پیشنهادهای Eli khalili (٢٢)
درود و احترام♡ * زمان * متشنج * منقبض * مضطرب و عصبی * عصبی شدن/ نگران شدن ✅️when things got tense: وقتی اوضاع متشنج شد ✅️simple present tense: زما ...
درود و احترام♡ * وزن کم کردن ✅️ مترادف :lose pounds
درود و احترام♡ * تقریبا هیچی * مُفت و ارزون ✅️i bought a jacket today and i paid next to nothing for it: امروز یه ژاکت خریدم که قیمتش مُفت بود ✅️i ...
درود و احترام♡ * دوباره قدرت گرفتن * دوباره سر پا شدن ✅️bounce back stronger : دوباره با قدرت برگشتن
درود و احترام♡ * جهیدن و جهش کردن * به چیزی خوردن و برگشتن ( مثل توپ ) * با شور و هیجان حرکت کردن * برگشت خوردن چک * جهش و پرش * ترک کردن یا رفتن ( ...
درود و احترام♡ * ارتقا مکرر * رشد مکرر * تکراری و مکرر ✅️iterative processes: پروسه های ارتقایی مکرر ( پروسه هایی که به ساختن، تعمیر کردن و پیشرفت ...
درود و احترام♡ * کلیدی * سرنوشت ساز * اساسی ✅️ pivotal moment: لحضه سرنوشت ساز ✅️ pivotal point: نقطه عطف/ بسیار مهم ✅️pivotal factor: عامل اساسی/ک ...
درود و احترام♡ * تجربه کردن * آزمایش کردن * امتحان کردن ✅️ The country had secretly experimented with biological weapons for years: این کشور سال ...
درود و احترام♡ * اخراج کردن * روانه کرون * دَک کردن * از سر خود باز کردن His mom packed him off to stay with his grandparents: مادرش برای ماندن او ...
درود و احترام♡ * نت برداری کردن * هول هولکی نوشتن :dont worry, I will jot down their address before i forget it نگران نباش, قبل از اینکه آدرسشان ر ...
درود و احترام♡ * برگزیدن * انتخاب کردن * جدا و متمایز کردن He was singled out as the outstanding performer of the game: او به عنوان بهترین بازیکن ب ...
درود و احترام♡ * انباشتن * سرکوب کردن * در خود ریختن She released from all the pain she'd bottled up for years: او از تمام دردهایی که سالها در خود ...
درود و احترام♡ * غم و اندوه :A relief for all the griefs تسکینی برای تمام غم ها
درود و احترام♡ * دریغ داشتن * خودداری کردن * بروز ندادن * امتناع کردن Withholding affection * دریغ کردن محبت
درود و احترام♡ * شایسته احترام بودن * احترام برانگیختن She commands respect because of her achievements: او به خاطر دستاوردهایش شایسته احترام است
درود و احترام♡ * همگام ماندن با * پا به پای . . . بودن :Only computers can keep pace with the data فقط کامپیوتر ها میتوانند پا به پای داده ها پیش ...
درود و احترام♡ * منسجم و یکپارچه * در هم آمیخته * یکی شده * یکسان سازی شده * وابسته شده
نتایج احتمالی All the potential outcomes came to my mind * تمام نتایج احتمالی به ذهنم رسید
معانی نزدیک به هم داره: *رفاه *آسایش *تندرستی *شادی *خوشبختی
مورد تقدیر و تشکر دیگران قرار گرفتن The philanthropist gained recognition for his generous contributions to charitable causes این نیکوکار به خاطر ...
با وجود تمام بدبیاری ها، باوجود مشکلات و کم شانسی ها
با شرمساری، با خجالت زدگی