پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٧٢)

بازدید
٣,٤٢٣
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

مثل مور و ملخ از جایی بیرون ریختن As soon as the bell went the kids piled out of the school به محض اینکه زنگ خورد بچه ها مثل مور و ملخ از مدرسه بیرون ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

ذره ای – سر سوزنی It won’t make a pennyworth of difference to me سر سوزنی به حال من فرق نمی کند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

قدرت داشتن – قدرت اجرایی داشتن The law must have teeth قانون باید قدرت اجرایی داشته باشد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

جای ایده آل – دنیای ایده آل Shakespeare is the happy hunting ground of all minds that have lost their balance شکسپیر دنیای ایده آل همه اذهانی است که ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

اقتصاد رو به زوال Nobody knows what to do about the crumbling economy هیچکس نمی داند در مورد اقتصاد رو به زوال چه باید کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

غلط از آب درآمدن – غلط از کار درآمدن Their predictions proved false پیش بینی های آنها غلط از آب درآمد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

اختیار تام – اختیار کامل I was given a freehand in designing the bridge برای طراحی آن پل، اختیار کامل به من داده شده بود The film producer has given ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

غافلگیر شدن – شگفت زده شدن I have seen so many things in this world that I have lost the capacity of being surprised by anything آن قدر چیزها در این ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

یک دنیا – بسیار زیاد – یک عالمه There is a world of difference between being alone and being lonely یک دنیا تفاوت بین تنها بودن و بی کس بودن هست A wo ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

کشیدن The dentist yanked out two of her teeth دندانپزشک دو تا از دندان های او را کشید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

گوته، ادیب آلمانی، می گوید: One cannot always be a hero, but one can always be a man آدم نمی تونه همیشه قهرمان باشه، اما می تونه همیشه بزرگوار و جوان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

یک ذره – اندکی – کمی There is hardly a kernel of truth in his words در حرف هایش به سختی یک ذره حقیقت وجود دارد There is a kernel of truth in what he ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

موضع بی طرفی We decided to take a position of neutrality ما تصمیم گرفتیم موضع بی طرفی اتخاذ کنیم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

شاعر آزاداندیش The freethinking poet left Brazil and never returned آن شاعر آزاداندیش، برزیل را ترک کرد و هرگز بازنگشت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

رمان بی محتوا She keeps busy reading frothy novels او با خواندن رمان های بی محتوا، خود را مشغول می کند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

نهار ساده Although he is very rich, he eats a frugal lunch of bread and cheese او با آنکه خیلی ثروتمند است نهاری ساده از نان و پنیر می خورد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

عبارات تکراری His speech was full of hackneyed phrases سخنرانی اش مملو از عبارات تکراری بود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

سیاستِ کوته نظرانه His myopic strategy backfired سیاستِ کوته نظرانه اش نتیجه معکوس داد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

قند طبیعی موجود در میوه جات و عسل The fructose in honey is not harmful to the body قند طبیعی موجود در عسل برای بدن مضر نیست

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

تبریکات صمیمانه Please accept my sincere congratulations لطفا تبریکات صمیمانه مرا بپذیرید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

ترفند بازاریابی These ads are only a marketing ploy این تبلیغات فقط ترفند بازاریابی هستند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

زبان محلی Only one of the soldiers could speak the local lingo فقط یکی از سربازان می توانست زبان محلی آنجا را صحبت کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١١

سردسته The soldiers marched behind their point man سربازان پشت سر سردسته شان حرکت می کردند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

مشکل ایجاد کردن Her behavior on the job poses problems رفتارش در محل کار، مشکل ایجاد می کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

لحن سرد و غیرصمیمی In a distant voice, he told me to pack and leave او با لحنی سرد و غیرصمیمی به من گفت که اسباب هایم را بردارم و بروم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

زمان تمدید When is the renewal date for this lease زمان تمدید این اجاره نامه چه موقع است؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

( از حالت جمع شده ) بازشدن / بازکردن The snake slowly uncurled آن مار به آرامی از حالت جمع شده درآمد The cat uncurled itself and jumped off the wall ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

لباسی ویژه برای کار و فعالیتی خاص – لباس خاصی پوشیدن I forgot to bring my swimming togs من فراموش کردم لباس های شنایم را بیاورم They were all togged ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

روند فزاینده There is a growing trend towards earlier retirement یک روند فزاینده نسبت به زود بازنشسته شدن وجود دارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

صندلی بدون شماره The unnumbered seats are in the back row صندلی های بدون شماره در ردیف عقب هستند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

حرفه بازیگری The vicissitudes of his acting career brought him depression فراز و نشیب های حرفه بازیگری اش برای او افسردگی به ارمغان آورد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

چیزهای مبهم As usual, he said some ambiguous things that only he himself understood طبق معمول، او چیزهای مبهمی گفت که فقط خودش می فهمید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

بیشتر شبیهِ His friendship is more akin to enmity دوستی او بیشتر شبیه دشمنی است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

امر خصوصی Their argument is a private affair جرّوبحث آنها یک امر خصوصی است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

حمله هوایی France was under German aerial attacks for two years فرانسه به مدت دو سال زیر حملات هوایی آلمان بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

باد نامساعد The plane ran into adversarial winds آن هواپیما با باد نامساعد مواجه شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

رفتار غیرعادی His freakish behavior makes him unsuitable to be a teacher رفتار غیرعادی اش او را برای معلم بودن نامناسب می کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

موجب شرمندگی است To my shame, I refused to listen to her side of the story باعث شرمندگی من است که از گوش دادن به ماجرای او امتناع کردم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

چمن خیس We cannot picnic on this sodden grass ما روی این چمن های خیس نمی توانیم به پیک نیک برویم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

اقلیت بسیار کوچک Only a tiny minority hold such extreme views فقط یک اقلیت بسیار کوچک چنین عقاید افراطی دارند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

با ترشرویی – با اکراه و بداخلاقی She grumpily started to do the dishes او با اکراه و بداخلاقی شروع به شستن ظرف ها کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

درو کردن – بریدن و انداختن The Storm hewed down thousands of trees طوفان هزاران درخت را درو کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

هم زمان با She wants to go to school in parallel with raising her baby او می خواهد هم زمان با بزرگ کردن نوزادش به مدرسه هم برود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

پاشنه لاستیکی Tennis shoes have rubber heels کفش های تنیس پاشنه لاستیکی دارند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

جفت و جور شدن My idea needs time to gel ایده من زمان می خواهد تا جا بیفتد That day, everything gelled آن روز، همه چیز جفت و جور شد We just did not ge ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

آماده They have geared up for the game آنها برای مسابقه آماده شده اند Children are all geared up for Norouz بچه ها کاملاً آماده نوروز هستند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

بچه آرام و ساکت I have never seen such a placid baby تا به حال بچه ای به این ساکتی و آرام ندیده بودم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

دامن چین دار She was wearing a pleated skirt او دامن چین دار پوشیده بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

لباس های اشرافی مآبانه مدرسه خصوصی He took off his preppy clothes and joined the army او لباس های اشرافی مآبانه مدرسه خصوصی اش را درآورد و وارد ارتش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

درگیر شدن I got into a tangle with the manager من با مدیر درگیر شدم