صلح نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

با آبکش آبگیری کردن مثال: Strain off any excess liquid = هرگونه مایع اضافی را با آبکش بگیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

دریای ناآرام مثال: We sailed for five hours in the restless sea = ما پنج ساعت در دریای ناآرام قایق رانی کردیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

طبع شاعرانه مثال: He had a poetic temperament = او طبع شاعرانه ای داشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

لحن گله مند مثال: He complained in a querulous voice about having been woken up او با لحنی گله مند شِکوه می کرد که بیدارش کرده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

ادامه داشتن مثال: Fields and hills stretched out as far as we could see دشت و تپه ها تا آنجا که ما می توانستیم ببینیم ادامه داشتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

سکه نقره تمام عیار مثال: He rejected the sterling silvers = او آن سکه های نقره تمام عیار را رد کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

مطبوعات جنجالی مثال: The tabloid press immediately printed her story مطبوعات جنجالی فوراً داستانش را چاپ کردند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

پسر ناسپاس مثال: He had a thankless son = او یک پسر ناسپاس داشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

لرزش عصبی مثال: She has a nervous twitch in her left eye = او در چشم چپش یک لرزش عصبی دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

دولت شفاف مثال: He has promised a transparent government = او قول یک دولت شفاف را داده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

در برابر کسی محکم ایستادن و پیروز شدن مثال: The Russian army outfaced the Germans = ارتش روسیه در مقابل آلمان ها ایستاد و شکست شان داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

توقف فوری مثال: The United Nations has called for an immediate cessation of hostilities سازمان ملل خواستار توقف فوری درگیری ها شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

انفجار کر کننده مثال: An earsplitting explosion woke me up in the middle of the night یک انفجار کر کننده در نیمه شب مرا از خواب بیدار کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

تأثیرات مخرب مثال: The damaging effects of the war are incalculable تأثیرات مخرب آن جنگ غیرقابل محاسبه هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

آتش بس دوجانبه مثال: The premiers of the two countries signed a bilateral ceasefire نخست وزیران دو کشور، آتش بس دوجانبه ای را امضا کردند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

بلوز متین و با وقار مثال: The actress was wearing a demure blouse with a white collar آن خانم بازیگر یک بلوز متین و با وقار با یقه ای سفید به تن داشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

نازک – ( پارچه ) بدن نما مثال: The actress was wearing a filmy blouse آن خانم هنرپیشه یک بلوز نازک پوشیده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

چای معطر I don’t like fragrant tea = چای معطر دوست ندارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

مهره کوچک مثال: I am just a small cog in this office = در این اداره، من فقط یک مهره کوچک هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

بدی گفتن مثال: They sit around and bash at others all day آنها تمام روز می نشینند و از دیگران بد می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

انتقاد تند و تیز مثال: Newspapers printed acrid criticisms of the premier روزنامه ها انتقاداتِ تند و تیزی از نخست وزیر چاپ کردند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

از موضوع خارج شدن – از بحث اصلی دور شدن مثال: This meeting is beginning to stray from the point این جلسه دارد از بحث اصلی دور می شود